« ن » - فرهنگ نامه مهدویت نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

فرهنگ نامه مهدویت - نسخه متنی

خدامراد سلیمیان‏

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

« ن »

ناحيه مقدسه‏

«ناحيه» در لغت به معناى جانب و جمع آن «نواحى» است. در غيبت صغرى از حضرت
مهدى‏عليه السلام به آن تعبير شده است.(960)

گاهى نيز از آن حضرت و نائب خاصّ ايشان با تعبير ناحيه ياد شده است. گويا اين
اصطلاح همانند برخى از القاب حضرت مهدى‏عليه السلام، به عنوان كنايه از آن حضرت به
كار رفته و اغلب موارد به جهت تقيّه مورد استفاده قرار گرفته است.

اين‏كلمه بيشتر دركلام‏كسانى‏كه به‏آن حضرت توقيع نوشته‏اند و جواب دريافت
كرده‏اند، ذكر شده است، اگرچه در برخى از بيانات نورانى حضرت مهدى‏عليه السلام نيز
اين كلمه استعمال شده است.(961)

مرحوم ابوالحسن اربلى از آن به عنوان رمزى بين شيعيان و آن حضرت و اطرافيان
نزديك او ياد نموده، مى‏نويسد:

«... ويلقَّب‏عليه السلام بالحجة والقائم والمهدى والخلف الصالح و صاحب
الزّمان، والصاحب وكانت الشيعة فى غيبته الاولى تعبر عنه و عن جنبته بالناحية
المقدسة و كان ذلك رمزاً بين الشيعة يعرفونه به...»(962)

«... و آن حضرت ملقب است به حجّت و قائم و مهدى و خلف صالح و صاحب الزّمان و
صاحب، و شيعه از آن حضرت در دوران غيبت صغرى به ناحيه مقدسه تعبير مى‏كرده و اين
رمزى بود كه شيعيان آن حضرت را با آن مى‏شناختند».

نيز ] غيبت صغرى، نواب اربعه، توقيع، زيارت ناحيه مقدسه.

ناووسيه‏

«ناووسيه» از شيعيان «اماميّه»، به زندگى جعفر صادق‏عليه السلام اعتقاد داشته
و منتظر ظهور آن حضرت بودند.(963) مى‏گويند: او همان قائم مهدى است. «ناووس» از
اهالى بصره و منسوب به دهى به همين نام بود. برخى گفتند: او عبداللّه ابن ناووس يا
عجلان بن ناووس نام داشت. وى مى‏گفت: حضرت على‏عليه السلام برترين فرد امت اسلام
بود و هر كه او را تفضيل ندهد، كافر است. آنان امامت را در حضرت جعفر بن محمدصلى
الله عليه وآله متوقف مى‏دانند و موسوم به «صارميه» شدند.

ناووسيه گفتند: جعفر بن محمد زنده است و نمرده و نميرد و مهدى آخِرُالزّمان
او است. آشكار شود و بر مردمان فرمانروايى كند. آنان مى‏پنداشتند: از وى روايتى
رسيده كه گفت: «اگر كسى بر شما فراز آيد و بگويد كه مرا بيمار يافته و مرده مرا
شسته، باور نكنيد و بدانيد كه من سرور شما و دارنده شمشير هستم». به جهت همين شمشير
داشتن، اين طايفه را «صارميه» نيز خوانده‏اند.(964)

/ 201