فرهنگ نامه مهدویت نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

فرهنگ نامه مهدویت - نسخه متنی

خدامراد سلیمیان‏

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

رساله چهارم:

اين رساله در پاسخ اين پرسش به نگارش در آمده است: در حالى كه اجداد امام
دوازدهم‏عليه السلام - به رغم آزارى كه مى‏ديدند - پنهان نشدند، غيبت ايشان را
چگونه مى‏توان توجيه كرد؟ پاسخ شيخ مفيدرحمه الله آن است كه اختلاف مهم موجود ميان
امام دوازدهم و اجدادش، اين است كه آنان پيروان خود را در دست گرفتن شمشير و شوريدن
بر حكومت دعوت نكردند و به همين دليل هم، فرمانروايان زمانشان، آنان را - البته به
طور نسبى - به حال خود وا مى‏گذاشتند. اما حضرت مهدى‏عليه السلام هنگامى كه ظهور
كند، عَلَم قيام برخواهد افراشت و از همين رو، او بايستى كاملاً دقت كند كه پيش از
در اختيار داشتن نيرويى كلان، خود را در معرض فرمانروايان صاحب قدرت قرار ندهد؛ چرا
كه آنها مطمئناً در برابرش مقاومت خواهند كرد.

رساله پنجم:

در اين رساله شيخ مفيدرحمه الله به اعتراض مطرح در باب وجود امام زمان‏عليه
السلام توجه نشان داده و بر آن است كه روايات ناظر بر وجود امام غايب، چندان مستحكم
است كه اگر كسى منكر آنها شود، بايد جملگى روايات مربوط به شريعت اسلامى را انكار
كند. به زعم او هر چند كه از لحاظ عقلى ناممكن نيست كه حق تعالى امام غايب را به
آسمان برده باشد؛ امّا از آنجا كه رواياتى داريم مبنى بر اينكه زمين نبايد خالى از
حجّت باشد، بنابراين مى‏گوييم: او هنوز بر روى زمين است به نوشته شيخ مفيدرحمه
الله، يكى از معتزليان، ضمن تعجب از چگونگى توقّف تمايلات اعتزالى او، هر جا كه
اراده كند، بر وى ايراد مى‏گيرد كه به عنوان يك طرفدار عدل و توحيد، چگونه مى‏تواند
امامت كسى را بپذيرد كه ولادتش قطعى نيست، تا چه رسد به امامتش، و در وجود او شك
است تا چه رسد به غيبتش؟! آن هم در حالى كه شيعه مى‏گويد: در اين زمان، 145 سال از
عمرش مى‏گذرد! آيا چنين چيزى به عقل يا سمع درست مى‏نمايد؟! شيخ مفيدرحمه الله با
قرار دادن بنياد برهان خود بر روايات اماميّه، چنين اظهار مى‏دارد كه: استدلال
مبتنى بر اين حديث است كه: «اِنَّ الاَرْضَ لاتَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ»(392)؛ «زمين
هرگز از حجّت خالى نخواهد بود». در ادامه مى‏آورد: حجّت داراى صفاتى خاصّ است و هر
كه آنها را نداشته باشد، حجّت نخواهد بود. از آنجا كه او در اولاد عباس و اولاد
على‏عليه السلام و در قريش، شخصى با اين صفات را نيافته است، بنابراين بنا به
استدلال عقلى مى‏داند كه حجّت با يد شخصى ديگر باشد؛ هر چند ناپيدا و به ظهور در
نيامده است و چون حجّت تنها مى‏تواند بر شخصى اطلاق شود كه از گناه و خطا برى و
معصوم است، لازم مى‏آيد كه حجّت غايب باشد.

شيوه استدلال شيخ مفيدرحمه الله در اين رسائل، از ذهن بسيار قوىِ او حكايت
مى‏كند. رساله‏هاى مذكور، كه به زبان عربى نگاشته شده، توسط مطبعه حيدريه در نجف
اشرف منتشر شده است. (1370ق) و در قم در سلسله منشورات مكتب مفيد، به صورت افست در
انتهاى كتاب عدة رسائل، به چاپ رسيده است.(393)






/ 201