بارانهاى پياپى
يكى از پديدههايى كه در سال ظهور اتفاق مىافتد و در شمار نشانههاى ظهور از
آن ياد شده است، بارانهاى پياپى است كه تا آن روز مانند آن ديده نشده است.
اين بارانها زمينه آبادى و سرسبزى زمين را فراهم مىكند و به بهبود وضع زمين
منجر مىشود؛ چنانكه امام صادقعليه السلام مىفرمايد:
«اِنّ قُدّامَ القائِمِعليه السلام لَسَنَةٌ غَيْداقَةٌ يَفْسُدُ فِيها
الثَّمَرُ فِى النَّخْلِ فَلا تَشُكُّوا فِى ذلكَ»(144)؛ «در آستانه [قيام
]قائمعليه السلام سالى پرباران خواهد بود كه در اثر آن، خرما بر روى نخل مىپوسد.
پس در اين ترديدى به خود راه ندهيد».
بارش اين مقدار باران پياپى، كمسابقه و يا بىسابقه است. البته احتمال ديگرى
نيز وجود دارد كه اين بارانها، هم زمان و در همه جاى زمين ببارد، در اين صورت،
مىتواند جنبه اعجاز داشته باشد.
امام صادقعليه السلام نيز فرمود: «اِذا آنَ قِيامُ القائِمِ مَطَرَ النَّاسَ
جَمادِى الآخِرةِ وَعَشْرَةَ اَيّامٍ مِنْ رَجَبَ مَطَراً لَم يَرَ الخَلايِقُ
مِثلَهُ...»(145)؛ «وقتى كه زمان قيام قائمعليه السلام فرا رسد، بر مردم باران فرو
خواهد ريخت؛ در ماه جمادىالثانى و ده روز رجب؛ بارانى كه مانندش ديده نشده است.»
نيز ] نشانههاى ظهور
باقريه
«باقريه»، به گروهى از شيعيان كه معتقد به رجعت امام محمدباقرعليه السلام
بودند، گفته مىشود. آنان رشته «امامت» را از حضرت على بن ابىطالبعليه السلام به
نواده او امام محمدبن على بن الحسينعليه السلام معروف به باقرعليه السلام كشانيده
و او را «مهدى منتظر» مىدانستند. از نظر آنان جابربن عبدالله انصارى روايتكرده كه
رسول خدا به او فرموده است: «انك سَتُدرِكُ رَجُلاً مِنْ اَهْلِ بَيْتي اسْمُهُ
مُحَمَّدُ بْنُ عَلِىٍّ يُكَنَّى اَبا جَعْفَرٍ فَاقْرَئهُ مِني السَّلام»(146)؛
«همانا تو او را خواهى ديد و چون او را ديدى سلام مرا به وى برسان».
جابر آخرين كس، از اصحاب پيغمبرصلى الله عليه وآله بود كه در سن پيرى و
نابينايى در گذشت. وى به دنبال حضرت امام محمدباقرعليه السلام - كه در آن وقت كودك
بود - در كوچههاى مدينه مىگشت و مىگفت: «يا باقر! متى القاك»؛ يعنى، اى باقر! من
كى تو را ديدار خواهم كرد؟
روزى دريكىازكوچههاى مدينه، به آن حضرت برخورد و او را به سينه خود
چسبانيد. سر و دستش را بوسيد و گفت: «يابنى! جَدُكَ رَسُولُ اللّهِ يَقْرَئُكَ
السَّلام»(147)؛ يعنى، اى فرزند من! جد تو رسولاللَّه به تو سلام مىرساند. گويند:
در همان شب پس از ديدار آن حضرت، جابر در گذشت.
«باقريه» گويند: از آنجايى كه جابر مأمور رسانيدن سلام از طرف جدّش به وى
بود، پس آن حضرت «مهدى منتظر» است.(148) و البته اين استدلالى بسيار سست و واهى
است.