آخرين پيشوا - فرهنگ نامه مهدویت نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

فرهنگ نامه مهدویت - نسخه متنی

خدامراد سلیمیان‏

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

آخرين پيشوا

شيعه با اين ذهنيت - كه مقام امامت به سن و سال خاصى مربوط نيست - درباره
امام هادى‏عليه السلام چندان ترديدى به خود راه نداد؛ به ويژه آنكه حاكمان جور
زمان، هر چه تلاش كردند تا مسأله امامت را با مناظرات ساختگى دانشمندان بزرگ با اين
امامان خردسال خدشه دار كنند، شكست خوردند. اما اين وضع درباره آخرين پيشواى شيعيان
به كلى متفاوت شد؛ چرا كه او هم در سن و سال كمتر از ديگر امامان به امامت رسيد و
هم به خاطر مصالحى ولادت آن حضرت مخفيانه صورت پذيرفت. اين مسأله برخى از شيعيان را
دچار ترديدهايى نمود و كار امام حسن عسكرى‏عليه السلام را مشكل ساخت؛ اگرچه امامان
پيشين تا حدودى زمينه را مساعد كرده و شيعه را براى درك چنان روزى آماده ساخته
بودند.

امام باقرعليه السلام فرموده است: «صَاحِبُ هَذا الاَمْرِ اَصْغَرُنا سِنّاً
وَاَخْمَلُنا شَخْصاً»؛ «صاحب اين امر كم سن و سال‏ترين و گمنام‏ترين ما است».(68)

اسماعيل بن بزيع گويد: از حضرت ابى جعفرعليه السلام راجع به امامت پرسيدم و
گفتم: آيا ممكن است امام از هفت سال كمتر داشته باشد؟ فرمود: «نَعَمْ وَاَقَلَّ
مِنْ خَمْسِ سِنين»؛ «آرى، كمتر از پنج سال هم مى‏شود».(69)

البته معرفى حضرت مهدى‏عليه السلام با ديگر امامان، اين تفاوت را داشت كه
خواست الهى بر پنهان زيستن آن حضرت تعلق گرفته بود؛ بنابراين تنها افرادى خاصّ از
ولادت او با خبر بودند.

ضوء بن على از مردى از اهل فارس نقل مى‏كند: به سامرا آمدم و ملازم در خانه
امام حسن عسكرى‏عليه السلام شدم. حضرت مرا طلبيد، من وارد شدم و سلام كردم، فرمود:
براى چه آمده‏اى؟ عرض كردم: براى اشتياقى كه به خدمت شما داشتم. فرمود: پس دربان ما
باش. من همراهِ خادمان در خانه آن حضرت بودم. گاهى مى‏رفتم هر چه احتياج داشتند از
بازار مى‏خريدم و زمانى كه مردان در خانه بودند، بدون اجازه وارد مى‏شدم. روزى بر
حضرت وارد شدم و او در اتاق مردان بود.

ناگهان در اتاق حركت و صدايى شنيدم، سپس با فرياد به من فرمود: بايست، حركت
مكن! من جرأت در آمدن و بيرون رفتن را نداشتم. سپس كنيزكى - كه چيز سر پوشيده‏اى
همراه داشت - از نزد من گذشت. آن‏گاه مرا صدا زد كه: در آى! من وارد شدم و كنيز را
هم صدا زد. كنيز نزد آن حضرت بازگشت، او به كنيز فرمود: روپوش از آنچه همراه دارى
بردار؛ كنيز از روى كودكى سفيد و نيكو روى پرده برداشت و خود حضرت روى شكم كودك را
باز كرد. ديدم موى سبزى كه به سياهى آميخته بود، از زير گلويش تا نافش روييده است،
سپس فرمود: اين است صاحب شما و به كنيز امر فرمود كه او را ببرد. سپس من آن كودك را
نديدم تا امام حسن‏عليه السلام وفات كرد».(70)

با توجه به روايات ياد شده و تولّد آن حضرت در سال 255 ق و شهادت امام عسكرى
در سال 260 ق، آن حضرت در سن پنج سالگى به امامت رسيد.

/ 201