چشم اندازی به حکومت امام مهدی عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

چشم اندازی به حکومت امام مهدی عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف - نسخه متنی

نجم الدین طبسی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

2. اهل كتاب

عبداللَّه بن بكير از امام كاظم عليه السلام درباره تفسير آيه (وَلَهُ أسْلَمُ مَنْ فى السَّمواتِ و الأرض طَوْعاًوكرْهاً؛(20) هر آن كه در آسمان و زمين است چه از روى اختيار يا اجبار مطيع فرمان خداست) سؤال كرد.

امام فرمود: «اين آيه درباره قائم عجل الله تعالى فرجه الشريف فرود آمده است؛ هنگامى كه عليه يهود، نصارا،صابئيان، مادى گرايان و برگشتگان از اسلام و كافران در شرق و غرب كره زمين قيام‏مى‏كند و اسلام را به آنان پيشنهاد مى‏نمايد. هر كس از روى ميل پذيرفت، دستور مى‏دهد كه نماز بخواند وزكات بدهد وبر طبق آن چه فرد مسلمان مأمور به انجام آن است، رفتار نمايد و هر كس مسلمان نشود، گردنش را مى‏زند تا آن كه در شرق و غرب جهان، يك كافر برجاى‏نماند».

عبداللَّه بن بكير پرسيد: قربانت گردم، در روى زمين مردم بسيارى هستند؛ چگونه حضرت مى‏تواند همه آنان را مسلمان كند يا گردن بزند؟

امام كاظم عليه السلام فرمود: «وقتى خداوند چيزى را اراده كند، چيز اندك را بسيار و بسيار اندك مى‏گرداند».(21)

شهر بن حوشب مى‏گويد: حجاج به من گفت: اى شهر! در قرآن آيه‏اى است كه مرا خسته كرده است (و معناى آن را نمى‏فهمم). گفتم: كدام آيه؟ گفت: آن‏جا كه خداوند مى‏فرمايد: (وإن من أهل الكتاب إلاّ ليؤمننّ به قبل موته؛(22) هيچ يك از اهل كتاب نيست مگر آن كه قبل از مرگش ايمان مى‏آورد) و مكرر اتفاق افتاده است كه فردى نصرانى يا يهودى را پيش من مى‏آورند وگردنش را مى‏زنم و آن‏گاه به لب‏هايش خيره مى‏شوم، ولى حركتى نمى‏كند تا اين كه نفس او قطع مى‏شود.

شهر بن حوشب مى‏گويد: به او گفتم: معناى آيه، اين نيست كه تو پنداشتى؛ بلكه مراداين است كه وقتى پيش از قيامت، عيسى بن مريم از آسمان فرود آيد و به حضرت‏قائم عجل الله تعالى فرجه الشريف اقتدا كند، در آن هنگام هيچ يهودى و نصرانى نمى‏ماند، مگر آن كه پيش از مرگ به او ايمان مى‏آورد.

حجاج پرسيد: اين تفسير را از كجا فرا گرفته‏اى و چه كسى آن را به تو آموخته است؟ گفتم: اين تفسير را امام باقر عليه السلام فرمود. حجاج گفت: از چشمه‏اى زلال به دست آورده‏اى.(23)

رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم مى‏فرمايد: «قيامت برپا نمى‏شود، مگر آن كه با يهود بجنگيد. آن‏گاه يهوديان (شكست خورده) مى‏گريزند و پشت سنگ‏ها پنهان مى‏شوند؛ ولى سنگ فرياد مى‏زند: اى مسلمان! اى بنده خدا! اين يهودى پشت من پنهان شده است».(24)

رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم مى‏فرمايد: «... يهوديانى كه با دجّال هستند، مى‏گريزند و پنهان مى‏شوند؛ ولى درختان و سنگ‏ها فرياد برمى‏آورند: اى روح اللَّه! اين يهودى است. حضرت نيز آنان را مى‏كشد و كسى را بر جاى نمى‏گذارد».(25)

البته از روايات ديگرى فهميده مى‏شود كه ستيز و رويارويى حضرت با اهل كتاب هميشه يكسان نبوده، بلكه در مواردى با دريافت جزيه به آنان اجازه مى‏دهد به دين خودشان بر جاى بمانند و با گروهى به بحث و مناظره بپردازد و آنان را با اين روش به اسلام دعوت مى‏كند و ممكن است بگوييم در آغاز قيام با آنان به بحث مى‏پردازد و با كسانى كه حق را پنهان سازند، مى‏جنگد.

ابوبصير مى‏گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشريف تا پايان زندگانى در مسجد سهله (كوفه) خواهد ماند؟ فرمود: «آرى». پرسيدم: اهل ذمّه، در نظرش چگونه خواهند بود؟ فرمود: «با آنان از راه مسالمت‏آميز وارد مى‏شود؛ هم‏چنان‏كه پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم رفتار مى‏كرد. آنان در حال خوارى جزيه مى‏پردازند».(26)

ابن اثير مى‏گويد: در آن روزگار هيچ اهل ذمّه‏اى نمى‏ماند كه جزيه بپردازد.(27)

ابن‏شوذب مى‏گويد: بدين علّت به حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشريف مهدى مى‏گويند كه به سوى يكى از كوه‏هاى شام هدايت مى‏شود و در آن‏جا اسفار تورات را خارج مى‏سازد و با آن با يهوديان به بحث و مناظره مى‏پردازد و گروهى از آنان به دست حضرت اسلام مى‏آورند».(28)

/ 191