نويسنده :محسن قرائتي
عنوان مقاله : اشاره: وظايف شيعه در برابر حضرت بقيةالله(عج)، بر دوگونه است:
وظايف فردى؛ وظايف جمعى. برخى از كارها، بر عهدهى افراد است و بعضى از وظايف، بر
عهدهى نهادها و سازمانها و تشكلها.
نوشتار حاضر، وظيفهى مردم و مراكزى مانند حوزه و مساجد و تكيهها و صدا و
سيما و عقيدتى - سياسى نيروهاى مسلح و... را شمرده است.
اللّهُمَّ وَأَنْطِقْنِي بِالْهُدَى وَأَلْهِمْنِي التَّقْوَى(1)
اللَّهُمَّ كُنْ لِوَليِّكَ الحُجَة بْنِ الحَسَن، صَلَواتُكَ عَلَيهِ
وَعَلى آبائِه، فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِي كُلِّ سَاعَةٍ
وَلِيّاً وَحَافِظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَلِيلاً وَعَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ
أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلاً.(2)
پيش در آمد
مراكز دينى دربارهى حضرت مهدى(عج) چه كارهايى مىتوانند انجام دهند؟من، براى پاسخ دادن به اين پرسش، مراكز مختلف را در نظر گرفتم و براى هر يك
وظايفى را نوشتم. نام اين مراكز، چنين است: مساجد و تكايا؛ عقيدتى - سياسى نيروهاى
مسلّح؛ صدا و سيما؛ منبرىها؛ مداحها؛ سازمان و دفتر تبليغات؛ نهاد نمايندگى رهبرى
در دانشگاهها؛ اوقاف؛ حوزههاى علميّه؛ و مردم.
وظايف مردم
* نام حضرت مهدى(عج) را ترويج دهند.در قرآن آمده است:
((... يا لَيْتَنِى اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً)).(3)
در اين جا، ((سبيلاً)) به طور نكره آمده است. مردم، در روز قيامت، هيچ چيز
ندارند جز اين كه مىگويند: ((ما، اسم بچهمان، حسن و حسين بود.)) و همين نخ باريك،
اينها را نجات مىدهد. اين ((سبيلاً)) يعنى يك راه بسيار مختصر، مانند همين كه نام
پسرش را ((مهدى)) مىگذارد.
نگوييد: ((نام برادر من، مهدى است و برادر خانمام مهدى است، بنابراين، من
نمىتوانم نام پسرم را مهدى بگذارم.))! چه طور اگر برادرتان تلفن و تلويزيون و
فريزر داشته باشد، نمىگوييد، ديگر من نداشته باشم؟! چه اشكالى دارد كه در همهى
خانهها، ((فاطمه)) باشد، ((مهدى)) باشد؟!
* موقوفات براى امام حسين عليه السلامو حضرت ابوالفضلعليه السلام زياد است،
ولى دربارهى قرآن و امام زمان(عج) زياد نيست.
* براى كتابهايى كه مربوط به امام زمان(عج) است، كسى بانى شود، مثلاً، چند
هزار جلد كتاب بخرد و به افراد بدهد يا اين كه يك سرى كتاب بخرند و ارزانتر بدهند.
* حديث داريم كه اگر چيزى مىخواهى براى بچهات بخرى، شب جمعه بده كه او با
كلمهى جمعه و ياد امام زمان(عج) آشنا شود.
* حديث تكان دهندهاى ديدم. امام فرمودند: ((من، روزى صد بار شما را دعا
مىكنم.)). خيلى بى انصافى است كه آقا، روزى صد دفعه ما را دعا كند، ولى ما يك
((اللهم كن لوليك)) هم نگوييم!
* معلّم از دانشآموزان بخواهد يك انشا براى آقا(عج) بنويسند. ما، در ستاد
اقامهى نماز، سه سال است اين كار را مىكنيم. امسال، ششصد هزار انشا نوشته بودند.
* هديهها و چشم روشنىها، كتابهايى دربارهى امام زمان(عج) باشد. هديهى هر
كس، كتابى مطابق نيازش باشد.
