خروج خراسانى - فرهنگ نامه مهدویت نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

فرهنگ نامه مهدویت - نسخه متنی

خدامراد سلیمیان‏

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

خروج خراسانى



در برخى از روايات «خروج خراسانى» به عنوان يكى از نشانه‏هاى ظهور بيان شده
است. اگر چه در اين روايات به روشنى او معرفى نشده است؛ ولى برخى او را مردى از
بنى‏تميم دانسته‏اند.(335)

اغلب رواياتى كه نام او را برده‏اند، از خراسانى همراه سفيانى ياد كرده‏اند.
امام صادق‏عليه السلام فرمود: «خُرُوجُ الثَّلاثَةِ الخُراساني وَالسُّفياني
وَاليَماني فِي سَنَةٍ واحِدَةٍ فِى شَهْرٍ واحِدٍ في يَوْمٍ واحِدٍ وَلَيْسَ فيها
رايَةٌ بِأَهْدَى‏ مِنْ رايَةِاليَماني يَهدِي إِلَى الْحَقِّ»(336)؛ «خروج
خراسانى، سفيانى و يمانى در يك سال و يك ماه و يك روز تحقق مى‏يابد و در بين آنها
پرچمى هدايتگرتر از يمانى نيست كه او به حق هدايت مى‏كند».

و در برخى روايات از خراسانى و سفيانى به دو اسب مسابقه تشبيه شده‏اند كه
خراسانى از مشرق و سفيانى از مغرب به طرف كوفه در حركت‏اند.(337)

البته روايتى نيز از خروج او به عنوان يكى از نشانه‏هاى حتمى قيام حضرت
مهدى‏عليه السلام ياد شده كه به جاى خروج يمانى ذكر شده است.(338)

نيز ] نشانه‏هاى ظهور

خروج دابةالارض ] دابةالارض‏

خروج دجّال



«دجّال» در زبان عربى به معناى «آب طلا» و طلا اندود كردن است و به همين علت،
افراد بسيار دروغ‏گويى كه باطل را حق جلوه مى‏دهند «دجّال» ناميده مى‏شوند.(339)

دجّال ستمكارى است كه در آخِرُالزّمان، مردم را گمراه خواهد كرد و در هر سه
دين يهوديت، مسيحيت و اسلام مطرح شده است.(340) گاهى افرادى در هر سه جامعه دينى
مى‏گويند: دجّال تولد يافته و زنده است.

در روايات فراوانى از خروج «دجّال» به عنوان نشانه ظهور و در برخى ديگر از آن
به عنوان يكى از «اَشْراطُ السَّاعَة» ياد شده است. اين نشانه، در كتاب‏هاى اهل
سنّت از نشانه‏هاى برپايى قيامت دانسته شده(341)؛ ولى در منابع روايى شيعه از آن به
عنوان حادثه‏اى مقارن ظهور حضرت مهدى‏عليه السلام ياد شده است.(342)

در مورد اصل دجّال، چند احتمال وجود دارد:

يك. دجّال، نام شخص معينى نيست و هر كسى كه با ادعاهاى پوچ و بى‏اساس و با
توسل به حيله‏گرى و نيرنگ، در صدد فريب مردم باشد، دجّال است. اينكه در روايات از
«دجّال»هاى فراوان سخن به ميان آمده اين احتمال را تقويت مى‏كند.

پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرموده است: «لاتَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى
يَخْرُجَ المَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِي وَلايَخْرُجُ الْمَهدِيّ حَتَّى يَخْرُجَ
سِتُّونَ كَذَّاباً كُلُّهُمْ يَقُولُ أَنَا نَبِيٌّ»(343)؛ «قيامت، برپا نمى‏شود،
تا وقتى كه مهدى‏عليه السلام از فرزندانم قيام كند و مهدى‏عليه السلام قيام
نمى‏كند، تا وقتى كه شصت دروغگو خروج كنند و هر كدام بگويد، من پيامبرم».

در روايات، از اين «دجّال»ها و دروغگويان فراوان نام برده شده است، در بعضى
دوازده و در برخى سى، شصت و هفتاد دجّال آمده است.(344)

از ميان اين «دجّال»ها، فردى كه در دروغ‏گويى، حيله‏گرى و مردم فريبى سرآمد
همه دجالان و فتنه‏اش از همه بزرگ‏تر است، نشانه ظهور مهدى‏عليه السلام و يا برپايى
قيامت است. بر اين اساس دو نوع دجّال هست: يكى همان دجّال حقيقى و واقعى است كه پس
از همه «دجّال»ها مى‏آيد و ديگرى گروهى شياد و دروغگويند كه دست به فريب‏كارى،
تحميق و گمراهى مردم مى‏زنند.

پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: «پيش از خروج دجّال، بيش از هفتاد
دجّال خروج خواهد كرد».(345)

حقيقت داستان دجّال، بيانگر اين واقعيت است كه در آستانه هر انقلابى افراد
فريبكار و منافق - كه معتقد به نظام‏هاى پوشالى گذشته و حافظ سنت‏ها و ضد
ارزش‏هايند - براى نگه‏داشتن فرهنگ و نظام جاهلى گذشته، همه تلاش خود را به كار
مى‏گيرند و با سوء استفاده از زمينه‏هاى فكرى و اجتماعى و احساسات مردم، دست به
تزوير و حيله‏گرى مى‏زنند تا آنان را نسبت به اصالت و تحقّق انقلاب و استوارى
رهبران آن، دلسرد و دو دل كنند و با شيطنت، آنان را به كژ راهه برند!

