زمينههاى پيدايش بابيّت
معمولاً وقتى مشكل يا بحرانى اجتماعى پديد مىآيد و جمعى از مردم خود را از
مقابله با آن ناتوان مىبينند، برخى مغرضان و گاه سادهلوحان، براى كنار كشيدن خود
از مسؤوليتهاى مهم و پر زحمت، يا به گوشهنشينى روى مىآورند و يا به دينسازى و
بازى با اعتقادات مردم مىپردازند. اكثر ادعاهاى بابيّت در موقعيتى اين گونه پديد
آمده است. انگيزههاى مدعيان بابيّت عبارت است از:
1 . ثروت اندوزى
يكى از مهمترين راههاى نفوذ شيطان ثروت است هنگامى كه حضرت موسى بنجعفرعليه السلام شهيد شد، سى هزار دينار از اموال امامعليه السلام نزد على بن
ابىحمزه بطائنى باقى ماند. ولى براى آنكه اموال را به امام هشتمعليه السلام تحويل
ندهد، ادعا كرد امام هفتمعليه السلام زنده و همان مهدى موعود است. در زمان غيبت
صغرى نيز برخى براى آنكه اموال امام زمانعليه السلام را به وكيل و نماينده
واقعىاش تحويل ندهد، ادعاى نيابت و بابيّت كردند. ابوطاهر محمدبن على ابن بلال از
كسانى است كه براى ثروت اندوزى، ادعاى بابيّت را بر زبان راند.
2 . توهّم
برخى در توهّمات فرو رفته، خرد را از دست مىدهند؛ ادعاهاى گزاف بر زبان
مىرانند و جمعى نادان را پيرامون خويش گرد مىآورند. براى مثال منابع معتبر تاريخى
نشان مىدهد ابودلف محمد بن مظفر كاتب - كه ادعاى بابيّت داشت - با اين مشكل
روبهرو بود.
3 . جاهطلبى
رياستطلبى نيز از عوامل بسيار مهم پيدايش اعتقادات خرافى و اديان ساختگى
است. غرور و اشتياق به بزرگ شدن و خود نمايى از صفات مذموم اخلاقى است كه انسان را
به سمت كارهاى خطرناك مىكشاند. از آنجا كه مسأله نيابت امام زمانعليه السلام
موقعيت ويژه اجتماعى براى فرد ايجاد مىكند و احترام و فرمانبردارى مردم را به
ارمغان مىآورد، برخى از فرومايگان براى جبران ضعف روحى خود، ادعاى نيابت مىكنند.
البته گاه حسادت در برابر بزرگان سبب جاهطلبى است. براى مثال شلمغانى، به نواب
اربعه حسادت مىورزيد و نمىتوانست برترى آنان را ببيند؛ بدين سبب ادعاى نيابت كرد.
4 . شهوترانى
گمراهى و گرايش به محرمات و شهوترانى، از ديگر انگيزههاى مدعيان بابيّت
است. متأسفانه كسانى كه نمىخواهند پاكدامن باشند، براى رسيدن به لذتهاى جنسى و
ترويج مفاسد اخلاقى، به ادعاى بابيّت و ساختن دين جديد روى مىآورند.
5 . مسائل سياسى
يكى ديگر از انگيزههاى مدعيان بابيّت، مسائل سياسى است. دولتها گاهى به طور
مستقيم و زمانى غيرمستقيم - براى آنكه روحيه شيعيان را خرد كرده و در صفوف متحدشان
رخنه پديد آورند و آنان را در تفرقه و تزلزل فرو برند - برخى را تحريك مىكنند تا
ادعاى بابيّت كنند و به استحكام بنيادهاى حكومت غاصبان و ستمگران بپردازند.(143)