حسن شريعى
يكى از مدعيان دروغين نيابت، حسن شريعى است البته به يقين مشخص نيست كه اسماو «حسن» باشد؛ بلكه او با لقب معروف شده است. در روايتى كه نقل خواهد شد، راوى
حديث به صورت حدس و گمان اسم او را حسن ذكر كرده است.(301)
مؤلف «قاموس الرجال» مىنويسد: «از حديثى كه شيخ طوسىرحمه الله نقل كرده،
روشن مىشود كه اسم او به صورت يقين روشن نيست و او معروف به لقب بوده است و اينكه
«تلعكبرى» راوى حديث، به صورت گمان حكم كرده كه اسم او حسن است؛ به خاطر اينكه او
«ابومحمد» بوده و غالباً كنيه كسانى كه «ابومحمد» است، اسمشان حسن مىباشد».(302)
شريعىاولينكسى استكه به دروغ و افترا، ادعاى نيابت امام زمانعليه السلام
را كرد. او قبلاً از اصحاب امام هادىعليه السلام و امام حسن عسكرىعليه السلام
بود؛ ولىبعداًمنحرف شد.
تاريخ ادعاى نيابت دروغين او به صورت دقيق بيان نشده است؛ ليكن چون اين
ادعاهاى دروغين، از دوران نايب دوم شروع شده است؛ به نظر مىرسد وى در دوران سفارت
و نيابت محمدبن عثمان، به چنين عملى دست زده است!
علماى رجال درباره شرح حال او زياد بحث نكردهاند؛ لذا جامعترين سخن درباره
ايشان، كلام شيخ در «كتاب الغيبة» است.
شيخ طوسىرحمه الله درباره «شريعى» مىنويسد: «نخستين كسى كه به دروغ و
افترا، دعوى نيابت خاصّ از جانب امام زمانعليه السلام كرد،شخصىمعروف به «شريعى»
بود. جماعتى از علما از ابومحمد تلعكبرى از ابوعلى محمدبن همام نقل كردهاند: كنيه
شريعى «ابومحمد» بود.
تلعكبرى مىگفت: گمان دارم نام وى حسن باشد. او از اصحاب امام هادىعليه
السلام و امام حسن عسكرىعليه السلام به شمار مىآمد. او نخستين كسى است كه مدعى
مقامى شد كه خداوند براى او قرار نداده بود و شايسته آن هم نبود! در اين خصوص بر
خدا و حجّتهاى پروردگار دروغ بست و چيزهايى به آنان نسبت داد كه شايسته مقام والاى
آنان نبود و آنها از آن به دور بودند. از اين رو شيعيان هم او را ملعون دانسته و از
وى دورى جستند و توقيعى از جانب ولى عصرعليه السلام در خصوص لعن و دورى از وى صادر
شد.(303)
نيز ] مدعيان دروغين نيابت، شريعيه،
حسن عسكرىعليه السلام ] امام حسن عسكرىعليه السلام
حسين بن روحرحمه الله
سومين نايب خاصّ از نواب اربعه حضرت مهدىعليه السلام، محدث، فقيه و متكلم
شيعى ايرانى، حسين بن روح نوبختى است. وى در ميان شيعيان بغداد، از اشتهار خاصى
برخوردار بود و يكى از افراد مورد اطمينان و اعتماد محمد بن عثمان عمرى به شمار
مىرفت.
او در خلال سالهاى 305 - 326 ه .ق به عنوان نايب امام زمانعليه
السلام، واسطه بين امام و شيعيان بود. حسين بن روح اگرچه داراى فضيلتهاى فراوانى
بود؛ ولى عمدتاً شهرت و اعتبار او، به مسأله نيابتش باز مىگردد.
