آخرين پيشوا
شيعه با اين ذهنيت - كه مقام امامت به سن و سال خاصى مربوط نيست - دربارهامام هادىعليه السلام چندان ترديدى به خود راه نداد؛ به ويژه آنكه حاكمان جور
زمان، هر چه تلاش كردند تا مسأله امامت را با مناظرات ساختگى دانشمندان بزرگ با اين
امامان خردسال خدشه دار كنند، شكست خوردند. اما اين وضع درباره آخرين پيشواى شيعيان
به كلى متفاوت شد؛ چرا كه او هم در سن و سال كمتر از ديگر امامان به امامت رسيد و
هم به خاطر مصالحى ولادت آن حضرت مخفيانه صورت پذيرفت. اين مسأله برخى از شيعيان را
دچار ترديدهايى نمود و كار امام حسن عسكرىعليه السلام را مشكل ساخت؛ اگرچه امامان
پيشين تا حدودى زمينه را مساعد كرده و شيعه را براى درك چنان روزى آماده ساخته
بودند.
امام باقرعليه السلام فرموده است: «صَاحِبُ هَذا الاَمْرِ اَصْغَرُنا سِنّاً
وَاَخْمَلُنا شَخْصاً»؛ «صاحب اين امر كم سن و سالترين و گمنامترين ما است».(68)
اسماعيل بن بزيع گويد: از حضرت ابى جعفرعليه السلام راجع به امامت پرسيدم و
گفتم: آيا ممكن است امام از هفت سال كمتر داشته باشد؟ فرمود: «نَعَمْ وَاَقَلَّ
مِنْ خَمْسِ سِنين»؛ «آرى، كمتر از پنج سال هم مىشود».(69)
البته معرفى حضرت مهدىعليه السلام با ديگر امامان، اين تفاوت را داشت كه
خواست الهى بر پنهان زيستن آن حضرت تعلق گرفته بود؛ بنابراين تنها افرادى خاصّ از
ولادت او با خبر بودند.
ضوء بن على از مردى از اهل فارس نقل مىكند: به سامرا آمدم و ملازم در خانه
امام حسن عسكرىعليه السلام شدم. حضرت مرا طلبيد، من وارد شدم و سلام كردم، فرمود:
براى چه آمدهاى؟ عرض كردم: براى اشتياقى كه به خدمت شما داشتم. فرمود: پس دربان ما
باش. من همراهِ خادمان در خانه آن حضرت بودم. گاهى مىرفتم هر چه احتياج داشتند از
بازار مىخريدم و زمانى كه مردان در خانه بودند، بدون اجازه وارد مىشدم. روزى بر
حضرت وارد شدم و او در اتاق مردان بود.
ناگهان در اتاق حركت و صدايى شنيدم، سپس با فرياد به من فرمود: بايست، حركت
مكن! من جرأت در آمدن و بيرون رفتن را نداشتم. سپس كنيزكى - كه چيز سر پوشيدهاى
همراه داشت - از نزد من گذشت. آنگاه مرا صدا زد كه: در آى! من وارد شدم و كنيز را
هم صدا زد. كنيز نزد آن حضرت بازگشت، او به كنيز فرمود: روپوش از آنچه همراه دارى
بردار؛ كنيز از روى كودكى سفيد و نيكو روى پرده برداشت و خود حضرت روى شكم كودك را
باز كرد. ديدم موى سبزى كه به سياهى آميخته بود، از زير گلويش تا نافش روييده است،
سپس فرمود: اين است صاحب شما و به كنيز امر فرمود كه او را ببرد. سپس من آن كودك را
نديدم تا امام حسنعليه السلام وفات كرد».(70)
با توجه به روايات ياد شده و تولّد آن حضرت در سال 255 ق و شهادت امام عسكرى
در سال 260 ق، آن حضرت در سن پنج سالگى به امامت رسيد.