دوران حيرت - فرهنگ نامه مهدویت نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

فرهنگ نامه مهدویت - نسخه متنی

خدامراد سلیمیان‏

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

دوران حيرت



در بعضى از روايات، اساسى‏ترين ويژگى دوران غيبت كبرى «حيرت و سرگردانى» مردم
ذكر شده است؛ بويژه هر چه به ظهور نزديك‏تر مى‏شويم، بر شدّت اين حيرت افزوده
مى‏شود. در اين دوران انسان‏ها به جهت فقدان رهبرى الهى، هر چه بيشتر در تحير،
سرگردانى، و ضلالت و گمراهى به سر خواهند برد. البته افراد بسيارى نيز با اهتمام
جدّى به پرواى الهى، از اين آزمايش به سلامت عبور كرده، ايمان خود را حفظ مى‏كنند.

عبدالعظيم بن عبد اللَّه حسنى، از امام نهم، از پدرانش حديث كرده كه
اميرمؤمنان‏عليه السلام فرمود: «لِلْقائِمِ مِنّا غَيْبَةٌ اَمَدُها طَويلٌ،
كَاَنِّي بِالشّيعَةِ يَجُولُونَ جَوَلانَ النَّعَمِ في غَيبَتِهِ، يَطْلُبُونَ
المَرْعى‏ فَلا يَجِدُونَهُ، اَلا فَمَنْ ثَبَتَ مِنهُمْ عَلى‏ دِينِهِ وَلَمْ
يَقْسُ قَلبُهُ لِطُولِ اَمَدِ غَيبَةِ اِمامِهِ فَهُوَ مَعى‏ في‏ دَرَجَتي يَوْمَ
القِيامَةِ، ثُمَ قالَ‏عليه السلام: اِنَّ القائِمَ مِنَّا اِذا قامَ لَمْ يَكُنْ
لِاَحَدٍ فى عُنُقِهِ بَيْعَةٌ، فَلِذلِكَ تُخفى‏ وِلادَتُهُ وَيَغيبُ
شَخْصُهُ»(413)؛ «براى قائم ما غيبتى است كه مدتش طولانى است. گويا شيعه را مى‏بينم
كه در غيبتش چون چهار پايان جولان مى‏زنند و چراگاه مى‏جويند و به دست نمى‏آورند.
آگاه باشيد هر كدام‏شان بر دين خود ثابت بماند و براى طول غيبت امام دلش دچار قساوت
نشود، او در روز قيامت در درجه من با من است. سپس فرمود: به راستى قائم ما چون قيام
كند، براى كسى در گردن او بيعتى نباشد و از اين جهت است كه ولادتش پنهان و شخص او
غايب است».

در برخى روايات اين حيرت و سرگردانى، به خود حضرت مهدى‏عليه السلام نيز نسبت
داده شده است؛ البته نحوه حيرت ايشان با مردم كاملاً متفاوت است. اصبغ بن نباته
گويد: «بر اميرالمؤمنين‏عليه السلام وارد شدم و ديدم در انديشه فرو رفته و با انگشت
بر زمين خط مى‏كشد، پرسيدم: اى اميرالمؤمنين! چرا شما را انديشناك مى‏بينم و چرا بر
زمين خط مى‏كشيد؟ آيا به زمين و خلافت در آن رغبتى داريد؟ فرمود:

«لاوَاللّهِ ما رَغِبْتُ فيها وَلا فِي الدُّنيا يَوْماً قَطُّ وَلكِنْ
فَكَّرْتُ في مَوْلُودٍ يَكُونُ مِنْ ظَهْري‏ الحادى‏ عَشَرُ مِنْ وُلْدي، هُوَ
المَهْدِيُّ يَمْلَأُها عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْرَاً وَظُلْماً، تَكُونُ لَهُ
حَيْرَةٌ وَغَيْبَةٌ، يَضِلُّ فيها اَقوامٌ وَيَهتَدي فيها آخَرُونَ»(414) و (415)؛
«لاواللّه! نه به آن و نه به دنيا هيچ روزى رغبتى نداشته‏ام؛ لكن در مولودى
مى‏انديشم كه از سلاله من و يازدهمين فرزند من است. او مهدى است و زمين را پر از
عدل و داد مى‏سازد؛ همان‏گونه كه پر از ظلم و جور شده باشد. او را حيرت و غيبتى است
كه اقوامى در آن گمراه شده و اقوامى ديگر در آن هدايت يابند».

البته اين احتمال وجود دارد كه مقصود از حيرت در اين روايت، سرگردانى مردم
باشد؛ ولى از آنجايى كه فرموده براى او غيبت و حيرت - هر دو - هست و غيبت به
مهدى‏عليه السلام نسبت داده شده، بنابراين اين احتمال نيز وجود دارد كه حيرت مربوط
به آن حضرت هم باشد.

چرا كه حيران به كسى مى‏گويند كه در كار خود گشايشى نمى‏بيند(416) و حضرت
مهدى‏عليه السلام نيز در دوران غيبت چنين است. همچنين ام هانى ثقفيه گويد: بامداد
خدمت سرورم امام محمدباقرعليه السلام رسيدم و گفتم: اى آقاى من! آيه‏اى از كتاب
خداى تعالى بر دلم خطور كرده است و مرا پريشان ساخته و خواب از چشمم ربوده است،
فرمود: اى ام هانى! بپرس، گويد: پرسيدم: اى سرورم! اين قول خداى تعالى «فَلا
اُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ* الجَوارِ الكُنَّسِ»(417) فرمود: «نِعْمَ المَسْأَلَةُ
سَأَلْتِني يا اُمَّ هانىُّ هذا مَوْلُودٌ في آخِرِ الزَّمانِ هُوَ المَهْدِىُّ
مِنْ هذِهِ العِتْرَةِ، تَكُونُ لَهُ حَيْرَةٌ وَغَيْبَةٌ يَضِلُّ فيها اَقوامٌ،
وَيَهْتَدي‏ فيها اَقْوامٌ، فَياطُوبى لَكِ اِنْ اَدرَكْتِهِ، وَيا طُوبى لِمَنْ
اَدرَكَهُ»(418)؛ «اى ام هانى! خوب مسأله‏اى پرسيدى، اين مولودى در آخِرُالزّمان
است. او مهدى اين عترت است و براى او حيرت و غيبتى خواهد بود كه اقوامى در آن گمراه
شوند و اقوامى نيز هدايت يابند و خوشا بر تو اگر او را دريابى و خوشا بر كسى كه او
را دريابد».

نيز ] غيبت،

/ 201