« غ »
غريم
«غريم» در لغت، هم به معناى طلبكار آمده است و هم به معناى بدهكار.(698)در روايات فراوانى از آن به عنوان يكى از القاب حضرت مهدىعليه السلام ياد
شده است. بيشتر به نظر مىرسد مقصود، معناى نخست آن باشد كه درباره حضرت به كار
رفته است. اين لقب نيز مانند برخى القاب ديگر، از روى تقيّه بوده كه هرگاه شيعيان
مىخواستند مالى را نزد آن حضرت يا نواب و وكلاى آن حضرت بفرستند، يا وصيت كنند و
يا از جانب آن حضرت مطالبه كنند، به اين لقب حضرت را مىخواندند.
شيخ مفيدرحمه الله به اين نكته تصريح كرده، مىنويسد: «كلمه غريم رمزى بود
بين شيعه كه وقتى حضرت مهدىعليه السلام را از روى تقيّه ياد مىكردند، از آن
استفاده مىنمودند».(699)
بنابراين، استفاده از اين لقب عمدتاً در ارتباطات مالى شيعيان با حضرت
مهدىعليه السلام - آن هم در طول غيبت صغرى - بوده است.(700)
در اينجا به برخى از روايات اشاره مىشود:
1. محمد بن صالح گويد: «وقتى پدرم از دنيا رفت و امر به من رسيد، سفته هايى
(حواله هايى) نزد پدرم بود كه نشان مىداد، مربوط به اموال غريم است.»(701)
2. اسحاق بن يعقوب گويد: «از شيخ عمرى شنيدم كه مىگفت: با مردى شهرى مصاحبت
داشتم و به همراه او مالى براى غريم بود و آن را براى او فرستاد».(702)
3. محمد بن هارون گويد: «از اموال غريم پانصد دينار بر ذمه من بود».(703)
غلام
«غلام» در لغت به معناى پسربچه است.(704)
در برخى روايات از حضرت مهدى عليه السلام، با عنوان «غلام» ياد شده است. امام
صادقعليه السلام مىفرمايد: پيامبراسلامصلى الله عليه وآله فرمود: «لابُدَّ
لِلْغُلامِ مِنْ غَيْبَةٍ فَقيلَ لَهُ وَلِمَ يا رَسُولُ اللّه؟ قالَ: يَخافُ
القَتْلَ»(705)؛ «به ناگزير براى غلام غيبتى است. گفته شد: يا رسول اللّه: براى چه؟
فرمود: از ترس مرگ».
اين لقب نيز مانند برخى ديگر از القاب، گاهى در معناى لغوى خود به كار
مىرفته و مقصود همان پسر بچه و جوان بوده است و گاهى به جهت شرايط حاكم بر [ زمان
] صدور روايت، از روى تقيّه اين گونه گفته مىشده و به عنوان لقب به كار رفته است.
غلام احمد خان
ميرزا غلام احمد خان قاديانى (ت 1823م - م 1908 م.) موسس فرقهاحمديه يا
قاديانيه شمرده مىشود. وى اهل پنجاب پاكستان بود. پدرش از مخالفان سرسخت انگليس به
شمار مىآمد و با زبانهاى فارسى اردو و عربى آشنايى داشت. غلام احمد در چهل سالگى
ادعاى مهدويّت كرد و جمعى از مردم پنجاب را پيرامون خويش گرد آورد. او در اصول با
اعتقادات اسلامى موافق بود؛ ولى به جمع مسيحيت و مهدويّت اعتقاد داشت و خود را مهدى
موعود و مظهر عيسى و حضرت محمدصلى الله عليه وآله مىدانست! در نظر غلام احمد، حضرت
عيسىعليه السلام پس از خاك سپارى از گور برون آمد و در كشمير اقامت گزيد و در 120
سالگى در شهر سرينگر وفات يافت.
غلام احمد خان جهاد با شمير را حتى عليه دشمنان اسلام حرام مىدانست و مسالمت
و صلح را شعار خود مىشمرد. بدين سبب طرفدار دولت بريتانيا گرديد و به تدريج
پيروانش در لاهور، ايالت پنجاب و ربوه فزونى يافتند. آنها بيمارستان و مدرسههاى
بسيار پديد آوردند و با كارهاى چنينى، شمار طرفداران خويش را فزونى بخشيدند! پس از
مرگ غلام احمد خان، پيروانش به تدريج به فرقههاى گوناگون تقسيم شدند.(706) نيز ]
مدعيان مهدويت