اَشْراطُ السّاعَة
«اشراط» (جمع «شَرَط») به معناى علامت است. بنابراين «اشراط الساعة» به معناىنشانههاى نزديك شدن قيامت است.(52) اين اصطلاح بر مجموع حوادثى اطلاق مىشود كه
پيش از واقعه عظيم قيامت، اتفاق خواهد افتاد.
تعبير «اَشْراطُ السَّاعَة» تنها يك بار در قرآن كريم به كار رفته است:
«فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ
جاءَ أَشْراطُها فَأَنَّى لَهُمْ إِذا جاءَتْهُمْ ذِكْراهُمْ»؛(53) «آيا آنها جز
اين انتظارى دارند كه قيامت ناگهان بر پا شود؛ [آن گاه ايمان آورند] در حالى كه هم
اكنون نشانههاى آن آمده است، اما هنگامى كه بيايد تذكر و ايمان آنها سودى نخواهد
داشت».
در روايات - بهويژه از طريق اهل سنّت(54) - اينانگاره، فراوان مورد اشاره
قرار گرفته است.
يكى از حوادث مهمى كه در آستانه قيامت رخ خواهد داد و مورد اتفاق شيعه و اهل
سنّت است، ظهور مردى از خاندان پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله مىباشد.
شيعه معتقد است:
او فرزند امام حسن عسكرىعليه السلام است كه در سال 255 ق. متولد شده و
هماكنون به قدرت الهى زنده است. هر گاه خداوند اراده كند، او پرچم قيام را بر دوش
خواهد گرفت و تا او نيايد و حكومت عدل را در گيتى برپاى ندارد، عمر جهان به سر
نمىرسد و قيامت بر پا نمىگردد.
به نظر مىرسد روايات بيانگر نشانههاى ظهور و روايات حكايتگر نشانههاى
برپايى قيامت، در هم آميخته شده باشند. ( نشانههاى ظهور)
پيامبر گرامى اسلام مىفرمايد:
«عَشرٌ قَبْلَ السَّاعَةِ لابُدَّ مِنْها السُّفيَانِىُّ وَالدَّجّالُ
وَالدُّخانُ وَالدّابَّةُ وَخُروُجُ القائِمِ وَطُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا
وَنُزُولُ عِيسىعليه السلام وَخَسْفٌ بِالْمَشرِقِ وَخَسْفٌ بِجَزيرَةِ العَرَبِ
وَنَارٌ تَخْرُجُ مِنْ عَدَن تَسُوقُ النّاسَ اِلَى المَحْشَرِ»؛(55) «ده چيز، پيش
از برپايى قيامت، به ناگزير رخ خواهد داد: خروج سفيانى و دجّال، پيدا شدن دود و
جنبنده، خروج قائم، طلوع خورشيد از مغرب آن، فرود آمدن حضرت عيسىعليه السلام از
آسمان، فرو رفتن [در زمين] در ناحيه مشرق و فرو رفتن در منطقه جزيرةالعرب و آتشى
كه از انتهاى عدن بر مىخيزد و مردمان را به سوى صحراى محشر مىكشاند».
بر اين اساس، همه نشانههاى ظهور، به گونهاى نشانههاى قيامت هم هستند؛ ولى
همه نشانههاى قيامت، نمىتوانند نشانههاى ظهور باشند؛ زيرا ممكن است، برخى از
آنها پس از ظهور حضرت مهدىعليه السلام واقع شوند.
يكى از مشروحترين و جامعترين احاديث در اين زمينه، حديثى است كه ابن عباس
از پيغمبر گرامى اسلامصلى الله عليه وآله در داستان حجةالوداع نقل كرده و حاوى
نكات ارزشمند فراوانى است. او مىگويد: «ما با پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله در
«حجةالوداع» بوديم، حضرت حلقه در خانه كعبه را گرفت و رو به ما كرد و فرمود: آيا
شما را از «اَشْراطُ السَّاعة» آگاه كنم و سلمان - كه در آن روز از همه به
پيامبرصلى الله عليه وآله نزديكتر بود - عرض كرد: آرى اى رسول خدا!
فرمود: از نشانههاى قيامت تضييع نماز، پيروى از شهوات، تمايل به هواپرستى،
گرامى داشتن ثروتمندان و فروختن دين به دنيا است. در اين هنگام است كه قلب مؤمن در
درونش آب مىشود - آن چنان كه نمك در آب [ذوب مىشود] - از اين همه زشتىها كه
مىبيند و توانايى بر تغيير آن ندارد.
