بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْحضرت اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: به خدا سوگند، اگر بخواهم هر كدام از شما را به تمامى كارهايتان و رفت و آمدتان خبر دهم، خواهم داد ولى مىترسم كه به پيامبر اكرم صلّى الله عليه وآله درباره من كافر شويد.بدانيد كه من اين اخبار را به عده اى كه از اين نظر مصون هستند خواهم داد.و سوگند به آن خدائى كه پيامبر صلّى الله عليه وآله را به حق به پيامبرى برگزيد و از ميان مردم انتخاب كرد، من جز سخن راست نمى گويم، تمامى اينها را او (پيامبر اكرم صلّى الله عليه وآله) به من سپرده است، جايگاه هلاكت هر هلاك شونده و نجات هر نجات يابنده و به سرانجام اين امر و (خلاصه) هيچ مساءله اى نماند كه بر سرم بگذرد مگر اينكه در گوش من نهاد و به من تعليم نمود.اى مردم: به خدا سوگند من شما را به هيچ طاعتى تشويق نمى كنم مگر اينكه خودم به آن سبقت مىگيرم و از هيچ معصيتى شما را دور نمى كنم مگر اينكه خودم زودتر از شما از آن دورى مىكنم (30)و در روايت ديگرى مىفرمود: «سلونى عن اسرار الغيوب فاءنى وارث علوم الانبياء و المرسلين ؛ از من در مورد اسرار پنهانى بپرسيد كه من وارث علوم همه انبياء و مرسلين هستم.»(31)عباية بن ربعى گويد: حضرت على عليه السلام بسيار مىفرمود: «سلونى قبل ان تفقدونى ؛ از من بپرسيد قبل از اينكه مرا نيابيد»، به خدا سوگند كه هيچ زمين سبز و يا خشكى نيست و نه گروهى كه صد نفر را گمراه كند و يا صد نفر را هدايت كند مگر اينكه من مىشناسم جلودار آن و محرك آن و سخنگوى آن را تا قيامت.(32)علامه امينى رضوان الله عليه اين جمله را از حضرت امير عليه السلام نقل مىكند كه فرمود:«سلونى و الله لا تسساءلونى عن شى ء يكون الى يوم القيامة الا اخبرتكم ؛ از من بپرسيد كه به خدا سوگند از هيچ حادثه اى تا قيامت نمى پرسيد مگر آنكه به شما خبر خواهم داد.»مدارك از اهل سنت به نقل الغدير ج 6 ص 193: ابو عمر در جامع بيان العلم ج 1، ص 114، محب الطبرى فى الرياض ج 2، ص 198، تاريخ الخلفاء للسيوطى، ص 124، الاتقان، ج 2، ص 319، تهذيب التهذيب، ج 7، ص 338، فتح البارى، ج 8، ص 485، عمدة القارى، ج 9، ص 167، مفتاح السعادة، ج 1، ص 400.