اينها، نمونهى كارهايى است كه مردم مىتوانند انجام دهند.
وظايف عقيدتى - سياسى نيروهاى مسلح
* سردوشىها، در روز نيمهى شعبان داده شود.* نيمهى شعبان، نوع غذا و لباسهاى پادگانها، فرق كند و مناسب جشن باشد.
* كتابهاى ساده ولى پر محتوايى، در نيمهى شعبان ميان كادر، و كاركنان و
سربازان، به مسابقه گذاشته شود.
* در همهى مراسمهاى صبحگاهى، نام امام زمان(عج) برده شود.
* سربازان، بسيجيان، پاسداران، ... سربازان امام زماناند. اين مطلب به آنان
گفته شود. اين، يك نوع تربيّت است. قرآن مىگويد:
((... مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ...))؛(4)
پدر شما ابراهيم است.
در حديث نبوى آمده است:
((أَنَا وَعَلِيٌ أبَوا هذِهِ الأُمَّةِ...)).(5)
اگر من احساس كنم، پدرم، حضرت ابراهيم پيامبر است، چه خواهد شد؟ اگر انسان
احساس كند سرباز امام زمانعليه السلام است، چگونه خواهد بود؟ اين مسئله، خودش، يك
تلقين است. بايد به مناسبتهاى مختلف، از مهدويّت سخن گفت.
وظايف مساجد و تكايا
* اين چراغانىها و جشنها را بايد به نسل نو منتقل كرد. اين، خيلى مهم است.* همان گونه كه عاشورا، ديگهاى غذا بار مىگذارند، در نيمهى شعبان نيز
همهى مردم اِطعام شوند.
* در مساجد، نيمهى شعبان، اِحيا گرفته شود. در حديث آمده است: ((كسى كه شب
نيمهى شعبان تا صبح نخوابد، آن وقتى كه همهى دلها مرده است، دل او زنده است.)).
اگر همه، يك سمت رفتند، او، به سمت ديگر مىرود. در دانشگاه تهران، اين كار انجام
شد و امسال(6) نيز برگزار خواهد شد. جمعيّت زيادى مىآيند. سخنرانى، و مقاله خوانى
از سوى دانشجويان و... از برنامههاى آنان است.
* از بچهها بخواهيم كه هر كس يك مقالهى خوب بياورد و در مسجد بخواند.
* به مناسبت نيمهى شعبان به فقرا و سالمندان كمك شود. حضرت امامرحمه الله
در نوفل لوشاتو كه بودند، روز تولّد حضرت مسيح، على نبينا و آله و عليه السلام، به
همهى همسايههاى مسيحى سر زدند يا هديه فرستادند. امام رضاعليه السلام عيد غدير
براى دوستاناش انگشتر مىفرستادند. در حديث آمده است: ((رسول خداصلى الله عليه
وآله گاهى گوسفندى را ذبح مىكردند و گوشتاش را براى خانمهايى كه رفيق حضرت
خديجهعليها السلام بودند، مىفرستادند. اين، بزرگداشت است.
* غرفههاى كتاب و نوارهاى مفيد در اين زمينه ايجاد شود.
* از افرادى كه به مسجد نمىآيند، دعوت شود. نيمهى شعبان، وقت خوبى است كه
آنان را به طور خصوصى دعوت كنيم. ممكن است لباس مناسبى براى مسجد نداشته باشد يا
خداى نكرده نماز بلد نباشد و بالاخره مشكلى داشته باشد، ولى شيرينى خوردن و شعر گوش
دادن كارى ندارد. اينان را خصوصى دعوت كنيم.
البته، مىتوانيم كلاسهايى نيز در مساجد برگزار كنيم.
وظايف صدا و سيما
* در صدا و سيما، هر شبكه، مىتواند كار خاصّى انجام دهد. شبكهى اوّل، اشعارى كه در مورد آقا است، بخواند و شبكهى دوم، سؤالاتى كه در مورد آقا است پاسخ
دهد و شبكهى سوم، نامهها و توقيعات آقا را تفسير كند و يك شبكه، شعرا و نويسندگان
درجهى يك را كه دربارهى آقا شعر گفتهاند، معرفى كند و...
