« د »
دابَةُ الاَرض
«خُروج دابةالارض» به معناى بيرون آمدن جنبنده زميناست. اينپديده هم درروايات شيعه و هم در روايات اهل سنّت، مورد اشاره قرار گرفته و از آن به عنوان
«اَشراط السّاعة» و يكى از نشانههاى نزديك شدن قيامت ياد شده است.(400)
آنچه كه اين اتفاق را نزد شيعه مهم ساخته، رواياتى است كه از «خروج
دابةالارض» به عنوان رجعت اميرمؤمنان علىعليه السلام ياد كرده است.
امام باقرعليه السلام فرموده است: «امام علىعليه السلام پس از ذكر اوصاف
خود، فرمود:... من همان جنبندهاى هستم كه با مردم سخن مىگويم...». «...اِنّي...
وَالدَّابَّةُ الَّتي تُكَلِّمُ النَّاسَ»(401)؛
شيخ طوسىرحمه الله روايتى از پيامبرصلى الله عليه وآله، نقل كرده كه آن حضرت
فرمود: «عَشْرٌ قَبلَ السَّاعَةِ لابُدَّ مِنْها: السُّفْيانى وَالدَّجَّالُ
وَالدُّخانُ وَالدَّابَةُ وَخُرُوجُ القائِمِ وَطُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِها
وَنُزُولُ عيسىعليه السلام وَخَسفُ بِالمَشرِقِ وَخَسْفٌ بِجَزيرةِ العَرَبِ
وَنارٌ تَخرُجُ مِنْ قَعْرِ عَدَنٍ تَسُوقُ الناسَ اِلَى المَحْشَرِ»(402)؛ «به
ناگزير ده چيز قبل از قيامت رخ خواهد داد: سفيانى، دجّال، دود، دابة، خروج قائم،
طلوع خورشيد از مغربش، نزول عيسى بن مريمعليه السلام، خسف به مشرق، خسف به
جزيرةالعرب و آتشى كه از قعر عدن خارج مىشود و مردم را به سوى محشر مىبرد».
درباره ماهيت دابة و خروج او - بويژه در ميان اهل سنّت - سخنهاى فراوانى
گفته و احتمالات بسيارى داده شده است. يكى از تفاسير معاصر نيز درباره دابةالارض
نوشته است:
«دابة» به معناى جنبنده و «ارض» به معناى «زمين» است. بر خلاف آنچه برخى
مىپندارند، دابه تنها به جنبندگان غيرانسان اطلاق نمىشود؛ بلكه مفهوم وسيعى دارد
كه انسانها را نيز در بر مىگيرد؛ چنان كه در آيه 6 سوره «هود» مىخوانيم: «وَما
مِنْ دَابَّةٍ فِي الاَرْضِ اِلاَّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُها...»؛ «هيچ جنبندهاى در
زمين نيست مگر اينكه روزى او بر خدا است».
اما در مورد تطبيق اين كلمه، بناى قرآن بر اجمال و ابهام بوده و تنها وصفى كه
براى آن ذكر كرده اين است كه با مردم سخن مىگويد و افراد بى ايمان را اجمالاً مشخص
مىكند، ولى در روايات اسلامى و سخنان مفسران، بحثهاى فراوانى در اين زمينه ديده
مىشود. در يك جمع بندى مىتوان آن را در دو تفسير خلاصه كرد.
1 . گروهى آن را يك موجود جاندار و جنبنده غيرعادى از غير جنس انسان، با شكل
عجيب دانستهاند و براى آن عجايبى نقل كردهاند كه شبيه خارق عادات و معجزه انبيا
است. اين جنبنده در آخِرُالزّمان ظاهر مىشود و از كفر و ايمان سخن مىگويد و
منافقان را رسوا مىسازد و بر آنها علامت مىنهد.
2 . جمعى ديگر به پيروى از روايات متعددى كه در اين زمينه وارد شده، او را يك
انسان مىدانند؛ يك انسان فوقالعاده، يك انسان متحرك و جنبنده و فعّال كه يكى از
كارهاى اصلىاش جدا ساختن صفوف مسلمين از كفار و منافقان و علامت گذارى آنان است.
حتى از بعضى روايات استفاده مىشود كه عصاى موسى و خاتم سليمان، با او است.
مىدانيم كه عصاى موسى، رمز قدرت و اعجاز، و خاتم سليمان رمز حكومت و سلطه الهى
است. بنابراين او يك انسان قدرتمند و افشاگر است.
در روايات متعددى، بر شخص اميرمؤمنان علىعليه السلام تطبيق شده است. ( ]
رجعت) در تفسير على بن ابراهيم از امام صادقعليه السلام آمده است: «مردى به عمار
ياسر گفت: آيهاى در قرآن است كه فكر مرا پريشان ساخته و مرا در شك انداخته است!
عمار گفت: كدام آيه؟ گفت: آيه «وَاِذا وَقَعَ القَوْلُ عَلَيْهِمْ اَخْرَجْنا
لَهُمْ دابَةً مِنَ الاَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ...»(403) اين كدام جنبنده است؟ عمار
گويد: به خدا سوگند من روى زمين نمىنشينم، غذا نمىخورم و آبى نمىنوشم تا
«دابةُالاَرْض» را به تو نشان دهم. پس همراه آن مرد به خدمت حضرت علىعليه السلام
آمد، در حالى كه غذا مىخورد - هنگامى كه چشم امامعليه السلام به عمار افتاد،
فرمود: بيا، عمار آمد و نشست و با امامعليه السلام غذا خورد.
آن مرد سخت در تعجّب فرو رفت و با ناباورى به اين صحنه نگريست؛ چرا كه عمار
به او قول داده بود و قسم خورده بود كه تا به وعدهاش وفا نكند، غذا نخورد! گويى
قول و قسم خود را فراموش كرده است!
هنگامى كه عمار برخاست و با حضرت علىعليه السلام خداحافظى كرد، آن مرد رو به
او كرد و گفت: عجيب است تو سوگند ياد كردى كه غذا نخورى و آب ننوشى و بر زمين
ننشينى، مگر اينكه «دابةالارض» را به من نشان دهى! عمار در جواب گفت: «من او را به
تو نشان دادم اگر فهميدى».(404)
نيز ] اشراط الساعة، رجعت