محمدبن عثمان، او را حلقه اتصال بين خود و وكلاى ديگرش در بغداد قرار داد. وى
در دربار عباسى در زمان حيات نايب دوم، نفوذ فوق العادهاى داشت و از ناحيه برخى
مقامات دولتى كمكهاى مالى به ايشان مىرسيد.(304)
نايب دوم، از دو يا سه سال قبل از وفات خود، با ارجاع برخى از شيعيان به حسين
بن روح نوبختى - كه اموالى از سهم امام و غير آن پيش او مىبردند - زمينه را براى
نيابت وى از طرف امام زمانعليه السلام هموار مىنمود و به كسانى كه در اين موضوع
دچار شك و ترديد مىشدند، تأكيد مىكرد كه اين دستور، از طرف امامعليه السلام صادر
شده است.(305)
او در انتصاب حسين بن روح به جانشينى خود، تأكيد فراوانى مىكرد. گاهى به
صورت انفرادى و گاهى در ميان عموم شيعيان مخلص و وكلاى خويش، اين مطلب را تذكر
مىداد. اين تأكيد بدان علّت بود كه از طرف ائمّهعليهم السلام، نصّى دالّ بر
وثاقت، امانت و نيابت حسين بن روح صادر نشده بود. از طرفى در ميان وكلاى بغداد،
كسانى بودند كه در ظاهر ارتباط محمدبن عثمان با آنان بيشتر بود؛ از اين رو عوام و
خواص شيعيان، تصور نمىكردند حسين بن روح به جانشينى انتخاب گردد. بدين جهت نايب
دوم از هر فرصتى براى تبيين نيابت ايشان از طرف امام زمانعليه السلام، براى رفع شك
و ترديد از آنان استفاده مىكرد.(306)
پس از وفات ابوجعفر عمرى و وصيت او در نصب حسين بن روح به عنوان نايب سوم
امام غايب، ابوالقاسم حسين بن روح به «دارالنيابة» در بغداد آمد و بزرگان شيعه به
گرد او جمع شدند.
حسين بن روح با همكارى وكلاى بغداد و ساير مناطق، كار خويش را در جايگاه
نيابت امام زمانعليه السلام شروع نمود و توانست با روش و سيره معقولانه و منطقى،
در بين دوست و دشمن از مقبوليت بالايى برخوردار باشد.
به جهت انتساب او به خاندان نوبختى و نفوذ آنان در دربار عباسى و نيز در رأس
كار بودن برخى از خاندان فرات - كه متمايل به شيعه و طرفدار آنان بودند - در اوايل
كار با مانعى از طرف حكومت مواجه نبود. از طرفى با تأكيدهاى فراوان محمدبن عثمان،
عموم شيعيان و خواص نيز در نيابت ايشان دچار شك و ابهام نگشتند؛ از اين رو در زمان
ايشان مدعيان دروغين چندانى وجود نداشت.
روايات حاكى از آن است كه موقعيت حسين بن روح به عنوان سفير امام دوازدهم -
بر عكس سفير اوّل و دوم - در بين اماميّه آشكار بود. به همين دليل عدهاى از عوام
اماميّه، بر آن شدند تا وكلاى نواحى خود را ناديده گرفته، به طور مستقيم با خود او
در تماس باشند؛ ولى رفته رفته با انجام تغييراتى در دستگاه حاكمه و بركنار شدن برخى
حاميان او، وضع دگرگون شد؛ به نحوى كه وى بخشى از اواخر عمر خود را در زندان به سر
برد.(307)
از جمله حوادث مهم دوران نيابت حسين بن روح، جدا شدن ابوجعفر محمدبن على
شلمغانى (معروف به ابن ابى عزاقر) از آيين شيعى و تكفير او به دست حسين است.(308)
گفتنى است ملاك انتخاب افراد در نيابت، علم و دانش بود؛ اما در راستاى نيابت
مسائل ديگرى نيز مورد توجه بود. از مهمترين اين امور راز دارى و حفظ امر امامت بود
كه افراد انتخاب شده، داراى اين ويژگى مهم بودهاند.
از ابوسهل نوبختى پرسيدند! چگونه شد كه ابوالقاسم حسين بن روح براى امر نيابت
برگزيده شد و شما نشديد؟! گفت: ايشان (ائمهعليهم السلام) آگاهترند دراينكه چه كسى
را انتخاب كنند. از آنجايى كه من اهل مناظره با مخالفان و مراوده با آنان هستم؛ اگر
مكان حضرت را آن گونه كه نايب خاصّ مىداند بدانم، ممكن است در گفتههاى خود فاش
كنم. در حالى كه حسين بن روح [چنين نيست و] اگر حضرت حجّت، زير لباس او باشد و او
را با قيچى تكه تكه كنند، غير ممكن است آن حضرت را آشكار سازد.(309)
حسين بن روح در سال 326 ه .ق دار فانى را وداع گفت و به دار باقى شتافت.
اگرچه در سال وفات او اختلافى نيست؛ ولى در محل دفن ايشان اختلاف و شبهاتى وجود
دارد. قبر ايشان در بغداد است؛ ولى مشخص نيست در قسمت غربى آن است يا قسمت شرقى.
نيز ] نيابت خاص، نواب خاص، شلمغانى.