* شبكههاى صدا و سيما، مىتوانند هر صبح جمعه، يك برنامهى ويژه داشته
باشند. به لطف الهى، اين كار انجام شده است. شبكهى دو، صبح جمعه، برنامهاى دارد
به نام به سوى ظهور. معرفى كتاب، شعر، پاسخ به پرسشها، و... از فعّاليّتهاى اين
برنامه است.
* جمعه، روز آقا است. شرح دعاهاى ندبه و عهد و... بايد در اين روز در
برنامهها قرار بگيرد، آن هم شرحى وزين و سنگين، نه اين كه بگوييم: ((يا ابن الحسن!
كجا هستى؟))! عشق، بايد در شأن امام زمان(عج) باشد.
* پشتيبانى از نمايشنامهها و فيلمهايى كه دربارهى اصحاب امام زمان(عج) و
سفراى ايشان و افرادى كه ايشان را ملاقات كردهاند، نوشته شده، ضرورى مىنمايد.
* براى برنامههاى برون مرزى، مىتوان كارهايى كرد و به زبانهاى مختلف،
برنامه توليد كرد: اسپانيايى؛ ژاپنى؛ انگليسى؛ عربى؛ اردو؛ ...
* تفسيرى را من به صدا و سيما مىدهم كه حدود پنج صفحه است. آن را به بيست و
هفت زبان ترجمه مىكند. ما مىتوانيم دربارهى امام زمان(عج) هم برنامههاى برون
مرزى را تحت پوشش قرار دهيم.
* انجمن حجّتيه، متلاشى شد. خانهى خشتى را كه خراب مىكنيم، بايد يك خانهى
آجرى بسازيم. آن را خراب كرديم و چيزى به جاى آن نساختيم. ما يك تشكيلات راه
انداختيم و امسال چهار ميليون بروشور، در بارهى سيماى مهدى(عج)، سيرت مهدى(عج)
و... چاپ كرديم. آن بروشورها، يكى دو صفحه بيشتر نبود. نسل امروز، حوصلهى مطالعه
ندارد. بايد مطلب را خلاصه و چكيده به او ارائه كرد. نسلى است كه ساندويچ مىخورد،
چون حوصلهى پختن ندارد و اخيراً، آب ميوه مىخورد، چون حوصلهى جويدن هم ندارد. از
اصول تبليغ اين است كه ببينيم، شخص، چه مقدار حوصله دارد. قرآن مىفرمايد:
((... خَفَّفَ اللَّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً...))؛(7)
... خداوند، به شما تخفيف داد، و دانست كه در شما ضعف است... .
حالا كه شما ضعيف هستيد، خدا، كوتاه مىآيد. كارهايى كه ما چاپ كرديم،
سادهاند. بخشى از كتاب خورشيد مغرب، نوشتهى استاد محمّد رضا حكيمى است كه
دربارهى تكليف ما، در عصر غيبت است. يك ميليون نسخه از آن، چاپ شده است. كارهايى
هم در سطح آموزش و پرورش انجام مىدهيم و به شبكههاى صدا و سيما نامه فرستاديم كه
اگر مىخواهيد نيمهى شعبان را پوشش دهيد، ما، مطالبى براىتان مىفرستيم كه با هم
فكرىِ هم، آنها را كامل مىكنيم و ارايه مىدهيم.
وظايف واعظان و مداحان
* واعظان و مداحان، بايد در ميان خودشان، انتخابات راه بيندازند و آن كسى كه در وعظ و خطابه، از همه قوىتر است، انتخاب شود تا مسائل را مستدل و پخته مطرح كند.
سخنرانىهاى ما، بايد همين محتواهاى قرآنى و حديث باشد. دعا و حديث بخوانيم. دعا
را ساده نگيريد.
عوامل سقوط يك جامعه چيست؟ اگر حوزه و دانشگاه تحقيق كنند، عصارهى همهى
رسالههاى علمى كه در مورد سقوط جامعه نوشته شده، در صفحهى آخر دعاى ابوحمزهى
ثمالى است كه در مفاتيح الجنان آمده است. امام سجادعليه السلام مىفرمايد: ((خدايا!
