« ح » - فرهنگ نامه مهدویت نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

فرهنگ نامه مهدویت - نسخه متنی

خدامراد سلیمیان‏

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

« ح »

حجّت



«حجّت» از نظر لغت، به معناى برهان و دليل است كه با آن حريف را قانع يا دفع
كنند و جمع آن حجج و حجاج است.(291)

اين كلمه در قرآن مجيد در موارد مختلفى به كار رفته است؛ از جمله: «لِئَلاَّ
يَكُونَ لِلنّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَةٌ بَعدَ الرُّسُلِ وَكانَ اللَّهُ عَزيزاً
حَكِيماً»(292)؛ «تا براى مردم، پس از [فرستادن ]پيامبران، در مقابل خدا [بهانه و]
حجتى نباشد، و خدا توانا و حكيم است».

«قُلْ فَلِلّهِ الحُجَّةُ البَالِغَةُ فَلَو شَاءَ لَهَداكُمْ
اَجْمَعين»(293)؛ «بگو برهان رسا (حجّت) ويژه خدا است، و اگر [خدا ]مى‏خواست قطعاً
همه شما را هدايت مى‏كرد».

امام كاظم‏عليه السلام فرموده است: «اِنّ لِلَّهِ عَلَى النّاسِ حُجَتَينِ
حُجَةً ظَاهِرَةً وَحُجَةً بَاطِنةً فَاَمَّا الظَاهِرَةُ فَالرُّسُلُ
وَالاَنبِياءُ وَالاَئِمَّةُعليهم السلام وَاَمَّا البَاطِنَةُ فَالعُقُولُ»(294)؛
«خداوند را بر مردم دو حجّت است: يكى ظاهر كه آن عبارت است از پيامبران و رهبران
دين و ديگر باطن كه آن عقول مردم است».

پيامبران و اوصياى آنها از اين جهت «حجّت» ناميده شده‏اند كه خداوند به وجود
ايشان، بر بندگان خود احتجاج كند و نيز از اين جهت كه آنان دليل بر وجود خدا هستند
و گفتار و كردارشان نيز دليل بر نياز مردم به قانون آسمانى است.

بر اساس روايات فراوانى، هرگز زمين خالى از حجّت نمى‏ماند؛ چنان كه از امام
رضاعليه السلام سؤال شد: آيا زمين از حجّت خالى مى‏ماند؟ حضرت فرمود: «لَوْ
بَقِيَتْ بِغَيْرِ اِمَامٍ لَسَاخَتْ»(295)؛ «اگر زمين [به اندازه چشم برهم زدنى‏]
از حجّت خالى باشد، اهلش را فرو مى‏برد».

از ديدگاه شيعه، حضرت مهدى‏عليه السلام به عنوان آخرين حجَّت الهى است كه به
حجةبن الحسن العسكرى‏عليه السلام نيز شهرت دارد.(296)

داوود بن قاسم گويد: از امام دهم شنيدم كه مى‏فرمود: «الخَلَفُ مِنْ بَعْدِىَ
الحَسَنُ فَكَيْفَ لَكُمْ بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِ الخَلَفِ فَقُلتُ لِمَ
جَعَلَنِىَ اللّهُ فِداكَ فَقَالَ: اِنَّكُم لا تَرَوْنَ شَخْصَهُ وَلايَحِلُّ
لَكُم ذِكْرُهُ بِاسمِهِ فَقُلتُ كَيفَ نَذكُرُهُ فَقَال: قُولُوا الحُجَّةُ مِنْ
آلِ مُحَمَّدٍصلى الله عليه وآله»(297)؛ «جانشين من پس از من پسرم حسن است. شما را
چه حالى خواهد بود نسبت به جانشينِ پس از جانشين؟ عرض كردم: چرا؟ خداوند مرا قربانت
كند. فرمود: براى آنكه شخصش را نتوانيد ديد و ذكر او به نام مخصوصش روا نباشد. عرض
كردم: پس چطور او را ياد كنيم؟ فرمود: بگوييد حجّت از خاندان محمدصلى الله عليه
وآله».

در اغلب روايات اين لقب به صورت «الحُجَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍصلى الله عليه
وآله» به كار رفته است.(298)

حجتيه ] انجمن حجتيه‏

حِرْز حضرت مهدى‏عليه السلام



«حِرْز» در لغت به معناى جاى استوار و پناهگاه است و نيز دعاى حفظ و تعويذ را
گويند.(299) در اصطلاح بيشتر معناى دوم مقصود است؛ يعنى، هر گونه دعاى خواندنى و
نوشتنى، بلكه هر گونه تعويذى است كه مايه حفظ باشد و به وسيله آن پناه جويند. وجه
مشترك بين تمامى حرزها، به كار بستن آنها براى محفوظ ماندن شخص و يا همراهان و يا
اموال او از گزند دشمنان و يا پيش آمدهاى ناگوار و حوادث پيش‏بينى نشده روزگار است.

قسمتى از حرزها - همچون ساير متون احاديث و دعاها - با ذكر سند معتبر تا به
معصوم ضبط شده است؛ اما بعضى از آنها استناد محكمى ندارد.

هر يك از حرزها، ويژگى‏هايى دارند كه در كتاب‏هاى دعا مورد اشاره قرار گرفته
است. براى هر كدام از معصومين‏عليهم السلام حرزهايى نقل شده كه بعضى از آنها شهرت
بيشترى دارند؛ يكى از آنها حرز حضرت مهدى‏عليه السلام است:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ يا مالِكَ الرِّقابِ يا هازِمَ
الاَحْزابِ يا مُفَتِّحَ الاَبْوابِ يا مُسَبِبَ الاَسْبابِ سَبِّبْ لَنا سَبَباً
لانَسْتَطيعُ لَهُ طَلَباً بِحَقِّ لااِله اِلاّاللّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ
اللّهِ‏صلى الله عليه وآله».(300)

/ 201