كمال الدين و تمام النعمة
در بين كتابهاى حديث - كه از پيشينيان به دست ما رسيده - كمتر كتابى است كهاز شهرتى به سان «كمالالدين و تمامالنعمة» برخوردار باشد. اين كتاب در موضوع غيبت
و طول عمر امام مهدىعليه السلام نوشته شده و بسيارى از نصوص و احاديث مربوط به اين
مبحث با ترتيبى خاصّ به همراه براهينى متين، درج گرديده است.
مؤلف كتاب شيخ فقيهان و رئيس محدثان شيعى، ابوجعفر محمدبن على بن حسين بن
بابويه قمى (م 381 ه) معروف به شيخ صدوقرحمه الله است كه اكثر علماى اماميّه كلام
او را مانند نص منقول و خبر مأثور مىدانند.(763)
تأليفات شيخ صدوقرحمه الله بالغ بر سيصد مجلد كتاب و رساله بوده است كه برخى
از آنها اكنون در دسترس است.(764)
«كمالالدين و تمام النعمة» نام كتابى است كه شيخ صدوقرحمه الله در اواخر
عمر خود تأليف كرده است. اين كتاب در شهر نيشابور تأليف شده كه در قرون اوليّه
اسلامى از شهرهاى بزرگ ممالك اسلامى به شمار مىآمد و جمعيت آن بالغ بر يك ميليون
تن بوده است. در آن روزگار بيشتر كسانى كه نزد شيخ رفت و آمد مىكردند، در امر غيبت
متحيّر بوده و در امر قائمعليه السلام شبهاتى داشتهاند! شيخ صدوقرحمه الله همت
خود را مصروف الارشاد آنان و بازگرداندن ايشان به راه حق و صواب مىنمود تا آنكه
شيخ نجمالدين ابوسعيد محمدبن حسن بن محمدبن احمدبن على بن صلت قمى را ملاقات
مىكند. او چندى در بخارا اقامت داشته و تحت تأثير گفتار و ايرادات يكى از بزرگان
فلاسفه و منطقيين بخارا، در موضوع غيبت و انقطاع اخبار قائمعليه السلام دچار حيرت
و ترديد شده بود! شيخ صدوقرحمه الله در اثبات امامعليه السلام و غيبت او مباحث و
فصولى را ياد آور شده و اخبارى درباره غيبت امام از پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله
و ائمه هدىعليهم السلام نقل مىكند كه شك و ارتياب وى را زايل مىسازد. شيخ نجم
الدين از شيخ صدوقرحمه الله درخواست مىكند كه كتابى در اين معنا تأليف كند و شيخ
هم به او وعده مىدهد كه اگر خداوند اسباب رجوع وى را به وطن و محل استقرارش (رى)
را فراهم سازد، آن كتاب را بنويسد.
اما او در عالم رؤيا امام مهدىعليه السلام را مىبيند كه در طواف خانه خدا
به وى خطاب مىفرمايد: «چرا در باب غيبت كتابى نمىنويسى و غيبتهاى انبيا را در آن
ذكر نمىكنى؟» و او گريان از خواب بيدار مىشود و در بامداد همان روز، به تأليف
كتاب «كمالالدين» اقدام مىكند.
كتاب از يك مقدمه نسبتاً طولانى و 55 فصل تشكيل شده است. مقدمه كتاب - كه
برخى آن را باب اوّل كتاب به حساب آوردهاند - حدود يك پنجم كتاب را تشكيل داده است
و شامل مباحثى كلامى در اثبات درستى عقيده اماميّه در باب امام قائمعليه السلام و
پاسخ به شبهات زيديه و اسماعيليه و ساير فرق اثنى عشريه است.
اين مقدمه برآن دلالت داردكه شيخ صدوقرحمه الله نهتنها درميدانروايت
احاديث؛ بلكه در درايت حديث و استدلال كلامى، عالمى كم نظير بوده است.
