حكومت جهانى حضرت مهدى‏عليه السلام - فرهنگ نامه مهدویت نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

فرهنگ نامه مهدویت - نسخه متنی

خدامراد سلیمیان‏

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

حكومت جهانى حضرت مهدى‏عليه السلام



يكى از ويژگى‏هاى دولت مهدوى‏عليه السلام، جهانى بودن آن است. حكومت
مهدى‏عليه السلام، شرق و غرب عالم را فرا مى‏گيرد و آبادى‏اى در زمين نمى‏ماند؛ مگر
اينكه گلبانگ محمدى از آن بر مى‏خيزد و سراسر گيتى از عدل و داد آكنده مى‏گردد.

در آن دوران به دست آن حضرت، آرمان والاى تشكيل جامعه بزرگ بشرى و خانواده
انسانى تحقّق مى‏پذيرد و آرزوى ديرينه همه پيامبران، امامان، مصلحان و انسان دوستان
برآورده مى‏شود.

امام رضاعليه السلام از پدرانش از پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله نقل كرده
است: خداوند در شب معراج در بخشى از بيانى طولانى فرمود: «... وَلَاُطَهِّرَنَّ
الاَرْضَ بِآخِرِهِم مِنْ اَعدَائِى وَلَاُمَلِّكَنَّهُ [وَلَاُمَكِّنَنَّهُ‏]
مَشارِقَ الْاَرْضِ وَمَغارِبَها...»؛(312) «... و به درستى زمين را به وسيله آخرين
آنان (ائمه معصومين‏عليهم السلام) از دشمنانم پاك خواهم ساخت و تمامى گستره زمين را
در فرمانروايى او قرار خواهم داد...».(313)

در دوران رهبرى امام مهدى‏عليه السلام، با ايجاد مديريت و حاكميت يگانه براى
همه اجتماعات، نژادها و منطقه‏ها، يكى از عوامل اصلى تضاد و جنگ و ظلم از بين
مى‏رود.(314)

پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله در روايتى مى‏فرمايد: «اَلاَئِمَّةُ مِنْ
بَعْدِى اِثْنا عَشَرَ اَوَّلُهُمْ اَنْتَ يا عَلِىُّ وَآخِرُهُم الْقائِمُ الَّذِى
يَفْتَحُ اللّهُ تَعالى‏ ذِكْرُهُ عَلى‏ يَدَيْهِ مَشارِقَ الاَرْضِ
وَمَغارِبَها»(315)؛ «پيشوايان پس از من دوازده نفرند؛ اولين آنان تو هستى اى على و
آخرين آنان قائم است؛ همو كه خداوند بر دستانش مشارق و مغارب زمين را فتح خواهد
كرد».

امام صادق‏عليه السلام نيز در اين باره فرمود: «ثُمَ يُظْهِرُهُ اللّهُ
عَزَّوَجَلَّ فَيَفتَحُ اللّهُ عَلَى يَدِهِ مَشارِقَ الاَرضِ وَ
مَغارِبَهَا»(316)؛ «سپس خداى عزوجل‏اوراظاهر سازد ومشارق و مغارب زمين را به دست
او بگشايد و...».

اگرچه اين اميد به آمدن مصلح جهانى، ريشه در افكار و عقايد تمامى اقوام و ملل
دارد و كم و بيش به گونه‏هاى متفاوت در همه جا وجود دارد؛ اما در تفكر شيعى به طور
روشن و شفاف مطرح است. در اين تفكّر، امام منتظر و منجى نهايى، زنده است و روزى به
فرمان خداوند ظهور نموده و جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد.

از اين رو مفهوم «غيبت» و «انتظار فرج» نزد شيعه دوازده امامى، متفاوت با
ديگر اديان و مكاتب است.

بر اساس ديدگاه «تشكيل حكومت جهانى»، با ظهور امام غايب، اسلام به عنوان تنها
دين حق و كامل و داراى شريعت جامع، مقبول همگان خواهد شد. در آن زمان ستمگران و
جباران از مسند قدرت به زير كشيده مى‏شوند. پس از آن حكومت جهانى اسلام با زعامت و
رهبرى امام معصوم و عادل برپا شده و عدالت بر بنياد ديانت و اخلاق در مقياسى جهانى
اجرا مى‏گردد.

در برخى از آيات قرآن، به اين حاكميت اشاره شده است و آيات مربوط به جهانى
بودن اسلام نيز مؤيد اين معنا است. جهانى بودن دين اسلام و عدم اختصاص آن به قوم يا
منطقه خاصى، از ضروريات اين آيين الهى است و حتى كسانى كه ايمان به آن ندارند
مى‏دانند كه دعوت اسلام، همگانى بوده، و به منطقه جغرافيايى خاصى محدود نبوده است.

افزون بر اين، شواهد تاريخى فراوانى وجود دارد كه پيامبر اكرم‏صلى الله عليه
وآله به سران كشورها مانند قيصر روم و پادشاه ايران و فرمانروايان مصر و حبشه و
شامات و نيز به رؤساى قبايل مختلف عرب و... نامه نوشتند و همگان را به پذيرفتن اين
دين مقدس دعوت كردند و از پيامدهاى وخيم كفر و روى‏گردانى از اسلام، برحذر داشتند.
اگر دين اسلام جهانى نبود چنين دعوت عمومى انجام نمى‏گرفت و ساير اقوام و امت‏ها هم
براى عدم پذيرش، عذرى مى‏داشتند.(317)

/ 201