عقايد مشترك كيسانيه
تمام فرق كيسانيه، داراى عقايدى مشترك هستند كه عبارت است از: اعتقاد بهامامت محمدبن حنفيه فرزند علىبن ابىطالبعليه السلام، عقيده به مسأله بدا، اعتقاد
به تناسخ و حلول، اعتقاد به رجعت و اعتقاد به نوعى غلوّ درحق ائمهعليهم السلام و
پيشوايان خويش. غير از اينها هر يك از اين فرقهها داراى اعتقادى خاصّ نيز هستند
كه ذيل هر فرقه بهآن اشاره خواهد شد.
كيسانيه پس از درگذشت محمدبن حنفيه، به دو شعبه تقسيم شدند: دستهاى مرگ محمد
را انكار كردند و گفتند: وى نمرده و نمىميرد و زنده است؛ اما غايب شده و در كوه
رضوى ( كوه رضوى) پنهان است تا روزى كه به او امر شود و ظهور كند. اين
دسته، وى را همان امام منتظر مىدانند؛ از اين رو هيچ كس را پس از وى امام
نمىدانند!
گروه ديگر مرگ محمد را باور كرده و پس از وى ابوهاشم عبداللّه بن محمد را به
امامت برگزيدند و اعتقاد به حلول روح محمد در ابوهاشم پيدا نمودند.
مهمترينفِرَقكيسانيه عبارتاستاز:
1. فرقهاى كه اعتقاد دارند حضرت علىعليه السلام به امامت محمد فرزند خود
تصريح كرده و او را به جانشينى خود انتخاب نموده است. اينان معتقدند: در جنگ جمل
امام علىعليه السلام پرچم جنگ را به محمد سپرد؛(783) در حالى كه برادرانش حسن و
حسينعليهما السلام نيز در آن جنگ بودند.(784) از اين جهت او را جانشين بلافصل حضرت
علىعليه السلام مىدانند.
2. فرقه دوم معتقدند: محمد پس از برادرانش حسن و حسينعليهما السلام به امامت
رسيد؛ زيرا حسين در موقع خروج از مدينه محمد را به عنوان وصى و جانشين خود انتخاب
كرد.(785)
3. برخى معتقدند: محمد همان امام مهدىعليه السلام است و هيچ كس از اهل بيت
علىعليه السلام نبايد با او مخالفت كند. حتى حسن و حسينعليهما السلام نيز با
اجازه او، صلح و يا جنگ كردند؛ وگرنه هلاك مىشدند! او زنده است و در كوه رضوى
پنهان است و سبب غيبت او از خلق را خدا مىداند.(786) اينان به نام «كربيه»، پيروان
ابوكرب ضرّير مىباشند.
4. برخى ديگر معتقدند: چون محمدبن حنفيه تسليم عبدالملك بن مروان شد و با او
بيعت كرد و نيز با ابن زبير نيز بيعت كرد، از اين رو در كوه رضوى زندانى است و
شكنجه مىبيند.
5. مختاريه، پيروان مختاربن ابى عبيده ثقفى، هستند برخى نوشتهاند: مختار
نخست از خوارج بود؛ سپس از طرفداران زبير گرديد. پس از آن شيعه شد و سپس كيسانى
گرديد و قائل به امامت محمدبن حنفيه شد. او مردم را به سوى او دعوت كرد و خود را از
ياران محمد و از داعيان او شمرد. كلماتى مسجّع بر زبان مىراند و علومى باطل را
اظهار مىكرد و چون محمدبنحنفيه ازقضيه وىمطلع شد، ازاو بيزارى جست. امّا مردم به
دو دليل به او گرويدند: يكىآنكه وىمنتسببه محمد ابنحنفيه بود و ديگر آنكه به
خونخواهى امامحسينعليه السلام، قاتلانوىرامجازاتكرد.(787)
برخى نوشتهاند: محمدبن حنفيه، حكومت عراق را به مختار داد تا از قاتلان
حسينعليه السلام انتقام بگيرد و او بود كه مختار را «كيسان» ناميد؛ از اين رو
كيسانيه را مختاريه هم مىنامند.(788)
6. هاشميه، پيروان ابوهاشم عبداللّه بن محمد حنفيه هستند. اينان مرگ محمدبن
حنفيه را باور كردند و پس از وى، به امامت فرزند او ابوهاشم معتقد شده و گفتند:
محمد همه اسرار را به ابوهاشم منتقل كرده است.(789)
برخى نوشتهاند: عدهاى از فرقههاى غاليان، مانند سپيد جامگان خراسان - كه
پيروان مقنع بودند - و فرق خرمدينيه و خرميّه از كيسانيه پيدا شدند.(790)
شمارى از كيسانيه پس از مرگ محمدبن حنفيه، به امامت على بن الحسين زين
العابدينعليه السلام اعتقاد پيدا نموده و مستبصر شدند.(791)
از آن جمله مىتوان سيد اسماعيل حِمْيَرى را نام برد كه نخست كيسانى مذهب
بود، اما بعداً مستبصر شده و به امام سجّادعليه السلام پيوست.