علم غيب نزد ائمه عليهم السلام - پیشگویی های امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

پیشگویی های امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) - نسخه متنی

سید محمد نجفی یزدی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

علم غيب نزد ائمه عليهم السلام

علم غيب مخصوص خداست و هر كسى را كه خداوند بخواهد

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

بحث در مورد علم غيب و اينكه آيا اين علم منحصر به خداوند متعال است و ديگران از آن بهره اى ندارند و يا اينكه ديگران نيز مىتوانند داراى اين علم باشند بحثى گسترده است. شما پس از مطالعه انبوه رواياتى كه در اين كتاب فقط از يك امام يعنى اميرالمؤمنين عليه السلام آورده شده است، به اين باور عميق خواهيد رسيد كه خداوند متعال اين علم را بطور يقين در اختيار اميرالمؤمنين عليه السلام قرار داده است و هيچ دغدغه و ترديدى در آن نيست.

گذشته از اينها هيچكس نبايد در اين امر ترديد داشته باشد كه خداوند متعال قادر است بخشى از علوم خود را هر قدر كه صلاح بداند در اختيار اولياء خود قرار دهد، همچنانكه در قرآن مجيد به پاره اى از آنها اشاره نموده است.

مثلا در مورد پيامبر اكرم (صلّى الله عليه وآله وسلّم) مىفرمايد: «عالم الغيب فلا يظهر على غيبه احدا الا من ارتضى من رسول (1)؛

خداوند داناى غيب است و هيچكس را بر غيب

خويش آگاه نمى كند مگر آنكه را كه مورد رضاى او باشد.».

در مورد حضرت عيسى عليه السلام در قرآن كريم مىخوانيم كه عيسى مىگفت: «انبؤكم بما تاءكلون و ما تدخرون فى بيوتكم.»(2)

و آيات ديگرى كه بطور عموم و يا خصوص، اين حقيقت را اعلام مىدارد كه خداوند متعال هرگاه صلاح بداند برخى از بندگان خود را از غيب آگاه مىسازد.

بنابراين آياتى كه علم غيب را منحصر در خداوند متعال مىداند مثل آيه مباركه «قل لا يعلم فى السماوات و الارض الغيب الا الله و ما يشعرون (3) بگو در ميان آسمانها و زمين كسى جز خداوند غيب را نمى داند.»

اين آيه و آياتى نظير آن معنايش اين است كه منبع غيب خداوند است و كسى جز از طريق او نمى تواند بر آن آگاهى يابد، بنابراين هيچ منافاتى ندارد كه غيبها در نزد حضرت حق باشد و او برخى از اولياء خود را از آن مطلع گرداند.

آرى عالم به غيب در حقيقت خداوند متعال است كه علم او ذاتى و از ديگرى گرفته نشده است و اما علوم ساير انبياء و اولياء اكتسابى و برگرفته از آن كانون غيب است.

بعد از جنگ جمل وقتى حضرت امير عليه السلام در ضمن خطبه اى به برخى از حوادث آينده خبر داد يكى از ياران آن حضرت با تعجب گفت: «لقد اعطيت يا اميرالمؤمنين علم الغيب ؛ يا اميرالمؤمنين به شما علم غيب داده شده است!» شايد او منظورش اين بود كه علم غيب مختص خداوند است، على عليه السلام در حاليكه تبسم مىكرد فرمود: «ليس هو بعلم الغيب و انما هو تعلم من ذى علم (4)؛ اين علم غيب نيست، بلكه آموختن و فراگيرى است از صاحب علم (يعنى پيامبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم).»

و از آنجا كه دانستن علم غيب در نظر بسيارى معنايش اين بود كه او شريك خداوند است در دانستن غيب، و دانستن علم غيب را از صفات الهى مىشمرند، به اين جهت در برخى روايات، اين موضوع را انكار مىكردند و مىفرمودند: اين علم غيب نيست، بلكه علمى است كه از پيامبر اكرم (صلّى الله عليه وآله وسلّم) فرا گرفته ايم.

در روايت ديگرى مردى بنام يحيى بن عبدالله به امام هفتم عليه السلام گفت: فدايت شوم اينان مىپندارند كه شما علم غيب ميدانى! حضرت فرمود: سبحان الله دستت را بر سرم بگذار، بخدا قسم تمامى موهاى سرم (از تعجب) سيخ شد. سپس فرمود: نه بخدا قسم، چيزى نيست مگر آنچه از پيامبر اكرم (صلّى الله عليه وآله وسلّم) ارث برده ايم.(5) يعنى آنچه ما مىدانيم علم ذاتى نيست بلكه برگرفته از خداوند است.

بنابراين شيعه كه خاندان پيامبر اكرم (صلّى الله عليه وآله وسلّم) را عالم به برخى از غيبها مىداند، فقط به عنوان برگزيدگان و بزرگانى كه مورد رضاى خداوند بوده اند و از حضرت حق جل و علا كسب فيض كرده اند، مىباشد نه بعنوان علم ذاتى كه مختص به ذات اوست و در آن شريكى ندارد.

ابوالجارود گويد از امام باقر عليه السلام پرسيدم: امام چگونه شناخته مىشود؟ حضرت فرمود: امام با صفاتى شناخته مىشود. كه اولين آنها تصريح خداوند تبارك و تعالى است بر او و امانت او تا اينكه حجت بر مردم باشد... و فرمود: او مردم را به حوادث فردا خبر مىدهد و با مردم به هر زبان و هر لغت سخن مىگويد.(6)

/ 365