خروج شعيب بن صالح
يكى از نشانههاى ظهور، خروج مردى به نام شعيب بن صالح در سمرقند و يا
نيشابور است. شيخ طوسىرحمه الله خروج او را به نقل از امام سجادعليه السلام اين
گونه بيان كرده است: «خروج شعيب بن صالح پس از عوف سلمى و قبل از خروج سفيانى
است».(366) «ثُمَّ يَكُونُ خُرُوجُ شُعَيبَ بْنَ صالِحٍ مِنْ سَمَرْقَنْد ثُمَّ
يَخْرُجُ السُّفياني...»
راوندى نيز از امام سجادعليه السلام نقل كرده است: «پس خروج شعيب صالح از
سمرقند است».(367) شيخ صدوقرحمه الله خروج او را از نيشابور ذكر كرده است.(368)
از برخى روايات ديگر استفاده مىشود: او پرچمدار حضرت مهدىعليه السلام و به
عنوان پيش قراول آن حضرت انجام وظيفه مىكند.(369)
نيز ] نشانههاى ظهور
خروج شيصبانى
مراد از «شيصبانى» در روايات اهل بيتعليهم السلام، مردى از بنى عباس و يا
مردى دشمن اهل بيتعليهم السلام است؛ زيرا امامانعليهم السلام بنى عباس را به بنى
شيصبان تعبير مىكردند و آن نام مردى بدكردار يا گمنامى(370) است و آن بزرگواران
دشمن خود را به طور كنايه با اين كلمه نام بردهاند. «شيصبان» در لغت نامى از
نامهاى ابليس است. پس از آنكه قدرت در دست زمينه سازان خراسانى و طرفداران آنان
قرار مىگيرد، شيصبانى در عراق خروج مىكند.
از جابر جعفى نقل شده است: «از ابوجعفر امام باقرعليه السلام درباره سفيانى
سؤال كردم، حضرت فرمود: «وَاَنّى لَكُمْ بِالسُّفياني حَتَّى يَخْرُجَ قَبْلَهُ
الشَّيْصباني يَخْرُجُ مِنْ اَرْضِ كُوفان يَنْبَعُ كَما يَنْبَعُ الماءُ فَيَقتُلُ
وَفْدَكُم فَتَوَقَعُوا بَعدَ ذلكَ السُّفياني وَ خُروجَ القائِمِعليه
السلام»(371)؛ «سفيانى خروج نمىكند؛ مگر آنكه قبل از او شيصبانى در سرزمين كوفان
خروج كند. او همچون جوشيدن آب از زمين مىجوشد و فرستادگان شما را به قتل مىرساند.
بعد از آن در انتظار خروج سفيانى و ظهور قائمعليه السلام؛ باشيد».
خروج عوف سلمى
يكى از نشانههاى ظهور، خروج مردى به نام عوف سلمى از سمرقند است. وقتى به
امام سجادعليه السلام گفته شد، ظهور حضرت مهدىعليه السلام را توصيف و دلايل و
نشانههاى آن را ذكر فرماييد، حضرت فرمود: «قبل از ظهور او، خروج مردى خواهد بود كه
به او عوف سلمى گفته مىشود. محل خروج او زمين جزيره و منزل او تكريت و مقتل او
مسجد دمشق است».
«يَكُونُقَبْلَ خُرُوجِهِخُرُوجُرَجُلٍ يُقالُ لَهُ عَوْفُالسَّلْمِىّ
بِاَرْضِ الجَزيرَةِ وَيَكُونُ مَأْواهُ تَكْريتُ وَ قَتْلُهُ بِمَسْجِدِ
دِمَشْقٍ...»(372)
نيز ] نشانههاى ظهور