پناه مىبرم به تو از عوامل سقوط)). ايشان، عوامل سقوط را اين گونه مىشمارد:
اللّهُمّ! إنّى أعوذُبِكَ مِن الكَسَلِ والفَشَل والهَمِّ والجُبنِ والبُخلِ
والغَفلَةِ وَالقَسوَةِ وَالذّلَّةِ وَالمَسكَنَةِ وَالفَقْرِ وَالفاقَةِ وَكُلِّ
بَلِيَّةٍ...؛(8)
خدايا! من، از تنبلى و ناكامى و اندوه و ترس و بزدلى و بخل و غفلت و سنگ دلى
و ذلّت و خوارى و بينوايى و فقر و نيازمندى و هر مصيبتى، به تو پناه مىبرم... .
عوامل سقوط يك جامعه، تن پرورى، جهل و بى سوادى، تفرقه، غفلت، عيش، فقر، ...
است.
وظايف نهاد نمايندگى رهبرى در دانشگاهها
* در كتاب معارف دانشگاه، به مسئلهى حكومت جهانى آينده، توجّه شود. متأسّفانه، در مباحث معارف دانشگاه دو مورد ديده نمىشد: يكى، بحث نماز و ديگرى،
امام زمان(عج)؛ يعنى، نه از عمود دين و نه از قطب عالم هستى، چيزى نوشته نشده است!
اخيراً، بخشى از كتاب معارف دانشگاه را به بحث نماز و مسئلهى حكومت جهانى اختصاص
دادهاند.
* كتابهاى مفيد را با نرخ ارزان در اختيار دانشجويان بگذاريم.
* از دانشجويان خوش قلم، تقاضا كنيم كه مسئلهى مهدويّت را با استفاده از
استعداد خود بيان كنند.
* در خواب گاهها، دعاى ندبه و سخنرانىهايى دربارهى امام زمان(عج) انجام
شود.
* بروشورهاى مفيد در شمارگان بالا منتشر شود.
* اردوهاى زيارتى و موضوع پايان نامهها و پاسخ به سؤالات، در اين زمينه
باشد.
* جشن فارغ التحصيلان دانشگاه، در نيمهى شعبان برگزار شود.
* دانشجويان با انواع كتابهايى كه دربارهى امام زمان(عج) است، در قالب
((نمايش گاه كتابهاى مهدويّت)) آشنا شوند.
* كانونهاى فرهنگى كه به اسم آقا است، ايجاد يا تقويّت شود.
وظايف ادارهى اوقاف
* اوقافِ مهديّهها، بى سر و سامان است و بايد آن را سر و سامان داد.* هيئتهاى امنا، بايد متشكّل از اقشار مختلف باشند: دانشگاهى؛ نسل نو؛
خانمها؛ ... .
* در اين كاشى كارىها كه به آن هنر معمارى مىگويند، بايد روايات مربوط به
امام زمان(عج) با خط خوانا نوشته شود.
* در نيمهى شعبان، بخشى از امكانات و بودجههاى اوقاف، دربارهى امام
زمان(عج) باشد.
* تابلوهاى جذابى در امام زادهها مىتوان نوشت.
* مسجد جمكران بايد سر و سامان بگيرد. جمكران، مال خود امام(عج) است. در
هفته، صدها هزار نفر به خاطر امام زمان(عج) به جمكران مىآيند.
* نام گذارى مكانهاى مذهبى موقوفه به نام امام زمان(عج).
وظايف حوزه و سازمان و دفتر تبليغات اسلامى
* خرافه زدايى از مسئلهى مهدويّت، وظيفهى حوزه است. امروزه، بازار خرافه
داغ شده است.
* هر طلبه، سالى يك كتاب در بارهى آقا مطالعه كند. كتابهاى مناسبى، در اين
زمينه نوشته شده است.
اين جا محيط حوزه است. شما مىتوانيد كارهاى سنگينترى انجام دهيد.
