3. تکريم و احترام به شخصيت انسان - کرامت انسانی در سیره‏ سیاسی امام علی(ع) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

کرامت انسانی در سیره‏ سیاسی امام علی(ع) - نسخه متنی

علی‏اکبر علیخانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

3. تکريم و احترام به شخصيت انسان

تکريم و احترام به شخصيت انسان و حفظ حرمت انساني، جايگاه خاصي در سياستگذاري هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي حضرت علي(ع) داشت. امام علي(ع) حفظ حرمت انساني را بر همه چيز مقدم مي داشتند و حتي حاضر بودند در عرصه هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي، بهاي سنگيني براي آن بپردازند. به عبارت ديگر، مي توان گفت که حفظ حرمت و شخصيت انساني، از برنامه هاي استراتژيک امام علي(ع) در سياست و حکومتش به شمار مي رفت. تکريم و احترام به شخصيت انسان در تمامي برهه هاي سياسي- اجتماعي آن حضرت- از بيعت و انتخاب واليان گرفته تا جنگ و مقابله با دشمنان و مسائل اقتصادي و سازندگي- از تقدم و اولويت برخوردار بود؛ و پايبندي به اصول انساني و اخلاقي، در جزء جزء سيره و رفتار امام(ع) موج مي زد. امام (ع) در دستوري خطاب به يکي از مأموران زکات نوشت:

مسلماني را مترسان! و اگر او را خوش نيايد، بر سر وي مران! و بيش از حق خدا از مال او مستان! چون به قبيله رسي، بر سر آب آنان فرود آي و به خانه‌هاشان در مياي! پس آهسته و آرام سوي ايشان رو تا به ميان‌ آنان رسي، و سلامشان کن، و در درود گفتن کوتاهي مکن!

سپس بگو: بندگان خدا! مرا ولي خدا و خليفه ي او سوي شما فرستاد تا حقي را که خدا در مال هاتان نهاد، از شما بگيرم. آيا خدا را در مال هاي شما حقي هست تا آن را ادا سازيد و به ولي او بپردازيد؟ اگر کسي گفت نه، متعرض او مشو! اگر کسي گفت آري، با او برو، بي آنکه او را بترساني يا بيمش دهيد يا بر او سخت گيري يا کار را بر او سخت گرداني! آنچه از زر يا سيم به تو دهد، بگير و اگر او را گاو و گوسفند و شترها است، بي رخصت او ميان آن در مشو که بيش تر آن رمه او راست، و چون به رمه رسيدي، چونان کسي به ميانشان مرو که بر رمه چيرگي دارد يا خواهد که آنها را بيازارد و چهارپايان را از جاي مگريزان و مترسان و با خداوند آن در گرفتن حق خدا بد رفتاري مکن! پس مال را دو بخش کن و خداوند مال را مخير گردان! و هر بخش را که برداشت، متعرض او مشو! پس پيوسته چنين کن تا آنچه از مال او باقي مي آيد، حق خدا را ادا کردن شايد! پس حق خدا را از او بگير- و اگر گمان زياد کند- و خواهد آنچه را قسمت شده است، به هم زند، بپذير! سپس هر دو بخش را به هم بياميز و همچون بار نخست قسمت کن نيز! تا حق خدا را از مال او بستاني.[10]

مسئله ي زکات، يکي از ارکان اقتصادي حکومت امام علي(ع) به حساب مي آمد.

فراز فوق، بخشي از يکي از فرمان هاي امام(ع) به مأموران زکاتش است. علي القاعده محور بحث امام(ع) در نامه هاي فوق بايد گرفتن ماليات باشد؛ اما چنان که مي بينيم، نکات اخلاقي، نحوه ي برخورد انساني و احترام به شخصيت انسان ها همه چيز را تحت تأثير قرار داده و محور نامه ي امام(ع) را به خود اختصاص داده است. يکي از نکات جالب توجه در نامه اين است که امام(ع) مي فرمايد به صاحب مال بگو:«آيا خدا را در مال هاي شما حقي است تا آن را ادا سازيد و به ولي او بپردازيد؟ اگر کسي گفت نه، متعرض او مشو». اين همه اعتماد به اعراب باديه نشين که گاه بر سر يک گوسفند و شتر همديگر را مي کشتند، واقعاَ اعجاب انگيز است. طبيعي است که امام(ع) مي دانست ممکن است برخي از مردم به دروغ بگويند مالي براي پرداخت نداريم و چه بسا مأمور امام(ع) از اين دروغ مردم آگاه باشد. با اين حال، امام(ع) هيچ گاه اجازه ي تحقيق و تجسس و حتي اجازه ي وارد کردن شبهه بر پاسخ مردم را نمي دهد و مأمورش را مکلف مي کند که به پاسخ«نه» اعتماد کند. اعتماد به مردم- حتي اگر شبهه ي دروغ وجود داشته باشد- بالاترين مصداق تکريم و احترام به شخصيت انساني است؛ و ضمن اينکه اعتماد متقابل مردم و نظام سياسي را افزايش مي دهد، موجب مي شود که مردم در دفعات بعد متقابل مردم و نظام سياسي را افزايش مي دهد، موجب مي شود که مردم در دفعات بعد شخصيت خود را بالاتر از آن بدانند که بخواهند به جهت امور دنيوي، دروغ بگويند.

حضرت(ع) در نامه يي ديگر، خطاب به يکي از مأموران زکاتش مي نويسند:

و او را مي‌فرمايم که [زيردستان خود را] نر‌نجاند و آنها را دروغگو نداند و به خاطر امير بودن، روي از ايشان برنگرداند.[11]

امام علي(ع) حتي از اين هم فراتر مي رفت و مأموران زکات خود را نه تنها به رعايت و حفظ حرمت و احترام مردم سفارش مي کرد، بلکه به آنان تأکيد مي کرد که:

«آنچه را براي مردم مطلوب است، براي آنان بپذيريد و آنها را از مطلوبشان باز مداريد و حتي تا آنجا که مي توانيد، نيازهاي آنان را برآورده سازيد». حضرت(ع) در اين نامه که باز هم مملو از نکات اخلاقي و ارزش هاي الهي است- به مأمورانش دستور مي دهد که پوشش زمستاني و تابستاني و مرکب و غلام افراد را به خاطر گرفتن زکات نفروشيد.

اوج نامه هنگامي است که امام(ع) مي فرمايند:

و براي درهمي، کسي را تازيانه مزنيد و دست به مال کسي مبريد! نمازگزار باشد يا پيمان مسلمانان را عهده دار.[12]

يعني به خاطر پول و جمع آوري ماليات، به هيچ انساني- اعم از مسلمان و غيرمسلمان-نبايد هتک حرمت و با او به خشونت رفتار شود. اگرچه اين موضوع ممکن است در دنياي امروز امري عادي تلقي شود، در مقايسه با يک صد سال قبل و به طريق اولي در مقايسه با يک هزار و سيصد سال قبل که حکام با زور و خشونت از مردم ماليات مي گرفتند، بسيار حائز اهميت است. رعايت حقوق انسان به بهترين وجه و تکريم و احترام شخصيت انساني در بالاترين درجه، از ويژگي هاي منحصر به فرد حکومت و نظام سياسي حضرت علي(ع) بود.

/ 11