حكومت جهانى حضرت مهدىعليه السلام
يكى از ويژگىهاى دولت مهدوىعليه السلام، جهانى بودن آن است. حكومت
مهدىعليه السلام، شرق و غرب عالم را فرا مىگيرد و آبادىاى در زمين نمىماند؛ مگر
اينكه گلبانگ محمدى از آن بر مىخيزد و سراسر گيتى از عدل و داد آكنده مىگردد.
در آن دوران به دست آن حضرت، آرمان والاى تشكيل جامعه بزرگ بشرى و خانواده
انسانى تحقّق مىپذيرد و آرزوى ديرينه همه پيامبران، امامان، مصلحان و انسان دوستان
برآورده مىشود.
امام رضاعليه السلام از پدرانش از پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله نقل كرده
است: خداوند در شب معراج در بخشى از بيانى طولانى فرمود: «... وَلَاُطَهِّرَنَّ
الاَرْضَ بِآخِرِهِم مِنْ اَعدَائِى وَلَاُمَلِّكَنَّهُ [وَلَاُمَكِّنَنَّهُ]
مَشارِقَ الْاَرْضِ وَمَغارِبَها...»؛(312) «... و به درستى زمين را به وسيله آخرين
آنان (ائمه معصومينعليهم السلام) از دشمنانم پاك خواهم ساخت و تمامى گستره زمين را
در فرمانروايى او قرار خواهم داد...».(313)
در دوران رهبرى امام مهدىعليه السلام، با ايجاد مديريت و حاكميت يگانه براى
همه اجتماعات، نژادها و منطقهها، يكى از عوامل اصلى تضاد و جنگ و ظلم از بين
مىرود.(314)
پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله در روايتى مىفرمايد: «اَلاَئِمَّةُ مِنْ
بَعْدِى اِثْنا عَشَرَ اَوَّلُهُمْ اَنْتَ يا عَلِىُّ وَآخِرُهُم الْقائِمُ الَّذِى
يَفْتَحُ اللّهُ تَعالى ذِكْرُهُ عَلى يَدَيْهِ مَشارِقَ الاَرْضِ
وَمَغارِبَها»(315)؛ «پيشوايان پس از من دوازده نفرند؛ اولين آنان تو هستى اى على و
آخرين آنان قائم است؛ همو كه خداوند بر دستانش مشارق و مغارب زمين را فتح خواهد
كرد».
امام صادقعليه السلام نيز در اين باره فرمود: «ثُمَ يُظْهِرُهُ اللّهُ
عَزَّوَجَلَّ فَيَفتَحُ اللّهُ عَلَى يَدِهِ مَشارِقَ الاَرضِ وَ
مَغارِبَهَا»(316)؛ «سپس خداى عزوجلاوراظاهر سازد ومشارق و مغارب زمين را به دست
او بگشايد و...».
اگرچه اين اميد به آمدن مصلح جهانى، ريشه در افكار و عقايد تمامى اقوام و ملل
دارد و كم و بيش به گونههاى متفاوت در همه جا وجود دارد؛ اما در تفكر شيعى به طور
روشن و شفاف مطرح است. در اين تفكّر، امام منتظر و منجى نهايى، زنده است و روزى به
فرمان خداوند ظهور نموده و جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد.
از اين رو مفهوم «غيبت» و «انتظار فرج» نزد شيعه دوازده امامى، متفاوت با
ديگر اديان و مكاتب است.
بر اساس ديدگاه «تشكيل حكومت جهانى»، با ظهور امام غايب، اسلام به عنوان تنها
دين حق و كامل و داراى شريعت جامع، مقبول همگان خواهد شد. در آن زمان ستمگران و
جباران از مسند قدرت به زير كشيده مىشوند. پس از آن حكومت جهانى اسلام با زعامت و
رهبرى امام معصوم و عادل برپا شده و عدالت بر بنياد ديانت و اخلاق در مقياسى جهانى
اجرا مىگردد.
در برخى از آيات قرآن، به اين حاكميت اشاره شده است و آيات مربوط به جهانى
بودن اسلام نيز مؤيد اين معنا است. جهانى بودن دين اسلام و عدم اختصاص آن به قوم يا
منطقه خاصى، از ضروريات اين آيين الهى است و حتى كسانى كه ايمان به آن ندارند
مىدانند كه دعوت اسلام، همگانى بوده، و به منطقه جغرافيايى خاصى محدود نبوده است.
افزون بر اين، شواهد تاريخى فراوانى وجود دارد كه پيامبر اكرمصلى الله عليه
وآله به سران كشورها مانند قيصر روم و پادشاه ايران و فرمانروايان مصر و حبشه و
شامات و نيز به رؤساى قبايل مختلف عرب و... نامه نوشتند و همگان را به پذيرفتن اين
دين مقدس دعوت كردند و از پيامدهاى وخيم كفر و روىگردانى از اسلام، برحذر داشتند.
اگر دين اسلام جهانى نبود چنين دعوت عمومى انجام نمىگرفت و ساير اقوام و امتها هم
براى عدم پذيرش، عذرى مىداشتند.(317)