* بيشترين چراغانىها بايد در خانهى علما باشد. ما، به لباسى كه
پوشيدهايم، افتخار مىكنيم. ما، سرباز امام زمان(عج) هستيم. چراغانى مدرسهى
فيضيه، بايد بيش از قصابىها و نانوايىها باشد؛ چون، ما، منسوب به امام زمان(عج)
هستيم. سهم امام زمان(عج) را ما مىخوريم، چراغانىاش را قصابها و نانواها
مىكنند! ما، بايد بيشتر اظهار علاقه كنيم!
* با مؤسّساتى كه مربوط به آقا هستند و مؤسّساتى كه براى آقا تحقيق مىكنند،
آشنا شويم. انتقال تجربه، خيلى مهم است.
* آشنايى با شبهات براى پاسخگويى بدانها، امرى بسيار ضرورى است.
* مردم را دعوت كنيم كه براى امام زمانعليه السلام، صدقه بدهند. ناخداى
كشتىِ هستى، امام زمان(عج) است. براى سلامتى امام زمان(عج) بايد صدقه داد. آقا،
وقتى مىبيند براى سلامتىاش صدقه مىدهم، در حقِّ من دعا مىكند؛ چرا كه قرآن
مىفرمايد:
((وَإِذَا حُيِّيتُم بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا...))؛(9)
هرگاه به شما تحيّت گويند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهيد... .
اگر من، براى آقا كارى كنم، ايشان حتماً، به من لطفى مىكند.
* سازمان و دفتر تبليغات، بايد تهيّه و توزيع موادّ علمى و كتاب و مجلات را
انجام دهند. بدين صورت كه آمار طلاب را داشته باشند و هر سال، به مناسبتهاى مختلف،
مثلاً نيمهى شعبان، آخرين كتابها را مجّانى براىشان بفرستند؛ زيرا، روحانى، در
نقاط دور دست، از كجا بداند كه چه كتابهايى چاپ شده است.
* بايد محقّقان را شناسايى كنند. معناى سازمان، همين است. ممكن است محقّقى
باشد كه كسى هم او را نشناسد و تا كنون چهل يا پنجاه جلد كتاب خوب نوشته باشد. آقاى
قرشى در اروميه، چهل و پنج جلد كتاب مفيد نوشته است و ناشناخته هم هست!
* بايد بگوييم هر كس مقالهى تحقيقى دارد، بفرستد و ما بايد او را يارى كنيم
و از او يارى بطلبيم. ما، در ستاد اقامهى نماز، همين كار را كرديم. گفتيم، هر كه
شعر خوب دارد، بفرستد. بيش از هزار شعر خوب، جمع شد. دفتر و دستك هم نمىخواهد. اگر
از مردم يارى بطلبيم، خودشان چيزهاى خوبى مىفرستند.
اِعلام كرديم: ((شيرينترين نمازى كه خواندهايد، كدام بوده است؟ آن را براى
ما بنويسيد)). چند گونى نامه آمد. در اين نامهها، نامههايى بود كه اگر همهى
مُخهاى صدا و سيما و حوزه و دانشگاه فكر كنند، چنين مطلبى نمىتوانستند بنويسند.
نامهاى از يك دختر يازده ساله است:
دختر يازده سالهاى هستم. با اتوبوس با پدر و مادرم مسافرت مىكردم. روى پا
ايستاده بودم. ديدم خورشيد كم كم غروب مىكند. گفتم: ((بابا! نماز نخواندم.)). گفت:
((بايد بخوانى، امّا الآن كه در بيابان نمىشود نماز خواند.)). گفتم: ((قضا نشده؟
من مىتوانم بخوانم.)) گفت: ((بنشين! حرف نزن! چهل تا مسافر به خاطر تو نمىايستند!
ماشين را كه نگه نمىدارند!)). گفتم: ((بابا! خواهش مىكنم، شما با من مخالفت
نكنيد، من نماز مىخوانم.)). قبول كرد.
يك شيشه آب آوردم. يك سطل زير صندلى اتومبيل بود. شاگرد شوفر گفت: ((دختر چه
كار مىكنى؟)). گفتم: ((من مىخواهم وضو بگيرم و مطمئن باش نمىگذارم آب توى اتوبوس
بچكد.)).
