محدَّث
محدّث اسم مفعول از ريشه حدَّث، يحدِّثُ به معناى كسى است كه حديث و خبر تازهبه او گويند و منظور از آن اين است كه ائمهعليهم السلام با فرشتگان رابطه دارند و
اگرچه مانند پيامبر خود آنها را در سرشت اصلى نمىبينند؛ ولى سخن آنان را مىشنوند
و از آنها حقايقى را دريافت مىكنند. اين كنايه از يك مقام معنوى است كه يك درجه از
مقام نبوّت فروتر است و اين لفظ به اين معنا، يكى از القاب مخصوص امامعليه السلام
محسوب مىشود.
امام باقرعليه السلام در اين باره فرمود: «اميرمؤمنانعليه السلام به ابن
عباس فرمود: همانا شب قدر در هر سال وجود دارد و همانا در آن، امرِ يك ساله نازل
مىشود كه اين امر به ائمه بعد از پيامبر خواهد بود. ابن عباس گفت: آنان كيانند؟
فرمود: من و يازده نفر از نسل من امامانىاند كه همگى محدَّث مىباشند».(797)
محمدبن مسلم گويد: «كلمه محدَّث نزد امام صادقعليه السلام ذكر شد، حضرت
فرمود: محدَّث كسى است كه صدا را بشنود و شخص را نبيند. به حضرت عرض كردم: قربانت
گردم! امام از كجا مىفهمد كه آن كلام فرشته است؟ فرمود: آرامش و وقارى به او عطا
مىشود كه مىفهمد آن كلام از فرشته است».(798)
سماعةبن مهران گويد: «من و ابوبصير و محمدبن عمران در مكه داخل يك منزل
بوديم. محمدبن عمران گفت: من از امام ششم شنيدم كه مىفرمود: ما دوازده محدَّث
باشيم. ابوبصير گفت: تو را به خدا اين را از امام ششم شنيدهاى؟ او دو بار سوگند
خورد كه آن را از وى شنيده است».(799)
محمدعليه السلام
يكى از نامهاى حضرت مهدىعليه السلام، «محمد» است كه در روايات فراوانى مورد
اشاره قرار گرفته است. درباره نام بردن آن حضرت به اين نام، اختلاف نظرهايى بين
دانشمندان شيعه همواره مطرح بوده كه هر كدام براى اثبات نظر خود، به بخشى از روايات
استدلال كردهاند.
در يك بررسى اجمالى مىتوان مجموع رواياتى را كه در اين باره وارد شده، به
چهار دسته تقسيم كرد:
يك. رواياتى كه به صورت مطلق و بدون هيچ قيدى، نام بردن حضرت را به اين نام
نهى مىكند.
1. صفوان بن مهران از امام صادقعليه السلام روايت كند: «كسى كه به همه
امامان اقرار كند، اما مهدىعليه السلام را انكار كند، مانند كسى است كه به همه
پيامبران اقرار كند؛ امّا نبوّت محمدصلى الله عليه وآله را انكار نمايد. گفتند:
يابن رسولاللّه! مهدىعليه السلام از فرزندان شما كيست؟ فرمود: پنجمين از فرزندان
هفتمين، شخص او از شما نهان مىشود و بردن نام وى بر شما روا نيست».(800)
2. امام هادىعليه السلام در اين باره فرمود: «براى شما حلال نيست كه او را
به اسم ياد كنيد».(801)
3. امام صادقعليه السلام با لحنى شديدتر از كسى كه نام آن حضرت را ببرد، به
عنوان كافر ياد كرده مىفرمايد: «به جز كافر هيچ كس نام آن حضرت را نبرد».(802)
دو. رواياتى كه از نام بردن آن حضرت نهى كرده است؛ ولى با اين قيد كه تنها تا
هنگام ظهور، و با ظهور حضرت ديگر منعى ندارد:
عبدالعظيم حسنى از امام هادىعليه السلام نقل كرده است: «به اسم ياد كردن آن
حضرت حلال نيست تا زمانى كه ظهور كند و زمين را از قسط و عدل آكنده سازد. پس از
آنكه پر از ستم و بيداد شده باشد».(803)
سه. رواياتى كه علت نهى از ذكر نام شريف حضرت را بيان كرده است. در اين
روايات، ترس از كشته شدن آن حضرت، علّت عدمذكردانسته شدهاست:
در روايت ابوخالد كابلى آمده است: «هنگامى كه على بن الحسينعليه السلام وفات
كرد، خدمت امام باقرعليه السلام رسيدم و به آن حضرت عرض كردم: فدايت گردم! تو
مىدانى كه من جز پدرت كسى را نداشتم و انس مرا با او و وحشت مرا از مردم مىدانى.
فرمود: اى ابا خالد! راست مىگويى؛ ولى چه مىخواهى بگويى؟ عرض كردم: فدايت شوم!
پدرت صاحب اين امر را به گونهاى برايم تعريف كرده بود كه اگر در راهى او را
مىديدم، حتماً دستش را مىگرفتم».