سلمان گفت: اى رسول خدا! آيا چنين امرى واقع مىشود؟
فرمود: آرى، سوگند به آن كس كه جانم به دست اوست! در آن زمان، زمامدارانى
ظالم، وزرايى فاسق، كارشناسانى ستمگر، و امنايى خائن بر مردم حكومت مىكنند.
سلمان پرسيد: اى رسول خدا! آيا اين امر واقع مىشود؟
فرمود: آرى سوگند به آن كس كه جانم در دست اوست! در آن هنگام زشتىها، زيبا و
زيبايىها، زشت مىشود. امانت به خيانتكار سپرده مىشود و امانتدار خيانت مىكند.
دروغگو را تصديق و راستگو را تكذيب مىكنند.
سلمان پرسيد: اى رسول خدا! آيا چنين چيزى واقع مىشود؟!
فرمود: آرى، سوگند به كسى كه جانم در دست اوست! در آن روز حكومت به دست زنان،
و مشورت با بردگان خواهد بود، كودكان بر منبرها مىنشينند و دروغ، «ظرافت» و زكات
«غرامت» و بيتالمال «غنيمت» محسوب مىشود.
مردم به پدر و مادر [خود] بدى مىكنند و به دوستانشان نيكى و ستاره
دنبالهدار در آسمان ظاهر مىشود.
سلمان گفت: اى رسول خدا! آيا اين امر واقع مىشود؟!
فرمود: آرى سوگند به كسى كه جانم به دست اوست! در آن زمان زن با شوهرش شريك
تجارت مىشود (و هر دو تمام تلاش خود را در بيرون خانه و براى ثروت اندوزى به كار
مىگيرند). باران كم مىشود. صاحبان كَرَم خسيس و تهىدستان، حقير شمرده مىشوند.
در آن هنگام بازارها به يكديگر نزديك مىگردد. يكى مىگويد چيزى نفروختم و ديگرى
مىگويد سودى نبردم! همه زبان به شكايت و مذمت پروردگار مىگشايند!
سلمان گفت: اى رسول خدا! آيا اين امر واقع مىشود؟!
فرمود: آرى سوگند به كسى كه جانم در دست اوست! در آن زمان اقوامى به حكومت
مىرسند كه اگر مردم سخن بگويند، آنان را مىكشند، و اگر سكوت كنند، همه چيزشان را
مباح مىشمرند! اموال آنها را غارت مىكنند و احترامشان را پايمال و خونهاىشان
را مىريزند! دلها را پر از عداوت و وحشت مىكنند، و همه مردم را ترسان و خائف و
مرعوب مىبينى!
سلمان عرض كرد: اى رسول خدا! آيا اين امر واقع مىشود؟!
فرمود: آرى، قسم به آن كسى كه جانم به دست او است! در آن هنگام چيزى از مشرق
و چيزى از مغرب مىآورند (قوانينى از شرق و قوانينى از غرب) و امت من متلوّن
مىگردد! واى در آن روز بر ضعفاى امت از آنها و واى بر آنها از عذاب الهى! نه بر
صغير رحم مىكنند، نه به كبير احترام مىگذارند و نه گنهكارى را مىبخشند!
بدنهاىشان همچون آدميان است؛ اما قلبهاىشان قلبهاى شيطانها است.
سلمان گفت: اى رسول خدا! آيا اين امر واقع مىشود؟!
فرمود: آرى سوگند به آن كسى كه جانم در دست او است! در آن زمان مردان به
مردان قناعت مىكنند و زنان به زنان و بر سر پسران به رقابت بر مىخيزند؛ همانگونه
كه براى دختران در خانوادههاىشان! مردان، خود را شبيه زنان و زنان خود را شبيه
مردان مىكنند! زنان بر زين سوار مىشوند (و به خودنمايى مىپردازند)؛ لعنت خدا بر
آنان باد!
سلمان عرض كرد: اى رسول خدا! آيا اين امر واقع مىشود؟!
فرمود: آرى سوگند به كسى كه جانم در دست او است! در آن زمان به تزيين مساجد
مىپردازند، آنچنان كه يهود و نصارا معابد را تزيين مىكنند! قرآنها را مىآرايند
(بىآنكه به محتواى آن عمل كنند)! منارههاى مسجد طولانى و صفوف نماز گزاران فراوان
مىشود؛ اما دلها نسبت به يكديگر دشمن و زبانها مختلف است!
سلمان گفت: اى رسول خدا! آيا اين امر واقع مىشود؟!
فرمود: آرى سوگند به كسى كه جانم در دست او است! در آن هنگام پسران امت من با
طلا تزيين مىكنند و لباسهاى ابريشمين حرير و ديباج مىپوشند و از پوستهاى پلنگ
براى خود لباس تهيه مىكنند!
