انتظار مقدمه اتصال به مبداء حقيقي
انتظار دريچه مخفي و ناشناخته اتصال خداوند است، ولي گشودن اين دريچه مقدماتي دارد كه تغافل از آن، مايه خسران و هبوط ابدي است. ناگفته نماند كه وصول به نقطه كمال هر پديده اي منوط به شناخت و فهم آن پديده است كه نتيجه آن حركت و كمال مي باشد؛ توضيح اين كه، نگاه ما در ارتباط با پديده ها دو گونه است؛ يا گذر است يا پايدار، ما از كنار يا پايدار بسياري از پديده ها، براحتي و بدون هيچ مكثي، عبور مي كنيم؛ در اين ميان ممكن است. نسبت به پديده اي، گرايش و احساس خاصي پيدا كنيم كه آن احساس و توجه ويژه مي تواند مقدمه شناخت گردد؛ البته نبايد اين اصل را فراموش كنيم كه از اهمّ عوامل پيوند عميق با هر پديده اي، تثبيت و تشديد مراقبت و مداومت در توجه به آن پديده است.براي انساني كه نگاهش نسبت به ذرات آفرينش، تصنعي، خام و متحجّرانه و وجودش مستغرق توهّمهاي فرعوني است، ضرورت شناخت منتفي است. ولي كسي كه تشنه حقيقتِ كمال و كمالِ حقيقت است؛ حتي لرزش برگي براي او، اشاراتي است حقّاني. وصول به كمال هر پديده ايي، در گرو شناخت آن پديده است و شناختي مي تواند مثمر ثمر واقع شود كه زيربناي آن اشتياق و برخاسته از عمق وجود باشد؛ نه نتيجه تحريف ذهني و تحكم نفس. بنابراين، محصول شناخت ژرف و مطمئن، فهم است. فهم يعني، نفوذ و جاري شدن در حقيقت پديده ها.همانطور كه گفته آمد؛ وصول به كمال هر پديده ايي، در گرو شناخت آن پديده است و شناختي مي تواند مثمر ثمر واقع شود كه زيربناي آن اشتياق و برخاسته از عمق وجود باشد؛ نه نتيجه تحريف ذهني و تحكم نفس. بنابراين، محصول شناخت ژرف و مطمئن، فهم است. فهم يعني، نفوذ و جاري شدن در حقيقت پديده ها. اگر ما بتوانيم، امكانات و توانمندي هاي يك موجود را بفهميم، نسبت به آن نوعي قرابت و تجانس روحي احساس و تجربه مي كنيم و اين كشش و كوشش و خط سير شهودآميز است كه مولّد حركت و متضمن كمال است.تا انسان، مُدرك توانمندي هاي باطني خود - از طريق مطالعه وجود خويش - نشود و در پيچ و تاب محبت الهي نگدازد، چهره او از هستي، جز ارعاب وتحسر و تحجّر نخواهد بود. تنها عاشقِ صادق كه خود را از خار و خاشاك چه كنم چه كنم، مصّفا كرده است، مي تواند به التذاد و اتحاد معنوي دست يابد. چون تحمل و تأمل دارد، با تحمل مي انديشد؛ يعني تحمل ديدن و شنيدن دارد، بنابراين، با نيروي حلم، به طور عميق مي انديشدومي سازد و براي منتظران دوست،ارزش حياتي اين دو پديده شگرف و سترگ، غير قابل انكار است.در مورد انتظار بايد ببينيم كه، چه نوع انتظاري، حاوي امواج و پرتوهاي الهي مي باشد. عاشقاني هستند كه فكر و ذكر و نسيمِ نگاهشان، تفسير «موتو قبل اَن تموتو» است؛ و بر عكس عاشق نماهايي هم وجود دارند، كه حركات و سكناتشان يادآور آيه شريفه «كالأنعام بل هم اضل» است كه همواره در انتظار جوياي انتحارند؛ ولي منتظران واقعي، انتظارشان از مقوله عشقي است كه منشاء رحماني دارد و اين محّب راستين است كه موشكاف راز انتظار محبوب خويش است. امروزه عاشقانه ترين انتظار، انتظار فرج حضرت امام زمان (عج) است، پس آيا به راستي ما چه كرده ايم؟ زيباترين عرض ارادت قلبي و چاكري در حق مولايمان، فهم باطني انتظار به دور از بازتاب هاي شيطاني است.