در انقلاب جهانى حضرت مهدى‏عليه السلام، چنين خطرى پيش‏بينى شده است و از
آنجايى كه اين انقلاب از همه انقلاب‏هاى تاريخ بزرگ‏تر و گسترده‏تر است، خطر
فريبكاران دجّال صفت نيز به مراتب بيشتر و گسترده‏تر است. در آستانه ظهور، آنان همه
تلاش خويش را به كار خواهند گرفت كه مردم را فريب دهند و آنها را نسبت به نتيجه آن
دلسرد و نااميد سازند و بالاخره از پيروزى حتمى آن جلوگيرى كنند!

البته در اين احتمال مى‏توان گفت: ممكن است يكى از آن دجّال‏ها - صفات زشت در
او بيشتر از همه متبلور است - نشانه ظهور باشد.

دو. احتمال دوم آن است كه فردى معيّن و مشخص، به عنوان «دجّال» دردوره غيبت -
با همان ويژگى‏هايى كه براى وى بيان شده است - خروج مى‏كند و مردم را به انحراف
مى‏كشاند.

برخى با استناد بعضى از روايات او را زنده مى‏دانند. براى مثال گفته مى‏شود
او در زمان حضرت رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله موجود بوده و تا زمان خروج زنده
خواهد ماند.(346)

نگرانى مردم از دجّال بدان اندازه بود كه خليفه دوم هنگام فتح شام، از علماى
اهل كتاب درباره دجّال پرسيد. پس نام دجّال نزد افراد و جوامع دينى پيوسته مطرح
بوده است و برخى از كتاب‏ها و فيلم‏ها نام «دجّال» بر خود دارند. «دجّال» لقب
دغل‏بازى است كه نزد يهوديان «آرميلوس» و نزد مسلمانان «صائدبن صيد» ناميده
مى‏شود.(347)

اصل داستان «دجّال» در كتاب‏هاى مقدس مسيحيان نيز آمده است در انجيل واژه
«دجّال» بارها به كار رفته و از كسانى كه منكر حضرت مسيح باشند و يا «پدر و پسر» را
انكار كنند، به عنوان «دجّال» ياد شده است:

«دروغگو كيست؛ جز آنكه مسيح بودن عيسى را انكار كند. آن دجّال است كه پسر و
پدر را انكار كند».(348)

طرفداران احتمال دوم به اين روايت نيز استناد كرده‏اند: اصبغ بن نباته از
حضرت على‏عليه السلام پرسيد: يا اميرالمؤمنين! دجّال كيست؟

آن حضرت فرمود: «دجّال صائدبن صائد (صيد) است. بدبخت كسى است كه او را تصديق
كند و خوشبخت آن است كه او را تكذيب كند. از شهرى بر آيد كه آن را اصفهان نامند از
دهى كه آن را يهوديه گويند.(349) چشم راستش ممسوح و چشم ديگرش بر پيشانى است و
مانند ستاره صبح مى‏درخشد، در آن نقطه عَلَقه‏اى است كه با خون در آميخته است. و
ميان دو چشمش نوشته است: «كافر» هر خواننده و بى‏سواد آن را مى‏خواند. در درياها
فرو مى‏شود و آفتاب با او مى‏گردد. مقابل او كوهى از دود و عقبش كوهى سپيد است كه
مردم تصور مى‏كنند طعام است. در زمان قحطىِ سختى خروج مى‏كند. در حالى كه بر حمار
سپيدى سوار است. هر گام حمارش يك ميل است و زمين منزل به منزل زير پايش نَوَرديده
شود و بر آبى نگذرد جز آنكه فرو رود تا روز قيامت. به آوازى كه همه جن و انس و
شياطين - در شرق و غرب - عالم آن را مى‏شنوند، فرياد كند: اى دوستان من! نزد من
آييد. منم آنكه آفريد و تسويه كرد و تقدير كرد و رهبرى نمود. منم پروردگار شما.

دشمن خدا دروغ مى‏گويد!

او يك چشمى است كه غذا مى‏خورد و در بازارها راه مى‏رود. به راستى كه
پروردگار شما نه يك چشم است، و نه غذا مى‏خورد، نه راه مى‏رود و نه زوال دارد! و
برتر است خدا از اين اوصاف؛ برترى بزرگى. آگاه باشيد! بيشترِ پيروانش در آن روزگار
ناپاك زادگانند و صاحب پوستين‏هاى سبز! خداوند او را در شام بر سر گردنه‏اى كه آن
را «افيق» نامند - به دست كسى كه عيسى‏عليه السلام پشت سرش نماز مى‏خواند - هنگامى
كه سه ساعت از روز جمعه گذشته باشد - خواهد كشت. آگاه باشيد بعد از آن، حادثه بزرگ
و قيامت كبرى باشد.(350)

سه. برخى نيز اين احتمال را مطرح كرده‏اند كه مراد از «دجّال» همان سفيانى
است كه دركتاب‏هاى اهل سنّت بيشتر به عنوان «دجّال» و در كتاب‏هاى شيعى به عنوان
سفيانى آمده است.(351) البته اين احتمال مردود است.

چهار. دجّال، كنايه از كفر جهانى و سيطره فرهنگ مادى بر همه جهان است. برخى
از اهل نظر، اين احتمال را تقويت كرده و همه ويژگى‏هايى را كه براى دجّال بيان شده،
با ويژگى‏هاى استكبار برابر دانسته‏اند.

«استكبار» به معناى واقعى، دجّال است كه خود را قيّم ملت‏ها مى‏داند و با
تكيه به ثروت انبوه و قدرت عظيم، در همه جاى زمين دخالت مى‏كند و همه را به زير
سلطه خويش مى‏آورد.(352)

در منابع اهل سنّت عمدتاً سخن از كشته شدن دجّال به دست حضرت عيسى‏عليه
السلام است.(353)

نيز ] نشانه‏هاى ظهور،

/ 201