سلمان عرض كرد: اى رسول خدا! آيا اين امر واقع شدنى است؟!
فرمود: آرى سوگند به كسى كه جانم به دست او است! در آن هنگام زنا آشكار
مىگردد. معاملات با غيبت و رشوه انجام مىگيرد. دين را فرو مىنهند و دنيا را بر
مىدارند!
سلمان گفت: اى رسول خدا! آيا اين امر شدنى است؟!
فرمود: آرى، سوگند به كسى كه جانم به دست او است! در آن هنگام طلاق فزونى
مىگيرد، و حدّى براى خدا اجرا نمىشود؛ اما با اين حال به خدا ضرر نمىزنند
(خودشان زيان مىبينند).
سلمان عرض كرد: اى رسول خدا! آيا اين شدنى است؟!
فرمود: آرى، سوگند به كسى كه جانم به دست او است! در آن هنگام زنان خواننده
مىشوند. آلات لهو و نوازندگى آشكار مىشود و اشرار امتم به دنبال آن مىروند!
سلمان گفت: اى رسول خدا! آيا اين شدنى است؟!
فرمود: آرى سوگند به كسى كه جانم به دست او است! در آن هنگام، ثروتمندان
امتم، براى تفريح به حج مىروند و طبقه متوسط براى تجارت، و فقيران آنها براى ريا و
تظاهر! در آن زمان اقوامى پيدا مىشوند كه قرآن را براى غير خدا فرا مىگيرند و با
آن همچون آلات لهو، رفتار مىكنند! و اقوامى روى كار مىآيند كه براى غير خدا علم
دين فرا مىگيرند! فرزندان نامشروع فراوان مىشوند، و قرآن را به صورت غنا
مىخوانند و براى دنيا بر يكديگر سبقت مىگيرند.
سلمان عرض كرد: اى رسول خدا! آيا اين امر واقع مىشود؟!
فرمود: آرى، سوگند به كسى كه جانم به دست او است! اين در زمانى است كه
پردههاى حرمت دريده و گناه فراوان مىشود. بدان بر نيكان مسلط مىگردند. دروغ زياد
و لجاجت آشكار مىشود. فقر فزونى مىگيرد. مردم با انواع لباسها بر يكديگر فخر
مىفروشند. بارانهاى بىموقع مىبارد. قمار و آلات موسيقى را جالب مىشمرند، و امر
به معروف و نهى از منكر را زشت مىدانند؛ به گونهاى كه مؤمن در آن زمان از همه امت
خوارتر مىشود. قاريان قرآن و عبادت كنندگان پيوسته به يكديگر بدگويى مىكنند و
آنها را در ملكوت آسمانها افرادى پليد و آلوده مىخوانند.
سلمان عرض كرد: اى رسول خدا! آيا اين امر واقع مىشود؟!
فرمود: آرى، سوگند به كسى كه جانم در دست او است! در آن هنگام ثروتمند رحمى
بر فقير نمىكند، تا آنجا كه نيازمندى در ميان جمعيت به پا مىخيزد و اظهار حاجت
مىكند، و هيچ كس چيزى در دست او نمىنهد!
سلمان گفت: اى رسول خدا! آيا اين امر شدنى است؟!
فرمود: آرى سوگند به كسى كه جانم به دست او است! در آن هنگام «رويبضة» سخن
مىگويد!
سلمان عرضكرد: پدر ومادرم فدايت باد اى رسول خدا! «رويبضة» چيست؟
فرمود: كسى درباره محروم سخن مىگويد كه هرگز سخن نمىگفت (و كسى اظهار نظر
مىكند كه مجال اظهار نظر به او نمىدادند).
در اين هنگام طولى نمىكشد كه فريادى از زمين بر مىخيزد، آن چنان كه هر
گروهى خيال مىكند اين فرياد در منطقه آنها است.
باز مدتى كه خدا مىخواهد به همان حال مىمانند، سپس در اين مدت زمين را
مىشكافند و زمين پارههاى دل خود را بيرون مىافكند. فرمود: منظورم طلا و نقره
است. سپس به ستونهاى مسجد با دست مباركش اشاره كرد و فرمود: همانند اينها! و درآن
روز ديگر طلا ونقرهبهدرد نمىخورد.
[و فرمان الهى فرا مىرسد]. اين است معناى سخن پروردگار:
«فَقَدْ جاءَ اَشْراطُها».(56) (57)
نيز ] نشانههاى ظهور
اصحاب قائمعليه السلام ] ياران مهدىعليه السلام