بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْاميرالمؤمنين عليه السّلام روزى فرمود: چه چيزى شقى ترين شما را مانع است كه بيايد و مرا بكشد؟ خدايا من از اينها زده شدم و اينها از من زده شده اند، آنها را از من راحت كن و مرا از اينها راحت نما.اصحاب گفتند: يا اميرالمؤمنين چه كسى محاسن شما را از خون سر شما رنگين مىكند بگو تا قبيله او را نابود كنيم، حضرت فرمود: در اين هنگام غير از قاتلم ديگرى را خواهيد كشت.(463)يا على چرا در كوفه مانده اى و به مدينه برنمى گردىبِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْشخصى بنام فضا كه پدرش از اصحاب پيامبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلم و از رزمندگان جنگ بدر بود، و در صفين در ركاب حضرت على عليه السّلام شهيد شد گويد: با پدرم در كوفه به عيادت حضرت على عليه السّلام كه مريض شده بود رفتم، پدرم به حضرت گفت:چرا در ميان اعراب جهينة اقامت كرده اى به مدينه برو، اگر اجل تو فرا رسد، يارانت متولى كار تو شده و بر تو نماز گزارند! حضرت فرمود:همانا پيامبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلم با من قرار گذارد كه من نمى ميرم تا اينكه اين (محاسن) از اين (خون سوم) رنگين شود.(464)