راننده، از آينه نگاه كرد و گفت: ((دختر چه مىكنى؟)). گفتم: ((آقا! وضو
مىگيرم و نمىگذارم آبش بچكد.)). گفت: ((من، اصلاً به احترام تو مىايستم.)).
راننده ايستاد. پياده شدم رفتم پايين و نماز خواندم. بعضى از مسافران هم كه
نماز نخوانده بودند و شايد نمىخواندند، يكى يكى پايين آمدند و آنها هم نماز
خواندند.
اين، شيرينترين نمازى بود كه خواندهام.
اين دختر با اين كار، امامِ مردان و زنان سالخورده شد. قرآن هم همين را
مىخواهد بگويد:
((... واجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَاماً...))؛(10)
... و ما را براى پرهيزكاران، پيشوا گردان... .
ما، امام لازم داريم! لازم نيست كه امام، حتماً، رهبر انقلاب و... باشد. اين
نامه را براى مسئولان صدا و سيما خواندم و گفتم، اگر از مردم بخواهيم، براىمان اين
گونه كار كنند، چنين سناريوهايى به دست ما خواهد رسيد.
* ايجاد نمايشگاههايى از كتابهاى مفيد نيز در اين زمينه كار خوبى است.
* مىتوانيم در نيمهى شعبان هم اعزامِ يكى دو روزه از طلاب به سطح مناطق
كشور داشته باشيم. اينها، كار سازمان تبليغات است.
* صدا و سيما را بايد حوزه تغذيه كند. نيمهى شعبان رابطه برقرار كند كه
((آقا! ما افراد مختلفى داريم كه مىتوانند صحبت كنند.)).
* از نقل مطالب سُست جلوگيرى شود. كتابهايى چاپ مىشود كه بايد از چاپ آنها
جلوگيرى كرد.
* اهداى جوايز به طلبههايى كه تلاشهاى برترى داشتهاند، بايد آنان را با
مسائل و شبهات جديد، آشنا كرد.
* برگزارى نشستها و حتّى همايشهاى جهانى و دعوت شخصيّتهاى جهانى.
* يك دورهى تخصّصى مهدويّت بايد گذاشته شود. البته، ما اين كار را با
استفاده از استادان خوب حوزه و دانشگاه كردهايم. گويندهاى كه مىخواهد دربارهى
امام زمان(عج) صحبت كند، خودش بايد دهها جلد كتاب در اين زمينه ديده باشد و در
جريان شبهات باشد.
* امدادها و حمايتهايى كه آقا از بزرگان كرده و... بايد براى طلاب جوان گفته
شود. همهى طلبگى، نبايد درس و كلاس و امتحان باشد! در اسكناس، يك نخ است كه آن نخ
به آن ارزش مىدهد. آن نخ، فراموش نشود.
* در حوزهها، دعاى ندبه را فراموش نكنيم.
* گنجاندن سرفصلهاى مهدويّت در رشتههاى تخصّصى تبليغ و تفسير و... در هر
رشتهى تخصّصى، بخشى از مهدويّت مطرح شود.
* طلاّب براى چراغانى، تشويق شوند. بعضى از طلاب، حاضرند صد تا مقاله
بنويسند، ولى حاضر نيستند يك چراغانى كنند. طلبه، بايد عاشورا سينه بزند! بلد باشد
گوسفند بكشد! فقط اهل ((صبّحكم اللّه)) و ((مسّاكم اللّه)) نباشد! اين كارها را هم
بكند. اين، مسئلهى مهمّى است. حضرت ابراهيم، تبر دست گرفت.(11) حضرت موسى، على
نبينا و آله و عليه السلام، يك سيلى زد و طرف مرد.(12) گاهى وقتها بايد يك رگى در
طلبهها باشد.
* بايد پايگاهى براى پاسخ گويى در قم باشد. با استفاده از اينترنت، و
اينترانت، به سؤالات دربارهى امام زمان(عج) و همهى شبهات پاسخ گفته شود.
اينها، چيزهايى بود كه به عقل ناقص من مىآمد تا ببينم به عقل كامل شما چه
مىآيد... به هر حال، آرزو بر پيرها عيب نيست تا چه رسد به جوانان! ما، يكى يكى،
اين كارها را إن شاء الله دنبال مىكنيم و هر كارى بتوانيم، براى آقا انجام
مىدهيم. اميدواريم كوتاهىها را بر ما ببخشايند.
