كوه رَضْوى
«رَضْوى» نخستين كوه از كوههاى «تهامه»، در يك منزلى «ينبع» و هفت منزلى
«مدينه» است.(777) از اين كوه در روايات سخن به ميان آمده و از آنجا به عنوان
جايگاه ارواح مؤمنان در عالم برزخ ياد شده است.(778)
در برخى ديگر از روايات، به عنوان محل زندگى حضرت مهدىعليه السلام در دوران
غيبت نام برده شده است.
شيخ طوسى با ذكر سند از عبدالاعلى نقل كرده است: «با امام صادقعليه السلام
خارج شدم تا اينكه به «روحا» رسيديم. آن حضرت به كوه آن نگاه كرد و فرمود: اين كوه
را كه مىبينى كوهى است كه به نام «رضوى» ناميده مىشود. از كوههاى فارس است كه
چون ما را دوست مىداشت، خداوند به نزد ما آن را منتقل كرد و در آن از درختهاى
ميوه قرار داد. همانا براى صاحب الامر در آن دو غيبت است كه يكى كوتاه و ديگرى
طولانى است».(779)
علاوه بر روايات، در فرازهايى از دعاى ندبه نيز چنين مىخوانيم: «اى كاش
مىدانستم در كجا استقرار دارى و در كدام سرزمين تو را بجويم؟ آيا در كوه رضوى
هستى؟ يا غير آن...».
«لَيتَ شِعْرى اَيْنَ اسْتَقَرَّتْ بِكَ النَّوى بَلْ اَىُّ اَرْضٍ
تُقِلُّكَ أَوْ ثَرى اَبِرَضْوى اَمْ غَيرِها...»(780)
همين ذهنيت ساخته شده درباره غيبت مهدىعليه السلام در اين كوه، باعث شد تا
كسانى كه درباره مسأله «مهدويّت» دچار انحراف شدهاند، مهدى موهوم خود را در اين
كوه غايب بدانند.
بنابراين شيعه اين كوه را از كيسانيه نگرفته؛ بلكه به جهت وجود اين روايات در
بين مسلمانان، آنان معتقد شدهاند كه مهدى خيالى خود، در آن كوه است!
نيز ] دعاى ندبه.
كيسانيه
يكى از فرقههايى كه در مباحث انحراف در مهدويّت از آن ياد شده «كيسانيه»
است. در مورد علت نامگذارى اين فرقه به كيسانيه، اختلاف نظر هست؛ برخى نوشتهاند:
اينان پيروان كيسان مولى اميرالمؤمنينعليه السلام هستند. كيسان شاگرد محمدبن حنفيه
بود، اما از امام حسن و امام حسينعليهما السلام و از محمد علوم مختلف - از جمله
علم تأويل و باطن و علم آفاق و انفس - آموخت و سپس به امامت محمد قائل شد و براى
محمد مراتب و درجاتى دانست كه خارج از حدّ وى بود.(781)
برخى نوشتهاند: كيسانيه پيروان مختار بن ابى عبيده ثقفى هستند؛ زيرا مختار
ملقب به كيسان بود، از اين رو كيسانيه خوانده شدهاند.
شمارى هم نوشتهاند: فرمانده پليس (شرطه) مختار، كيسان نام داشت و مكنى به
ابوعمران بود. و او در اعمال خود بسيار افراط مىكرد و محمد را وصى حضرت علىعليه
السلام مىدانست و مختار را نايب او معرفى مىكرد! او معتقد بود كه جبرئيل بر مختار
وحى مىآورد:(782)