4-2. چگونگى صدور توقيعات
در عصر غيبت صغرى، سفيران حضرت مهدىعليه السلام سؤالات و درخواستهاى مراجعه
كنندگان را در يك ورقه به نوبت مىنوشتند؛ آنگاه جواب آنها - كه حداكثر ظرف سه روز
صادر مىشد - يكجا مىآمد. گاهى نيز جواب پرسشها به صورت شفاهى، به نوّاب خاصّ
گفته شده و آنان به قلم خود آن را مىنگاشتند و يا به صورت حضورى به سؤال كننده
پاسخ مىدادند. در پارهاى از موارد نيز - به جهت مصلحتى كه حضرت مىدانستند -
اصلاً پاسخى صادر نمىشد. برخى از توقيعات نيز ابتداءً و بدون اينكه در پاسخ به
پرسشى باشد، صادر شده است.
5-2. موضوعات توقيعات
موضوعات مندرج در توقيعات، گستره وسيعى را در بر مىگرفت؛ از معارف و حقايق
دينى گرفته تا امور تربيتى و برنامههاى زندگى فردى و اجتماعى و... فهرست اجمالى
آنها بدين قرار است:
الف. مباحث عقيدتى؛ در زمينههاى مختلف توحيد، نبوّت، امامت، معاد و امثال
آن(253)
ب. مباحث اجتماعى؛ شامل مسائل اخلاقى، تربيتى، شؤون اقتصادى و مشكلات
مالى(254)
ج. وظايف و تكاليف شيعيان در عصر غيبت؛ مانند توجه به خداوند متعال، ايجاد
زمينه خودسازى، ارتباط با حضرت مهدىعليه السلام، پيروى از آن حضرت، آمادگى براى
برپايى حكومت عدل و قسط توسط حضرت مهدىعليه السلام و...(255)
د. احكام و مسائل فقهى؛ مانند نماز، روزه، حج، نذر، خمس، ازدواج و مانند آن
ه . امور شخصىكسانىكهازآنحضرت درخواست پاسخ مىكردند؛ از قبيل نامگذارى
فرزند، انتخاب دوست، اجازه مسافرت و مانند آن(256)
و. نصب و تأييد نوّاب و وكلا و امور مربوط به آنان
ز. افشا كردن تزوير مدعيان دروغين و طرد منحرفان و غاليان
در عصر غيبت صغرى، افرادى به عناوين مختلف و با مقاصد گوناگونى، به دروغ
ادعاهايى مىكردند و سعى داشتند دوستان و پيروان ائمهعليهم السلام را به سوى خود
جلب كرده، آنان را فريب دهند و گمراه سازند.
اين قبيل افراد، كم و بيش در بين شيعيان آن زمان شهرت و احترامى داشتند و
غالباً زير پوشش ادعاى نيابت و سفارت حضرت مهدىعليه السلام، دامهاى خود را
مىگسترانيدند.
بر اين اساس خطر آنها براى شيعيان و مسلمانان، از خطر ديگر دشمنان اسلام،
كمتر نبود و افشاى تزوير و برداشتن نقاب از چهره آنان و طرد ايشان از جوامع شيعى
ضرورت داشت. از اين رو توقيعات مهمى درباره اين افراد و بيزارى حضرت ولى عصرعليه
السلام از آنها، از سوى آن حضرت صادر مىشد و مايه رسوايى و انزواى مدعيان دروغگو
را فراهم مىآورد.
گاهى مىشد كه توقيعات صادر شده از سوى حضرت مهدىعليه السلام، جزء موارد ذكر
شده نبود؛ بلكه تنها به خاطر دفع خطر از شيعيان، صادر مىگرديد؛ بويژه در عصرى كه
حاكمان ستمگر، براى شناسايى، آزار و نابودى شيعيان و پيروان اهل بيت عصمت و
طهارتعليهم السلام كمر بسته بودند و تمام همت خويش را به كار مىگرفتند و چه بسا
نقشههاى زيركانهاى طرح مىكردند تا بلكه بتوانند تمامى آنان را از بين ببرند،
تنها راه نجات از دام بدخواهان و كينهتوزان، همين توقيعات بود كه آن حضرت به وسيله
آنها و با الهامهاى الهى، شيعيان را نجات مىداد.
نيز ] نواب اربعه