اهداف نيابت خاصّ‏ - فرهنگ نامه مهدویت نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

فرهنگ نامه مهدویت - نسخه متنی

خدامراد سلیمیان‏

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

اهداف نيابت خاصّ‏

نمايندگى و نيابت امام زمان‏عليه السلام، دو هدف اساسى داشت:

يك. آماده كردن اذهان عمومى براى «غيبت كبرى» و عادت دادن تدريجى مردم به
پنهان زيستى امام‏عليه السلام و جلوگيرى از غافلگير شدن در موضوع غيبت.

اگر امام مهدى‏عليه السلام به طور ناگهانى غيبت مى‏كرد، چه بسا موجب انكار
مطلق وجود آن حضرت و انحراف افكار عمومى مى‏شد. نمايندگان خاصّ امام زمان‏عليه
السلام در دوران غيبت صغرى، به اين هدف و غرض نايل آمدند و افكار و اذهان عمومى
براى «غيبت كبرى» آماده ساختند.

دو. رهبرى دوستداران و طرفداران امام زمان‏عليه السلام و حفظ مصالح اجتماعى
شيعيان.

خلأ و كمبودى كه از ناحيه عدم حضور و فقدان امام‏عليه السلام در اجتماع
شيعيان پيدا شده بود، پر شد و امام زمان‏عليه السلام توانست به وسيله نايبان خاصّ
رهبرى خويش را در جامعه اعمال كند و خسارت‏هاى ناشى از عدم حضور مستقيم خود را
جبران نموده و مصالح اجتماع آن زمان و دوستداران را - در سخت‏ترين و پيچيده‏ترين
شرايط اجتماعى و سياسى - حفظ كند و نگذارد شيعيان منحرف شده و متلاشى گردند.(1003)

نيز ] نواب خاص، توقيع.

نيابت عام



پس از پايان يافتن دوران غيبت صغرى و نيابت خاصه و با آغاز «غيبت كبرى» هدايت
شيعيان تحت عنوان «نيابت عامّه» از طرف حضرت مهدى‏عليه السلام به خود شكل گرفت. به
اين صورت كه امام‏عليه السلام ضابطه‏اى كلى و صفات و مشخصاتى عام به دست داد كه در
هر عصر، فرد شاخصى كه آن ضابطه - از هر جهت و در همه ابعاد - بر او صدق كند، نايب
امام شناخته شود و به نيابت از او در امر دين و دنيا، ولى جامعه باشد. سخنش سخن
امام و اطاعتش واجب و مخالفش حرام خواهد بود. در اين باره دلايل فراوانى نقل شده
است؛ از جمله:

1. اسحاق بن يعقوب درباره تكليف شيعيان در غيبت كبرى از امام مهدى‏عليه
السلام سؤال كرد و توقيع ذيل در پاسخ او صادر گرديد: «... وَاَمَّا الْحَوادِثُ
الوقِعَةُ فَارجِعُوا فيها اِلى رُواةِ حَديثِنا فَاِنَّهُمْ حُجَّتي عَليكُمْ
وَاَنَا حُجةُ اللهِ عليهم»؛(1004) «در پيشامدهايى‏كه براى شما رخ‏مى‏دهد، بايد به
راويان اخبار ما (علما) رجوع كنيد، ايشان حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدايم».

2. امام‏حسن‏عسكرى‏عليه السلام درباره علما فرموده است: «... وَاَمّا مَنْ
كانَ مِنَ الفُقَهاءِ صَائِنا لِنَفْسِهِ حافِظاً لِدينِهِ مُخالِفاً لِهَواهُ
مُطيعاً لِاَمرِ مَولاهُ فَلِلْعَوامِ اَنْ يُقَلِّدُوهُ...»؛(1005) «هر يك از فقها
كه بر نفس خود مسلّط باشند و دين خود را حفظ كنند و با هواى نفس خود مخالفت ورزد و
امر خدا را اطاعت كند، بر همگان واجب است كه از او تقليد نمايند».

3. كلينى، صدوق و طوسى روايتى را - كه معروف به «مقبوله عمربن حنظله» است -
از امام صادق‏عليه السلام به مضمون ذيل نقل كرده‏اند: «... مَنْ كانَ مِنكُمْ
مِمَّنْ قَدْ رَوَى حَديثَنا ونَظَرَ فى حَلالِنا وَحَرامِنا وعَرَفَ اَحْكامَنا
فَلْيَرْضَوا بِهِ حَكَماً فَاِنّى‏ قد جَعَلتُهُ عَلَيْكُم حاكماً...»؛(1006) «...
هر كدام از شما كه حديث ما را روايت كند و در حلال و حرام ما صاحب نظر باشد و احكام
ما را بداند، او را به حكومت برگزينند كه من او را بر شما حاكم قرار دادم...».

4. پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمود: «عُلَماءُ اُمَّتي كَاَنبياءِ بَني
اِسرائيل»؛(1007) يعنى، همان طور كه انبياى بنى اسرائيل حافظ دين موسى بودند و
اطاعت آنان بر بنى اسرائيل واجب بود، علماى اسلام نيز حافظ دين پيغمبراند و اطاعت
از آنان دراحكام شرع واجب است.

/ 201