خروج سفيانى
پيش از قيام حضرت مهدىعليه السلام مردى از نسل ابوسفيان در منطقه شام خروج
مىكند و با تظاهر به ديندارى، گروه زيادى از مسلمانان را فريب مىدهد و بخش
گستردهاى از سرزمينهاى اسلامى را به تصرف خود در مىآورد. او بر مناطق پنجگانه -
شام، حمص، فلسطين، اردن، قنسرين و منطقه عراق - سيطره مىيابد و در كوفه و نجف، به
قتل عام شيعيان مىپردازد و براى كشتن و يافتن آنان جايزه تعيين مىكند.(354)
از روايات استفاده مىشود مدت حكومت او نه ماه است.(355) سفيانى، با اين كه
از خبيثترين و پليدترين مردمان است؛ ولى همواره ذكر «يا رب يا رب» بر زبانش جارى
است.(356)
وى آن گاه كه از ظهور حضرت حجّتعليه السلام با خبر مىگردد، با سپاهى عظيم
به جنگ وى مىرود. وى در منطقه «بيداء» (بين مكه و مدينه) با سپاه امامعليه السلام
برخورد مىكند و به امر خدا، همه لشكريان وى - به جز چند نفر - در زمين فرو مىروند
و هلاك مىشوند.(357) ( خسف به بيداء)
از روايات استفاده مىشود خروج سفيانى از نشانههاى حتمى ظهور است(358)؛ ولى
اين كه سفيانى كيست و چه ويژگىهايى دارد و چگونه خروج مىكند و... چندان روشن
نيست. از برخى روايات استفاده مىشود: نام وى عثمان بن عنبسه(359) و از خاندان
ابوسفيان است كه در دوره غيبت خروج مىكند. البته برخى اين احتمال را مردود و سند
آن روايات را ضعيف دانستهاند.(360)
در برخى از روايات از امامعليه السلام در مورد نام سفيانى پرسيده شد و آن
حضرت از بيان آن خوددارى كردند؛(361) حال آنكه اگر نام وى مشخص بود، دليلى نداشت كه
از بردن نام وى خوددارى كند.
برخى معتقدند: سفيانى فرد مشخصى نيست؛ بلكه فردى است با ويژگىهاى ابوسفيان
كه در آستانه ظهور حضرت مهدىعليه السلام به طرفدارى از باطل، خروج مىكند و
مسلمانان را به انحراف مىكشاند.
اينها در بيان نظر خود مىگويند: در حقيقت، ابوسفيان، به عنوان سر سلسله
سفيانيان، سمبل و نماد پليدى است او غارتگرى بود كه با رباخوارى، زورگويى و چپاول
اموال مردم، ثروتهاى هنگفتى به چنگ آورده بود و از راه فريب و استثمار تودههاى
ستم كشيده و ترويج خرافات و دامن زدن به نظام طبقاتى جاهلى، قدرت فراوانى داشت.
ابوسفيان، به عنوان سردمدار شرك و بت پرستى و سرمايه دارى طاغوتى، هر نوع
حركت و جنبشى را كه دم از عدالت، برادرى و آزادى مىزد، دشمن شماره يك خود مىدانست
و با قدرت تمام در برابر آن به مبارزه بر مىخاست.(362)
بر اساس اين ديدگاه سفيانى، فردى است با اين ويژگىها كه در برابر انقلاب
بزرگ و جهانى حضرت مهدىعليه السلام خروج مىكند و تلاشهاى فراوانى براى رودررويى
با آن به عمل مىآورد.
بنابراين، در حقيقت سفيانى يك جريان است، نه يك شخص. سفيانى جريان باطل در
بستر تاريخ است، و بر فرض هم كه سفيانى را از نسل ابوسفيان بدانيم، اشكالى به وجود
نمىآيد و آخرين مهره اين زنجيره، همان سفيانى است كه در آستانه ظهور قائمعليه
السلام خروج مىكند.
نيز ] نشانههاى ظهور