« ذ »
ذو الفقار
«ذوالفقار» شمشيرى شگرف است كه ابتدا متعلق به رسول اكرمصلى الله عليه وآلهبود و آن حضرت در جنگ احد وقتى كه شمشير على بن ابىطالبعليه السلام در گرماگرم
نبرد شكست، آن را به او بخشيد و از همان زمان اين شمشير جنبه مقدس پيدا كرد. در وجه
تسميه اين شمشير گفتهاند: پشت آن خارهاى پست و بلندى مانند ستون فقرات آدمى داشته
است.(429)
علامه مجلسىرحمه الله از مناقب ابن شهر آشوب نقل مىكند: آيه «وَاَنْزَلنا
الحَدِيد فِيهِ بَأسٌ شَدِيد وَمَنافِع لِلناسِ»(430) اشاره به ذوالفقار دارد كه از
آسمان براى پيامبرصلى الله عليه وآله نازل شد(431) و ايشان آن را به حضرت علىعليه
السلام بخشيد». در مورد منشأ ذوالفقار اقوال ديگرى همهست؛ ازجمله اينكه در جنگ بدر
حضرت علىعليه السلام آن را پس از كشتن صاحبش عاص بن منبه سهمى به دست
آورد(432)، يا جزو هداياى بلقيس به سليمانعليه السلام بود.(433)
و يا ذوالفقار در روز بدر به دست پيامبرصلى الله عليه وآله رسيد وآن
رابهحضرت علىعليه السلام بخشيد. اين شمشير سپس به امام حسن و بعد از او به امام
حسينعليه السلام و سرانجام به حضرت مهدىعليه السلام به ارث رسيد.(434)
از حضرت صادقعليه السلام درباره وجه تسميه آن به ذوالفقار پرسيدند،
حضرتعليه السلام فرمود: زيرا اميرالمؤمنينعليه السلام ضربتى با آن به هيچ كس نزد،
مگر آنكه در دنيا از حيات «افتقار» (محروميت) پيدا كرد و در آخرت از بهشت»(435).
در الارشاد شيخ مفيدرحمه الله و الأمالى طوسى با ذكر سند از حضرت صادقعليه
السلام نقل شده است: در روز احد فرشتهاى كه نامش رضوان بود، از آسمان ندا در داد
كه: «لا سَيْفَ اِلاَّ ذُوالفَقار وَلا فَتى اِلاَّ عَلى»(436) همين حديث را
سمعانى در فضايل الصحابه، وابن بطّة در الابانة نقل كردهاند، با اين تفاوت كه به
جاى غزوه «احد»، غزوه «بدر» گفتهاند.(437)
ازامام صادقعليه السلام نقل شده است: «... وَسَيْفُهُ سَيْفُ رَسُول
اللَّهصلى الله عليه وآله ذُوالفَقار...»
و شمشير [آن حضرت هنگام ظهور ]همان شمشير پيامبرصلى الله عليه وآله ذوالفقار
است».(438)
نيز ] سلاح حضرت مهدىعليه السلام، مواريث انبيا.
ذى طوى
«طوى» در لغت به معناى پيچيدن و در نورديدن است و برخى از مشتقات آن (چون
«طايه») به سرزمين هموار و صخرههاى بزرگ در ريگزارهاى پهناور گفته مىشود.(439)
«ذى طوى» در يك فرسخى مكه، و در داخل حرم قرار دارد و از آنجا خانههاى مكه
ديده مىشود.(440)
در برخى روايات از آن به عنوان جايگاه حضرت مهدىعليه السلام در دوران غيبت
ياد شده است. عياشى به سند خود از عبدالاعلى حلبى آورده است: حضرت ابوجعفر امام
باقرعليه السلام فرمود: «به ناچار صاحب اين امر را در يكى از اين درهها غيبتى
خواهد بود [و] با دست خود به سوى ذى طوى اشاره فرمود».(441)
و در بعضى ديگر از روايات آمده است: حضرت قبل از ظهور و در آستانه قيام در ذى
طوى به سر مىبرد. امام باقرعليه السلام مىفرمايد: «قائمعليه السلام آن روز
(ظهور) را در «ذى طوى» در حال انتظار با 313 نفر به تعداد اهل بدر، به سر مىبرد،
تا پشتش را به حجرالاسود تكيه داده پرچم بر افراشته را به اهتزاز در آورد».(442)
و امام صادقعليه السلام نيز در اين رابطه مىفرمايد: «گويى قائمعليه السلام
را با چشم خود مىبينم كه با پاهاى برهنه در «ذى طوى» سر پا ايستاده؛ همانند حضرت
موسىعليه السلام نگران و منتظر است كه به مقام [ابراهيم ]بيايد و دعوت خود را
اعلام نمايد».(443)
در فرازى از دعاى ندبه مىخوانيم: «اى كاش مىدانستم كه در كجا مسكن
گزيدهاى؟ يا كدامين سرزمين تو را در آغوش كشيده؟ آيا در كوه رضوى هستى؟ يا در ذى
طوى؟»
آنچه گفتنى است اينكه: «ارتباط آن حضرت با اين دو مكان، مانند ارتباط ايشان
با ساير اماكن مقدس و متبركه ديگر است كه پرستش و عبادت خدا در آن اماكن فضيلت
دارد؛ مثل مسجدالحرام، مسجد مدينه طيبه، مشهد حسينى، مسجد كوفه و مسجد سهله، معلوم
شده است حضرت در اين مكانها رفت و آمد دارند و اين دو مكان را نيز به واسطه همين
دو خصوصيت در دعاى ندبه نام مىبرند؛ كوه رضوى نيز يكى از مقامات آن حضرت و اماكنى
است كه گاهى به آنجا تشريف مىبردند.(444)