كتاب با عنوان غيبت ادريس پيامبرعليه السلام آغاز مىشود و بعد از آن غيبت
حضرت نوحعليه السلام، صالح، ابراهيم، يوسف و موسىعليهم السلام ذكر مىگردد، بعد
از آن غيبت حجج الهى - كه مابين موسى كليم و عيسى مسيح، بودهاند - سخن به
ميان آمده است. آن گاه بشارت عيسى مسيح به پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله بيان شده
است.
خبر سلمان فارسى، قيس بن ساعده ايادى، و تبع، عبدالمطلب، ابوطالب، سيف بن ذى
بزن، بحيراى راهب، و خالد بن اسيد، ابوالمويهب راهب، سطيح كاهن، يوسف يهودى، داوس
بن حواس، و زيد بن عمرو بن نفيل ابواب ديگر كتاب است. بعد از آن علت احتياج مردم به
امام و استدلال كلامى شيخ صدوقرحمه الله در اين باب آمده است.
يكى از ابواب طولانى كتاب با عنوان «اتصال وصيت از زمان آدمعليه السلام تا
روز قيامت» حاوى 65 حديث است كه در پايان آن بحثى در معناى عترت و آل و اهل آمده
است.
نصوصى كه بر اثبات دوازدهمين امام شيعه رسيده، ابواب ديگر كتاب را تشكيل داده
است. در ادامه درباره كسى كه منكر قائمعليه السلام باشد و اينكه امامت پس از حسن و
حسينعليهما السلام در دو برادر جمع نمىشود و روايتى كه درباره نرگس خاتون وارد
شده است و ميلاد قائمعليه السلام و كسانى كه قائمعليه السلام را ديدار كردهاند و
علت غيبت و توقيعات وارده از قائم و طول عمر و حديث دجّال و معمرون ذكر شده است.
ابواب پايانى شامل ثواب منتظر، نهى از تسميه، علامات ظهور و نوادر كتاب است.
و استدلال شيخ صدوقرحمه الله بر عدم فترت بين رسولان نيز در پايان كتاب و در همين
باب آمده است.
نام كتاب كمالالدين و تمامالنعمة از آيه شريفه قرآن كريم گرفته شده كه در
آن آمده است:
«اَليَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَاَتمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي
وَرَضِيتُ لَكُمُ الاِسْلامَ دِيناً»(765)؛ «امروز دين را برايتان كامل ساختم و
نعمتم را بر شما تمام كردم و از اسلام به عنوان دين بر شما خشنودم».
و چون كمال دين در ولايت و امامت علىعليه السلام است و كمال امامت نيز در
وجود مسعود دوازدهمين وصى پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله تحقق مىيابد، از اين رو
شيخ صدوقرحمه الله نام كتاب گرانقدر خود را كمالالدين و تمامالنعمة، گذاشت و
اينكه برخى از محدثان نام كتاب را «اكمالالدين و اتمام النعمة» گزارش كردهاند، از
آن رو است كه ارتباط نام كتاب و آيه شريفه كاملاً نمايان باشد. اما از آن جهت كه
شيخ صدوقرحمه الله در صدد اكمال دين و اتمام نعمت نبوده، بلكه قصد او اخبار از
كمال دين و تمام نعمت است و در بسيارى از نسخههاى خطى و تمامى چاپهاى كتاب نيز
نام كمالالدين و تمام النعمة بر روى كتاب ثبت است، ما نيز آن را برگزيديم.
در پايان گفتنى است كه از امورى كه در ارزش و اعتبار كتاب كمالالدين دخيل
است، شأن و منزلت و عدالت و وثاقت و جايگاه ويژه نويسنده آن است؛ به گونهاى كه
شايد هيچ يك از علماى بزرگوار اسلام، در اين جهات به پايه وى نمىرسند. گروه كثيرى
از علماى اماميّه - همچون علامه حلى، شهيد اوّل و محقق داماد - مرسلههاى وى را
محكوم به صحت مىدانند و مىگويند: مراسيل صدوق كمتر از مراسيل ابن ابى عمير نيست.
ديگر آنكه بسيارى از محدثان شيعى، اعتبار و ارزش خاصى براى كمالالدين قائل
بودهاند و بسيارى از احاديث آن را در كتابهاى خود نقل كرده و بدان استناد
جستهاند.(766)