دعاى فرج
كلمه «فرج» يعنى، آسودگى از اندوه و غم و بيمارى و آنچه نفوس را از آن كراهت
است و نيز گشايش را گويند. «دعاى فرج» دعايى است كه حضرت صاحب الزّمانعليه السلام
آن را به يكى از شيعيان (محمدبن احمدبن ابى الليث) آموختند. علامه ميرزا حسين نورى
در كتاب نجمالثاقب به نقل از كنوز النجاح (تأليف شيخ طبرسىرحمه الله) آورده است:
«اين دعا را حضرت صاحب الزّمانعليه السلام در خواب به ابىالحسن محمدبن ابى الليث
در شهر بغداد، در مقابر قريش (مرقد مطهر كاظمين) تعليم نموده است.
ابىالحسن از ترس كشته شدن به مقابر قريش گريخته و پناه برده بود؛ پس به بركت
خواندن اين دعا، از كشته شدن نجات يافت».(408)
دعاى فرج اين گونه آغاز مىشود: «اَللَّهُمَّ عَظُمَ البَلاءُ وَبَرِحَ
الخَفَاءُ...».(409) گفتنى است دعاهاى ديگرى نيز به عنوان «دعاى فرج» موسوم است؛
چنان كه مرحوم مجلسى در بحارالانوار، تحت عنوان باب «ادعية الفرج»، 39 دعا آورده
است.(410) نيز ] انتظار
دعاى ندبه
از جمله دعاهاى بسيار مشهور كه مستحب است در چهار عيد - روز جمعه، عيد فطر،
عيد قربان و عيد غدير - خوانده شود، «دعاى ندبه» است. همواره بسيارى از مؤمنان،
مشتاقان و منتظران ظهور دولت حق و حكومت جهانى اسلام و ارادتمندان درگاه ولايتمدار
حضرت ولى عصرعليه السلام خواندن آن را شعار خود قرار داده و در مناسبتها و
فرصتهاى معين، به وسيله آن، با رهبر ابرار و سر سلسله اخيار و احرار به نجوا
مىپردازند.
«ندبه» به معناى فراخوانى و نيز گريه و ناله است، و اين دعاى شريف، مشتمل بر
استغاثه و استمداد از حضرت ولى عصرعليه السلام و تأسّف بر غيبت و گريه از فراق آن
بزرگوار است؛ از اين رو به اين نام شهرت يافته است.
جمعى از علما سند اين دعاى گرانقدر را معتبر شمردهاند. در عصر حاضر كه برخى
از مصلح نمايان با لحن تند، اين دعا را بى سند پنداشتند و يا مضامين آن را نادرست
انگاشتند؛ چندين كتاب كوچك و بزرگ در بررسى سند و متن اين دعا منتشر شده است.
علامه مجلسىرحمه الله گفته است: «اما دعاى ندبه - كه مشتمل است بر عقايد
حقّه و تأسف بر غيبت حضرت قائمعليه السلام - به سند معتبر از حضرت صادقعليه
السلام منقول است».(411)
سيدابن طاووس حلى (م 664 ق) در كتاب اقبال الاعمال و كتاب مصباح الزائر و نيز
شيخ محمد مشهدى حائرى (از علماى قرن ششم) در كتاب مزار خود اين دعاى شريف را
آوردهاند. همچنين در مزار قديم كه ظاهراً از مؤلفات قطب راوندى است - اين دعا نقل
شده است. روشن است كه اين شخصيتهاى گرانقدر و حديثشناس، دعاى غير معتبر را در
كتابهاى خود نقل نمىكنند.
خواندن اين دعا خواص زيادى دارد؛ از جمله در هر مكانى و موضعى كه با حضور قلب
و اخلاص كامل خوانده شود و ملتف مضامين عالى، و عبارات و اشارات آن باشد؛ نتيجه آن
توجه و التفات مخصوص حضرت صاحب العصر والزمان - ارواحنا فداه - در آن مكان و محل؛
بلكه حضور به هم رسانيدن آن حضرت در آن مجلس است؛ چنان كه در بعضى مواضع و موارد
اتفاق افتاده است.
اين دعاى عظيمالشأن، با حمد و ثناى پروردگار و درود بر پيامبر و اهل بيت
اوعليهم السلام آغاز مىگردد. پس حكمت برگزيده شدن انبيا و اوليا و مورد قبول
خداوند بودنشان بيان و به مهمترين بخش زندگى هر يك از پيامبران اولوالعزم و پيش
از آنان حضرت آدمعليه السلام، اشاره شده است. همچنين تأكيد گرديده كه براى هر يك
از آنان وصىّ و جانشين از سوى خداوند تعيين شده تا اينكه حق پايدار بماند و باطل بر
اهل حق چيره نشود و كسى بر خداوند عذرى نياورد كه چرا پيامبر و فرستادهاى از سوى
تو نيامد، و راهنماى هشدار دهندهاى نرسيد تا از آيات تو پيروى كنيم؟! آنگاه به
جانشينى مولاى متقيان حضرت علىعليه السلام مىپردازد و با بيان قسمتى از فضايل آن
حضرت، سخن را به بىوفايى و شقاوتمندى دشمنان دين مىكشاند كه بر خلاف دستور صريح
پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله آن امام مبين را به شهادت رساندند و پس از آن حضرت
هدايتگران از فرزندانش را يكى پس از ديگرى شهيد كردند! با سوز و گداز به استغاثه و
اظهار شوق نسبت به آخرين بازمانده معصوم خاندان رسالت مىپردازد و با درود مخصوص بر
پيامبر و آل او، با چند درخواست مهم براى تعجيل فرج و روى كارآمدن دولت حق و از بين
رفتن باطل و محكم شدن پيوند با امام زمانعليه السلام، دعا خاتمه مىيابد.
شرحهاى بسيارى براى اين دعاى شريف نوشته شده است؛ از جمله: عقد الجُمان
لندبة صاحب الزّمان، كشف الكربة، وسيلةالقربة، ندبه و نشاط، وظائف الشيعه و...(412)
دوازده امامى ] اثنى عشرى