مقدمه
بىترديد جهان هستى در انتظار سبزترين فصل خود است تا بشريتِ مانده درانتظار، در آخرالزمانِ زندگى، نيكوترين فرجام را براى زمينيان، همراه با عطر
دلانگيز بهشت تجربه نمايد.
بلنداى اين انديشه آنسان سر بر آسمان مىسايد كه سايه بر سر هر آيين و مكتبى
انداخته همگان را از خنكاى خود بهرهمند كرده است.
در ميان مكاتب و مذاهب، اين تنها فرهنگ پويا و سترگ تشيع است كه عالىترين و
كاملترين تصوير را از آن ارائه نموده، جزئيات آن انقلابگر بزرگ و انتظار راستين
را ارائه داده است.
تصويرى كه خود به تنهايى «فرهنگى» است كه هر فرد به فراخور ظرفيت علم و شناخت
خود از آن بهره مىبرد.
و امروزه پس از ظهور نحلهها و مكتبهاى گوناگون در عصر غيبت آن آفتاب پس ابر
و يأس و دلزدگى بشريت از ناتوانى مكتبهاى دست ساخته بشرى در پاسخگويى به پرسشها و
نيازهاى فطرى و طبيعى؛ «فرهنگ مهدويت» را مورد توجه جوامع مختلف بشرى قرار داده
است.
شكى نيست كه موضوعات مربوط به مهدويت، آميختگى ويژهاى با زندگى پيروان
اهلبيتعليهم السلام پيدا كرده به گونهاى كه اساسىترين مايه حيات و بقاى آن
انديشه متعالى به حساب مىآيد.
اين دو نگارنده را بر آن داشت تا با استمداد از خداوند سبحان و طلب عنايت
ائمه اطهارعليهم السلام قلم به دست گرفته مجموعهاى را با توان و بضاعت اندك خود
تقديم نمايم.
ياد كرد اين نكته شايسته است كه جهت دهى سير مطالعاتى و نگارشى اين حقير در
چند سال گذشته و بررسى بيش از دو هزار و پانصد روايت نورانى از قريب يكصد منبع
اوليه سرمايه اساسى در تدوين و نگارش اين مجموعه بوده است.
انتخاب مدخلها و كليد واژههاى «فرهنگ مهدويت» از سوى نگارنده تنها مفاهيم و
مقولههايى بوده كه يا ريشه قرآنى و روايى داشته و يا مورد قبول بزرگان بوده باشد و
از هر گونه مفاهيم و مقولههاى وارداتى و سخيف كه در شأن و مرتبه «فرهنگ مهدويت»
نبوده پرهيز داشتهام.
استفاده از نثر متداول در راستاى استفاده عموم مردم و توضيح و تشريح برخى از
مفاهيم با ذكر آيات، روايات و منابع و مآخذ به خاطر بىنياز ساختن مخاطب از رجوع به
كتابهاى ديگر، از ويژگىهاى اين فرهنگ است.
بىگمان نگارنده در پس سالها تحقيق همانند ديگر پژوهشگران به برداشتها و
نقطه نظراتى در خصوص برخى مفاهيم و مقولهها رسيده است اما از آنجايى كه مخاطب چنين
فرهنگى را عامه مردم، و سرآغازى براى تشنگان فرهنگ مهدويت در ورود به اين فضاى
نورانى دانسته ترجيحاً اجماع بزرگان را در بيان مواضع و برداشتها معيار قرار داده
كمتر به اظهار نظر پرداخته است.
در پايان بر خود فرض مىدانم تا ياد همه سنگربانان عرصه مهدويت را گرامى
داشته مجموعه حاضر را ثمره بخشى از تلاشهاى ايشان بدانم.
همچنين مراتب سپاس خود را از همه كسانى كه زمينه فراهم آمدن اين مجموعه را
پديد آوردند بهويژه حجج اسلاموالمسلمين رضا اسكندرى، مجتبى كلباسى و رحيم كارگر و
نيز پدر و مادرم كه رنج دورىام را تحمل نموده و همسر و فرزندانم كه دشوارىهاى راه
را به خوبى بر من هموار ساختند و اجازه دادند تا اين مختصر آماده شود اعلام
مىدارم. اميد آنكه نقطه نظرات عالمان و فرزانگان در رفع نواقص و تكميل بهتر كار
چراغ راه اين حقير باشد. والسلام