سخن پايانى
در حرم امام رضاعليه السلام شخصى از من پرسيد: ((آقاى قرائتى! چند سال است طلبهاى؟)). گفتم: ((من، از چهارده سالگى طلبه شدم. الآن خيلى سال است. گفت:
((اميرالمؤمنينعليه السلام وقتى ياراناش را مىديد، لذّت مىبرد، آيا شما به
گونهاى هستيد كه وقتى حضرت مهدى(عج) نگاهتان كند، لذت ببرد؟)). گفتم: ((نه؛ من،
چنين توقّعى هم ندارم، امّا همين كه از ما غم زده نشود، كافى است.)). اين حرف را زد
و رفت، ولى مرا منقلب كرد كه ((آيا واقعاً حضرت مرا دوست دارد يا نه؟)).
ما، از درِ خانهى امام زمان(عج) دورى نكنيم. آية الله وحيد خراسانى، جملهاى
گفت كه من خيلى تكان خوردم. گفت: ((اگر به يك سگ، چند تا استخوان چرب بدهى، هر چه
هم سنگ به او بزنند، هيچ وقت از درِ خانهى صاحباش كنار نمىرود. ما كه سهم آقا را
خورديم، نكند چند تا متلك بشنويم و از در خانهى صاحب مان كنار رويم و امام
زمان(عج) را رها كنيم! به لباس خودمان عشق بورزيم! به طلبگىمان افتخار كنيم!)).
مردم كرهى زمين، سه دستهاند: يا توليد مىكنند يا توزيع يا مصرف. زنده باد
طلبه كه اگر مُخاش كار كند و قوى باشد، توليد علم مىكند و اگر مُخى نداشته باشد
كه فكر توليد كند، توليدات ديگران را ياد مىگيرد و توزيع مىكند و اگر نه فكر داشت
و نه بيان، باز ياد مىگيرد و خودش عمل مىكند. و خوش به حال كسى كه هم مخ داشته
باشد و هم زبان و هم عمل كند:
((عالِمٌ يُنْتَفَعُ بِعِلمِه أفضَلُ مِن سَبعين ألفَ عابِد؛(13)
عالمى كه از علماش استفاده مىشود، بهتر از هفتاد هزار عبادت كننده است.)).
خدايا! ما را نسبت به امام زمانعليه السلام، وفادار قرار بده! ايمانى بده كه
هر حادثهاى پيش آمد، ما را از امام زمانعليه السلام دور نكند!
1) صحيفهى سجاديه، دعاى 20، فراز 16.
2) بلدالامين، ج 1، ص 203؛ مفاتيح الجنان، اعمال شب بيست و سوم ماه مبارك
رمضان.
3) فرقان (25): 27:... اى كاش با رسول (خدا) راهى برگزيده بودم!
4) حج (22): 78.
5) بحارالأنوار، ج 16، ص 95؛ شيخ صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 261؛ ابن شهر آشوب،
المناقب، ج 3، ص 105: من و على، پدران اين امّتايم... .
6) سال 1380 ه .
7) انفال (8): 66 .
8) شيخ عباس قمى، مفاتيح الجنان، دعاى ابوحمزهى ثمالى؛ شيخ طوسى، مصباح
المتهجد، ص 597، دعاء السحر في شهر رمضان.
9) نساء (4): 86 .
10) فرقان (25): 74.
11) صافات (37): 93 ((فَرَاغَ عَلَيهِمْ ضَرْباً بِاليَمِين))؛ سپس به سوى
آنان رفت و ضربهاى محكم با دست راست بر پيكر آنان فرود آورد (و جز بت بزرگ، همه را
در هم شكست).
12) قصص (28): 15 ((... فَوَكَزَهُ مُوسى فَقَضَى عَلَيه...))؛... موسى، مشت
محكمى بر سينهى او زد و كار او را ساخت (و بر زمين افتاد و مُرد)... .
13) محمّد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 1، ص 33.