صاحب الزّمان
يكى از القاب حضرت مهدىعليه السلام «صاحب الزَّمان» است. اگرچه اين لقب در
متن روايات به ندرت ذكر شده؛ ولى در زبان راويان و اصحاب و شيعيان فراوان مورد
استفاده قرار گرفته است.(614)
امام صادقعليه السلام مىفرمايد: «... وَ آخِرُهُمُ القائِمُ بِالحَقِّ
بَقيَّةُ اللهِ في الاَرْضِ وَصاحِبُ الزَّمانِ».(615) «و آخرين آنها قائم به حق
بقيةاللّه در زمين و صاحب الزّمان است.»
فضل ابن شاذان در كتاب فضايل روايتى از پيامبرصلى الله عليه وآله نقل كرده
است كه آن حضرت فرمود: «مَنْ اَحَبَّ اَنْ يَلقِىَ اللّهَ وَقَدْ كَمُلَ ايمانُهُ
وَحَسُنَ اِسلامُهُ فَلْيُوالِ الحُجَّةَ صاحِبَ الزَّمانِ القائمَ المُنْتَظَرَ
المَهْدِىَعليه السلام...»(616)؛ «هر آن كس كه دوست دارد خداوند را در حال كمال
ايمان و حسن اسلام ملاقات كند، پس مىبايست حجّت، صاحب الزّمان قائم منتظر مهدى را
دوست داشته باشد».
اگرچه هر يك از ائمه صاحب زمان خويشاند، ولى به اعتبار طول عمر فراوان آن
حضرت و اينكه مدت زمانى بيشتر از بقيه ائمهعليهم السلام زندگى خواهد كرد، ايشان
بيشتر از بقيه آن بزرگواران به اين لقب شهرت يافته است.
صاحب الزمانى
سيد حسن صاحب الزمانى (1288 - 1355 ه .ق) در اصل اهل يزد بود، ولى در تهران
تحت تربيت و تعليم حاج شيخ هادى نجمآبادى، ابوالحسن جلوه، شيخ فضلالله نورى و حاج
ميرزا حسن آشتيانى قرار گرفت.
او در علوم متداول زمان خود از قبيل حكمت، كلام، فقه، حديث و تفسير متبحر
بود. وجه شهرت او به صاحب الزمانى اين بود كه وى در آغاز جوانى به تحريك شيخ احمد
كرمانى، در حدود همدان و كرمانشاهان ادعا كرد كه صاحب الزمان و موعود شيعه است.
چون علاوه بر سيادت، منظرى خوش، هيئتى مطبوع و شبيه به تصاوير خيالى نقاشان
داشت كه از بعضى امامان مىكشيدند، جمعى كثير بدو گرويدند. لذا از طرف دولت وقت، او
را با شيخ احمد كرمانى توقيف و روانه تهران كردند. پس از ورود به تهران، آنان را به
زندان افكندند. شيخ احمد در زندان درگذشت، ولى سيد حسن به وساطت يكى از اعيان دولت
آزاد شد و از دعاوى پيشين خود توبه كرد و در اواخر عمرش در مشهد توطّن گزيد.(617)
] مدعيان مهدويت
صاحب السَّيف
يكى از القاب حضرت مهدىعليه السلام - كه در پارهاى از روايات معصومينعليهم
السلام به آن اشاره شده - «صاحب السيف» (صاحب شمشير) است.
اگرچه درباره سلاح حضرت مهدىعليه السلام هنگام ظهور صراحتى وجود ندارد؛ ولى
ممكن است روايات مربوطه را حمل بر ظاهر كرد و به عنوان يك نظر مطرح نمود كه آن حضرت
با همان سلاحهاى متداول عصر بعثت پيامبرصلى الله عليه وآله ظهور خواهد فرمود.
در اين صورت «صاحب السيف» در معناى حقيقى خود به كار مىرود؛ اگر چه در مقابل
مىتوان آن را كنايه از «صاحب القدرة والعظمة» دانست و «سيف» را در اينجا به معناى
ابزار غلبه و قدرت معنا كرد.
