بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْبعد از كشته شدن عثمان و به خلافت رسيدن اميرالمؤمنين عليه السلام و بيعت مردم با ايشان، اميرالمؤمنين عليه السلام در حالى كه عمامه پيامبر اكرم صلّى الله عليه وآله را بر سر نهاده و رداى حضرت را بر دوش انداخته بود بيرون آمد و بر فراز منبر قرار گرفت، پس از حمد و ثناى خداوند و تمجيد از پيامبر صلّى الله عليه وآله و موعظه و انذار مردم، خود را بر منبر مستقر كرد و فرمود:اى مردم از من بپرسيد قبل از اينكه مرا نيابيد، از من بپرسيد كه علوم اولين و آخرين پيش من است، بدانيد كه سوگند به ذات حق: اگر جايگاهى برايم فراهم شود، هر آينه ميان اهل تورات بر طبق تورات آنها، و ميان اهل انجيل (مسيحيان) به حكم انجيل آنها و ميان اهل زبور (پيروان حضرت داوود) به حكم زبور آنها و ميان اهل فرقان (مسلمانان) به حكم فرقان (يعنى قرآن) داورى خواهم كرد! آن چنان كه همه آنها (تصديق كنند) و بگويند: پروردگارا على همانطور قضاوت كرد كه تو فرموده اى.به خدا سوگند من به قرآن و حقائق آن از تمامى مدعيان علم قرآن، داناترم، و اگر نبود يك آيه در كتاب خداوند«يمحو الله ما يشاء و يثبت ؛(36) خداوند هر چه را خواهد محو مىكند و هر چه را خواهد برقرار مىدارد» من شما را به تمامى حوادث تا قيامت خبر ميدادم! سپس فرمود: «سلونى قبل ان تفقدونى ؛ از من بپرسيد قبل از اينكه مرا نيابيد» سوگند به خداوندى كه دانه را شكافت و خلائق را آفريد، اگر از آيه قرآن سوال كنيد به شما خواهم گفت كه در چه وقت نازل شده، درباره چه كسى است، به شما مىگويم كه ناسخ آن كدام است، منسوخش چيست، خاص آن كدام است و عامش چيست، و به محكم آن و متشابه آن، آيات مكى و مدنى آن. به خدا قسم هيچ گروهى نيست كه گمراه گردد يا هدايت شود مگر اينكه من مىشناسم رهبر آنها را و كسانى كه آنها را تحريك مىكنند و منادى آنها را تا روز قيامت.(37)