بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْهنگامى كه ابوموسى اشعرى نماينده تحميلى حضرت على عليه السلام مىخواست جهت داورى در مورد حضرت على عليه السلام و معاويه، حركت كند، حضرت به او فرمود: بر كتاب خدا حكم كن و از آن تجاوز مكن و چون ابوموسى پشت كرد حضرت فرمود: گويا او را مىبينم كه نيرنگ خورده است، راوى گويد: به حضرت گفتم: يا اميرالمؤمنين اگر مىدانيد او را فريب مىدهند چرا او را فرستاديد؟حضرت (با اينكه به نمايندگى ابوموسى راضى نبود و مالك اشتر و ابن عباس را پيشنهاد نموده بود اما در اثر اكراه مردم او را فرستاد) فرمود.اى پسرم اگر خداوند درباره خلق خود به علم خود رفتار مىنمود ديگر با پيامبران بر مردم احتجاج نمى كرد(109) (يعنى پيامبران را نمى فرستاد براى امتحان مردم، زيرا امتحان براى تشخيص نيك از بد است و حضرت حق نيازى به آزمودن مردم ندارد تا عاقبت كار آنها را بداند، بلكه او از هر چيزى آگاه است و اينكه پيامبران را مىفرستد براى اين است كه حجت بر مردم تمام شود و نگويند اگر براى ما رهبرى بود، اطاعت مىكرديم.)