احمدبن اسحاق قمى - فرهنگ نامه مهدویت نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

فرهنگ نامه مهدویت - نسخه متنی

خدامراد سلیمیان‏

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

احمدبن اسحاق قمى



 احمدبن اسحاق قمى، بزرگ شيعيان قم و از اصحاب امام جواد، هادى و عسكرى‏عليه
السلام بود. او به ديدن حضرت صاحب الزّمان‏عليه السلام شرفياب گرديد او از وكلاى
حضرت عسكرى‏عليه السلام و حضرت مهدى‏عليه السلام بود.(37) در خاندان امامت از شأن و
مرتبه والايى نيز برخوردار بود كه نمونه‏اى از آن حديث در كمال‏الدين و تمام النعمة
نقل شده است.

 شيخ صدوق‏رحمه الله با ذكر سند نوشته است: احمدبن اسحاق گويد: بر امام
عسكرى‏عليه السلام وارد شدم و مى‏خواستم از جانشين پس از وى پرسش كنم؛ او آغاز سخن
كرد و فرمود: اى احمد بن اسحاق! خداى تعالى از زمان آدم‏عليه السلام زمين را خالى
از حجّت نگذاشته است و تا روز قيامت نيز خالى از حجّت نخواهد گذاشت. به واسطه او
بلا را از اهل زمين دفع مى‏كند و به خاطر او باران مى‏فرستد و بركات زمين را بيرون
مى‏آورد.

 گويد: پرسيدم: اى فرزند رسول خدا امام و جانشين پس از شما كيست؟ حضرت شتابان
برخاست و داخل خانه شد و سپس برگشت در حالى كه بر شانه‏اش كودكى سه ساله بود كه
صورتش مانند ماه شب چهارده مى‏درخشيد. پس فرمود: اى احمدبن اسحاق! اگر نزد خداى
تعالى و حجّت‏هاى او گرامى نبودى، اين فرزندم را به تو نمى‏نمودم. او هم‏نام و هم
كنيه رسول خداصلى الله عليه وآله است، كسى است كه زمين را پر از عدل و داد مى‏كند؛
همچنان كه پر از ظلم و جور شده باشد.

 اى احمدبن اسحاق! مَثَل او در اين امّت، مَثَل خضر و ذوالقرنين است، او غيبتى
طولانى خواهد داشت كه هيچ كس در آن نجات نمى‏يابد؛ مگر كسى كه خداى تعالى او را در
اعتقاد به امامت ثابت بدارد و در دعا به تعجيل فَرَج موفّق سازد.

 احمد بن اسحاق گويد: پرسيدم: اى مولاى من! آيا نشانه‏اى هست كه قلبم بدان
مطمئن شود؟ آن كودك به زبان عربى فصيح به سخن در آمد و فرمود: «اَنَا بَقِيَّةُ
اللّهِ في اَرْضِهِ وَالمُنْتَقِمِ مِنْ اَعْدائِهِ». اى احمد بن اسحاق! پس از
مشاهده، جست‏وجوى نشانه مكن!

 احمدبن اسحاق گويد: من شاد و خرّم بيرون آمدم و فرداى آن روز به نزد امام
عسكرى‏عليه السلام بازگشتم و گفتم: اى فرزند رسول خدا! شادى من به واسطه منّتى كه
بر من نهاديد، بسيار است، بفرماييد آن سنّتى كه از خضر و ذوالقرنين دارد چيست؟
فرمود: اى احمد! غيبت طولانى، گفتم: اى فرزند رسول خدا! آيا غيبت او به طول خواهد
انجاميد؟ فرمود: به خدا سوگند چنين است تا به غايتى كه اكثر معتقدان به او بازگردند
و باقى نماند مگر كسى كه خداى تعالى عهد و پيمان ولايت ما را از او گرفته و ايمان
را در دلش نگاشته و با روحى از جانب خود مؤيد كرده باشد.

 اى احمدبن اسحاق! اين امرى از امر الهى و سرّى از سرّ ربوبى و غيبى از غيب
پروردگار است، آنچه به تو عطا كردم، بگير و پنهان كن و از شاكران باش تا فردا با ما
در علّيّين باشى».(38)

 احمدبن اسحاق در يكى از سفرها چون به شهر حلوان رسيد، بيمار شد و در آنجا
وفات يافت. همراهانش او را در كفنى كه حضرت امام حسن عسكرى‏عليه السلام يا حسين‏بن
روح - بنا به اختلاف روايات - برايش ارسال داشته بودند، كفن كرده و در همان‏جا به
خاك سپردند.


/ 201