شرعى و فضايل اخلاقى توأم باشد؛ بلكه آمادگى براى درك محضر امام زمانعليه السلام
در مفهوم انتظار نهفته است. در اينجاست كه بحث انتظار مورد اختلاف قرار مىگيرد و
خود باعث شده برداشتهاى متفاوتى از مسأله انتظار صورت گيرد كه عمدتاً به دو نوع
تلقى از انتظار باز مىگردد:
1 . انتظار سازنده
انتظار سازنده، تحرك بخش و تعهد آور، همان انتظار راستينى است كه در روايات
از آن به عنوان «با فضيلتترين عبادت» ياد شده است.
از آيات و روايات استفاده مىشود كه ظهور حضرت مهدىعليه السلام، حلقهاى است
از حلقههاى مبارزه اهل حق و اهل باطل كه به پيروزى اهل حق منتهى مىشود. سهيم بودن
يك فرد در اين سعادت، موقوف به اين است كه آن فرد، عملاً در گروه اهل حق باشد.
شهيد مطهرىرحمه الله مىنويسد:
«در روايات اسلامى، سخن از گروهى زبده است كه به محض ظهور امامعليه السلام
به آن حضرت مىپيوندند. بديهى است كه اين گروه ابتدا به ساكن خلق نمىشوند و به قول
معروف از پاى بوته هيزم سبز نمىشوند [؛بلكه ]معلوم مىشود در عين اشاعه و رواج ظلم
و فساد، زمينههايى عالى وجود دارد كه چنين گروه زبده را پرورش مىدهد. اين خود
مىرساند كه نه تنها حق و حقيقت به صفر نرسيده است؛ بلكه فرضاً اگر اهل حق از نظر
كميت قابل توجه نباشد، از نظر كيفيت ارزندهترين اهل ايماناند و در رديف ياران
سيدالشهداءعليه السلام».(110)
2 . انتظار ويرانگر
انتظار ويرانگر، فلج كننده و باز دارنده - كه در واقع نوعى «اباحى گرى» است -همواره مورد مذمت و سرزنش قرار گرفته است.
اين نوع انتظار حاصل برداشتِ قشرىِ مردم، از مهدويّت و قيام و انقلاب مهدى
موعودعليه السلام است كه صرفاً ماهيت آن را انفجارى مىدانند كه فقط و فقط از گسترش
و اشاعه و رواج ظلمها، تبعيضها، اختناقها، حق كشىها و تباهىها ناشى مىشود.
نوعى سامان يافتن است كه معلول پريشان شدن است. آن گاه كه حق و حقيقت طرفدارى
نداشته باشد، باطل، يكّه تازِ ميدان گردد و جز نيروى باطل نيرويى حكومت نكند و فرد
صالحى در جهان يافت نشود؛ اين انفجار رخ مىدهد و دست غيب براى نجات حقيقت - نه اهل
حقيقت زيرا حقيقت طرفدارى ندارد - از آستين بيرون مىآيد. بنابراين هر اصلاحى محكوم
است؛ زيرا هر اصلاح يك نقطه روشن است و تا در صحنه اجتماع، نقطه روشنى هست دست غيب
ظاهر نمىشود!
بر عكس، هر گناه، فساد، ظلم، تبعيض، حق كشى و هر پليدى به حكم اينكه مقدمه
صلاح كلى است و انفجار را قريب الوقوع مىكند، روا است؛ زيرا [هدف وسيلههاى
نامشروع را مشروع مىكند]. پس بهترين كمك به تسريع در ظهور و بهترين شكل انتظار،
ترويج و اشاعه فساد است!
اين نوع برداشت از ظهور و قيام مهدى موعودعليه السلام و اين نوع انتظار فرج -
كه منجر به نوعى تعطيل در حدود و مقررات اسلامى مىشود و نوعى «اباحى گرى» بايد
شمرده شود - به هيچ وجه با موازين اسلامى و قرآنى وفق نمىدهد.(111)
بنابراين نكته مهم و اساسى اين است كه منتظر واقعى، براى چنان برنامه مهمى،
هرگز نمىتواند نقش تماشاچى را داشته باشد؛ بلكه بايد از هم اكنون حتماً در صف
انقلابيون قرار گيرد؛ چرا كه ايمان به نتايج و عاقبت اين تحوّل بزرگ، هرگز به او
اجازه نمىدهد كه در صف مخالفان باشد و قرار گرفتن در صف موافقان نيز محتاج به
داشتن «اعمال پاك» و «روحى پاكتر» و برخوردارى از «شهامت» و «آگاهى» كافى است.
سپاهىكه درانتظارجهادآزادىبخش بهسر مىبرد، حتماً بهحالتآمادهباش كامل
در مىآيد و سلاحى را به دست مىگيرد كه براى چنين ميدان نبردى شايسته است.
سنگرهاى لازم را مىسازد و آمادگى رزمى افراد خود را بالا مىبرد. روحيه
افراد خود را تقويت مىكند و شعله عشق و شوق براى چنين مبارزهاى را در دل فرد فرد
سربازانش زنده نگه مىدارد. ارتشى كه داراى چنين آمادگىاى نيست، هرگز در انتظار به
سر نمىبرد و اگر بگويد، دروغ گفته است:
انتظار يك «مصلح جهانى» به معناى آماده باش كامل فكرى، اخلاقى، مادى و معنوى
براى اصلاح همه جهان است. اصلاح تمامروى زمين وپاياندادن بههمه مظالم و
نابسامانىها، شوخى نيست و نمىتواند كار سادهاى باشد. آمادهباش براى چنين هدف
بزرگى، بايد متناسب با آن باشد؛ يعنى، بايد به وسعت و عمق آن باشد.
بىگمان تحقق چنين انقلابى، مردانى بسيار بزرگ، مصمم، نيرومند، شكستناپذير،
فوقالعاده پاك، بلند نظر، كاملاً آماده و داراى بينش عميق را نيازمند است.
افزون بر آن منتظران راستين وظيفه دارند مراقب حال يكديگر نيز باشند و علاوه
بر اصلاح خويش، در اصلاح ديگران نيز بكوشند؛ زيرا برنامه عظيم و سنگين - كه انتظارش
را مىكشند - يك برنامه فردى نيست.
برنامهاى است كه تمام عناصر انقلاب، بايد در آن شركت جويند، بايد كار به
صورت دسته جمعى و همگانى باشد. كوششها و تلاشها بايد هماهنگ گردد و عمق و وسعت
اين هماهنگى، بايد به عظمت همان برنامه انقلاب جهانى باشد كه انتظار آن را
دارند.(112)
نيز ] زمينه سازان ظهور