در كتاب شريف الكافى نقل شده است: وقتى از امام صادقعليه السلام درباره
قائمعليه السلام پرسيده شد، آن حضرت فرمود: «كُلُّنا قائِمٌ بِاَمرِاللّهِ وَاحِدٌ
بَعْدَ واحِدٍ حَتَّى يَجِىءَ صاحِبُ السَّيْفِ فَاِذا جَاءَ صاحِبُ السَّيْفِ
جاءَ بِاَمرٍ غَيْرِالَّذى كانَ»(618)؛ «همه ما قائم به امر خداييم؛ يكى پس از
ديگرى تا زمانى كه صاحب شمشير بيايد. چون صاحب شمشير آمد، امر و دستورى غير از آنچه
بوده مىآورد. (پدرانش مأمور به تقيّه و صبر بوده و او مأمور به جهاد و برانداختن
ظلم است)».
گفتنى است اين لقب، همانند بسيارى از القاب ديگر حضرت مهدىعليه السلام
اختصاص به آن حضرت ندارد و بقيه ائمهعليهم السلام نيز به اين عنوان، ملقّب
بودهاند.
در اين باره حَكم بن ابى نعيم گويد: «در مدينه خدمت امام باقرعليه السلام
رسيدم و عرض كردم: من بين ركن و مقام نذر كرده و به عهده گرفتهام كه اگر شما را
ملاقات كنم، از مدينه بيرون نروم تا زمانى كه بدانم شما قائم آل محمدصلى الله عليه
وآله هستيد يا نه؟ حضرت هيچ پاسخى به من نفرمود. من سى روز در مدينه بودم، سپس در
بين راهى به من برخورد و فرمود: اى حكم! تو هنوز اينجايى؟ گفتم آرى، من نذرى كه
كردهام، به شما عرض كردم و شما مرا امر و نهى ننموده و پاسخى نفرموديد.
فرمود: فردا صبح زود منزل من بيا، فردا خدمتش رفتم، فرمود: مطلبت را بپرس.
عرض كردم: من بين ركن و مقام نذر كرده و روزه و صدقهاى براى خدا به عهده
گرفتهام كه اگر شما را ملاقات كردم از مدينه بيرون نروم، جز آنكه بدانم شما قائم
آل محمدصلى الله عليه وآله هستيد يا نه؟ اگر شما هستيد ملازم خدمتتان باشم و اگر
نيستيد، در روى زمين بگردم و در طلب معاش برآيم. فرمود: اى حكم! همه ما قائم به امر
خدا هستيم.
عرض كردم: شما مهدى هستى؟ فرمود: همه ما به سوى خدا هدايت مىكنيم. عرض كردم:
شما صاحب شمشيرى؟ فرمود: همه ما صاحب شمشير و وارث شمشيريم (شمشير پيغمبر به ما به
ارث رسيده و همراه ما است).
عرض كردم: شما هستيد آن كه دشمنان خدا را مىكشد و دوستان خدا به وسيله شما
عزيز مىشوند و دين خدا آشكار مىگردد؟ فرمود: اى حكم! چگونه من او باشم، در صورتى
كه به 45 سالگى رسيدهام؛ حال آنكه صاحب اين امر [كه تو مىپرسى] از من به دوران
شيرخوارگى نزديكتر و هنگام سوارى چالاكتر است».(619)
نيز ] سلاح حضرت مهدىعليه السلام، ذوالفقار.
صاحبُ الغَيْبَة
در برخى روايات از اين لقب، براى معرفى حضرت مهدىعليه السلام و اثبات غيبتبراى ايشان استفاده شده است.(620)
امام رضاعليه السلام فرمود: «... وَهُوَ صاحِبُ الغَيبَةِ قَبلَ خُرُوجِهِ»؛
«و او است صاحب غيبت قبل از ظهورش...».(621)
همچنين از امام حسينعليه السلام نقل شده است كه فرمود: «قائم اين امت نهمين
از فرزندان من است و او است صاحب الغيبة...». «قائِمُ هَذِهِ الاُمَةِ هُوَ
التَّاسِعُ مِنْ وُلْدي وَهُوَ صاحِبُ الغَيْبَةِ...»(622)
البته اين احتمال نيز وجود دارد كه مقصود از اين تركيب لقب نبوده؛ بلكه ترجمه
آن مقصود باشد؛ يعنى، كسى كه داراى غيبت است. احتمال ديگر اينكه اين لقب نيز مانند
بعضى از القاب، جهت تقيّه به كار مىرفته است.
صائد بن صائد ] خروج دجّال
صيحه آسمانى ] نداى آسمانى
صيقل ] نرجس