وقت معلوم
عبارت «وقت معلوم» يك بار در آيه 38 سوره «حجر» و بار ديگر در سوره «ص» آيه 81
به كار رفته است. آن هنگام كه ابليس مأمور به سجده بر آدم شد؛ ولى سجده نكرد،
خداوند فرمود: «اى ابليس! چه چيز مانع تو از سجده كردن بر مخلوقى كه با قدرت خود او
را آفريدم گرديد؟ آيا تكبر كردى. يا از برترينها بودى؟ گفت: من از او بهترم! مرا
از آتش آفريدهاى و او را از گل! فرمود: از آسمانها [و از صفوف فرشتگان ]خارج شو
كه تو رانده درگاه منى! و مسلماً لعنت من بر تو تا روز قيامت خواهد بود. عرض كرد:
پروردگار من! مرا تا روزى كه انسانها برانگيخته مىشوند، مهلت ده. فرمود تو از مهلت
داده شدگانى؛ ولى تا روز و زمان معينى».(1031)
ابليس هنگامى كه خود را رانده درگاه خدا ديد و احساس كرد كه آفرينش انسان سبب
بدبختى او شده، آتش كينه در دلش شعلهور گشت و خواست انتقام خويش را از فرزندان آدم
بگيرد.
البته مقصد اصلى خود او بود - نه آدم و نه فرمان خدا - ولى غرور و خودخواهى
توأم با لجاجتش اجازه نمىداد اين واقعيت را درك كند. از اين رو عرض كرد:
پروردگارا! اكنون كه چنين است مرا تا روز رستاخيز مهلت ده. اين اجازه گرفتن براى
اين بود كه به لجاجت، عناد، دشمنى و خيره سرى خود ادامه دهد!
خداوند هم اين خواسته او را پذيرفت و فرمود: مسلما تو از مهلت يافتگانى؛ ولى
نه تا روز مبعوث شدن خلايق در رستاخيز، بلكه تا وقت و زمانى معين.
مفسّران در اينكه منظور از «يوم الوقت المعلوم» چه روزى است، احتمالات متعددى
دادهاند. برخى آن را پايان اين جهان مىدانند؛ چرا كه در آن روز همه موجودات زنده
مىميرند، و تنها ذات خداوند مىماند.(1032)
گروهى احتمال دادهاند: منظور از آن روز قيامت است؛ ولى اين احتمال نه با
ظاهر آيات مورد بحث مىسازد - كه لحن آن نشان مىدهد با تمام خواسته او موافقت نشد
- و نه با آيات ديگر قرآن كه خبر از مرگ عموم زندگان در پايان اين جهان مىدهد.
اين احتمال نيز وجود دارد كه آيه ياد شده، اشاره به زمانى باشد كه هيچ كس جز
خدا نمىداند.(1033)
آنچه اين عبارت را در بحث «مهدويّت» وارد ساخته؛ برخى رواياتى است كه «يوم
الوقت المعلوم» را دوران ظهور حضرت مهدىعليه السلام دانسته است.
از وهب بن جميع آزاد شده اسحاق بن عمار نقل شده كه گفت: «از حضرت صادقعليه
السلام درباره اين گفته ابليس پرسيدم كه. پروردگارا پس مرا تا روزى كه خلايق
برانگيخته شوند، مهلت ده؛ خداوند فرمود: البته تو از مهلت داده شدگانى تا به روز و
هنگام معيّن و معلوم» - آن چه روزى خواهد بود؟ فرمود: وقت معلوم روز قيام قائم آل
محمد است. هرگاه خداوند او را برانگيزد... ابليس مىآيد، در حالى كه بر زانوانش راه
مىرود و مىگويد: اى واى از اين روزگار! آن گاه از پيشانىاش گرفته شده، گردنش زده
مىشود. آن هنگام روز وقت معلوم است كه مدت او به پايان مىرسد».(1034)
بعيد نيست مقصود از روايت، اين باشد كه با روشن شدن حقايق در عصر ظهور و رشد
بسيار بالاى عقلانى انسانها در آن عصر، ديگر مجالى براى اغواى شيطان باقى نخواهد
ماند و عملاً خلع سلاح و نابود مىگردد و اين پايان مهلت او است.(1035)