2-2. كتابت بيشتر توقيعات به خط مبارك حضرت مهدىعليه السلام
به تصريح عدهاى از راويان و ناقلان توقيعات، برخى از اين نوشتهها به خط
شريف آن حضرت نوشته شده است. در ذيل به نمونههايى از آن اشاره مىشود:
الف. شيخ طوسىرحمه الله به نقل از راوى يك توقيع، اين جمله را در كتاب خود
نقل كرده است: «فَوَرَدَ جَوَابُ كِتابِهم بِخَطِّهِ عَلَيهِ وَعَلَى آبائِهِ
السَّلام...»؛ «در جواب نوشته آنان به خط امام زمانعليه السلام وارد شد كه: به نام
خداوند بخشنده مهربان؛ خداوند ما و شما را از گمراهى و فتنهها سلامت بخشد و به ما
و شما روح يقين عطا كند و ما و شما را از عاقبت بد پناه دهد...».(247)
ب. شيخ صدوقرحمه الله نقل كرده است: «محمدبن عثمان العمرى - قدس اللّه روحه
- يقول: خَرَجَ تَوقِيعٌ بِخَطِّهِ نَعْرِفُهُ...»؛(248) محمدبن عثمان عمرى
مىگويد: توقيعى به خطى كه ما آن را مىشناختيم، خارج شد [و مشتمل بر اين مسأله بود
كه] هر كس مرا در ميان جمعى از مردم، به اسم خود نام ببرد، پس لعنت الهى بر او
باد».
ج. وى همچنين نقل كرده است: اسحاق بن يعقوب گويد: از محمدبن عثمان عمرى خواهش
كردم جواب نامهاى را كه در آن از مسائل مشكلى پرسش كرده بودم، به من برساند. پس در
توقيع و به خط مولايمان صاحب الزّمانعليه السلام وارد شده بود كه: «اما آنچه
درباره آن پرسيدى - كه خدايت هدايت كند و پايدارت بدارد - راجع به امر منكران من از
خاندان و عموزادگان خودم؛ بدان كه ميان خدا و كسى خويشاوندى نيست و هركس مرا منكر
باشد، از من نيست و راه او راه فرزند نوحعليه السلام است اما راه عمويم جعفر و
فرزندانش، راه برادران يوسف است...».(249)
عبارات ياد شده بيانگر اين مطلب است كه بزرگان محدثين، اطمينان داشتهاند
توقيعات و يا حداقل بيشتر آنها، به خط خود حضرت نگاشته شده است.
با توجّه به اينكه در طول مدت نيابتِ سفيران چهارگانه، اين توقيعات به طور
يكنواخت صادر مىشد؛ شيوهاى كاملاً مطمئن براى يقين به صدور آنها از ناحيه
امامعليه السلام بود و راه را به كلى براى افراد فرصت طلب و مغرض مىبست كه هرگز
نتوانند نامهاى جعلى به نام آن حضرت فراهم آورند و مردم را فريب دهند.
البته تنها افرادى خاصّ و مورد اعتماد، توقيعات را به خط امام مشاهده
مىكردند؛ سپس از روى آنها نسخه بردارى و رونويسى كرده يا مضمون آنها را به ذهن
مىسپردند. بعضى از اين توقيعات نيز بنا بر اقتضاى مصلحت، در بين عموم شيعيان منتشر
مىشد. همه توقيعات حضرت مهدىعليه السلام به وسيله نواب خاصّ آن حضرت در طول غيبت
صغرى، براى افراد ظاهر مىشد و ارتباط كتبى با حضرتش منحصراً از طريق آنان
امكانپذير بود؛ به صورتى كه حتى وكلاى آن حضرت نامههاى خود و ديگران را نزد نايب
امام مىفرستادند و از او پاسخ دريافت مىكردند. اساساً فلسفه نيابت خاصه نيز همين
است؛ وگرنه چنانچه هر كسى مىتوانست به شرف گرفتن توقيع نايل آيد، ديگر چه نيازى به
نايب خاصّ بود.
3-2. توقيع در دوران غيبت كبرى
برخى از علما - بر خلاف قول مشهور - توقيعات را منحصر به زمان غيبت صغرى و
نواب خاصّ ندانستهاند و نامههايى را به آن حضرت نسبت دادهاند كه قبول و يا ردّ
آن، تأمل بيشترى مىطلبد. از جمله مرحوم طبرسىرحمه الله نامههايى از حضرت
مهدىعليه السلام به شيخ مفيدرحمه الله را نقل كرده است.
اين نامهها به وسيله شخص مورد اعتمادى به شيخ مفيدرحمه الله مىرسيد؛ ولى
نام آن شخص ذكر نشده است يكى از اين نامهها اينگونه آغاز مىشود: «نامهاى به
برادر با ايمان و دوست رشيد ابوعبداللّه محمدبن نعمان - شيخ مفيدرحمه الله - كه
خداوند عزّت وى را از محل وديعه نهادن عهدى كه بر بندگان گرفته شده است، مستدام
بدارد. به نام خداوند بخشنده مهربان؛ اما بعد، سلام بر تو اى دوستى كه در دين مخلص
و در مورد ما به يقيين مخصوص گشتهاى.
ما در مورد [نعمت وجود] تو خداوند را سپاسگزاريم...».(250)
در درستى اين توقيعات، ترديدهايى وجود دارد. اين توقيعات براى نخستين بار، به
وسيله ابومنصور طبرسىرحمه الله (از علماى قرن ششم)، بدون سند، پس از نزديك به صد
سال بعد از فوت شيخ مفيدرحمه الله، در الاحتجاج نقل شده است. آن گاه شاگرد وى، ابن
شهر آشوب (م 588) به آن اشاره كرده و ابن بطريق شاگرد ابن شهر آشوب، (م 600) آنها
را مطرح كرده است.
اما شاگردان مفيد، سيد مرتضى، نجاشى، شيخ طوسىرحمه الله، ابويعلى جعفرى،
ابوالفتح كراجكى، سلاربن عبدالعزيز ديلمى و... - با اينكه تأليفات فراوانى
داشتهاند - به اين توقيعات اشاره نكردهاند.(251)
همچنين برخى از معاصران، پيامى را كه از سوى آن حضرت براى مرحوم آيتاللّه
سيدابوالحسن اصفهانى به وسيله مرحوم شيخ محمد كوفى شوشترى نقل شده است، در شمار
توقيعات ذكر كردهاند.
در اين نامه چنين آمده است: خودت را در اختيار [مردم] بگذار و محل نشستن
خويش را در محل در ورود خانه قرار بده [تا مردم سريعتر بتوانند با تو ارتباط پيدا
كنند ]و حوايج مردم را بر آور؛ ما تو را يارى مىكنيم».(252)