عبداللَّه بن بكير از امام كاظم عليه السلام درباره تفسير آيه (وَلَهُ أسْلَمُ مَنْ فى السَّمواتِ و الأرض طَوْعاًوكرْهاً؛(20) هر آن كه در آسمان و زمين است چه از روى اختيار يا اجبار مطيع فرمان خداست) سؤال كرد.امام فرمود: «اين آيه درباره قائم عجل الله تعالى فرجه الشريف فرود آمده است؛ هنگامى كه عليه يهود، نصارا،صابئيان، مادى گرايان و برگشتگان از اسلام و كافران در شرق و غرب كره زمين قياممىكند و اسلام را به آنان پيشنهاد مىنمايد. هر كس از روى ميل پذيرفت، دستور مىدهد كه نماز بخواند وزكات بدهد وبر طبق آن چه فرد مسلمان مأمور به انجام آن است، رفتار نمايد و هر كس مسلمان نشود، گردنش را مىزند تا آن كه در شرق و غرب جهان، يك كافر برجاىنماند».عبداللَّه بن بكير پرسيد: قربانت گردم، در روى زمين مردم بسيارى هستند؛ چگونه حضرت مىتواند همه آنان را مسلمان كند يا گردن بزند؟امام كاظم عليه السلام فرمود: «وقتى خداوند چيزى را اراده كند، چيز اندك را بسيار و بسيار اندك مىگرداند».(21)شهر بن حوشب مىگويد: حجاج به من گفت: اى شهر! در قرآن آيهاى است كه مرا خسته كرده است (و معناى آن را نمىفهمم). گفتم: كدام آيه؟ گفت: آنجا كه خداوند مىفرمايد: (وإن من أهل الكتاب إلاّ ليؤمننّ به قبل موته؛(22) هيچ يك از اهل كتاب نيست مگر آن كه قبل از مرگش ايمان مىآورد) و مكرر اتفاق افتاده است كه فردى نصرانى يا يهودى را پيش من مىآورند وگردنش را مىزنم و آنگاه به لبهايش خيره مىشوم، ولى حركتى نمىكند تا اين كه نفس او قطع مىشود.شهر بن حوشب مىگويد: به او گفتم: معناى آيه، اين نيست كه تو پنداشتى؛ بلكه مراداين است كه وقتى پيش از قيامت، عيسى بن مريم از آسمان فرود آيد و به حضرتقائم عجل الله تعالى فرجه الشريف اقتدا كند، در آن هنگام هيچ يهودى و نصرانى نمىماند، مگر آن كه پيش از مرگ به او ايمان مىآورد.حجاج پرسيد: اين تفسير را از كجا فرا گرفتهاى و چه كسى آن را به تو آموخته است؟ گفتم: اين تفسير را امام باقر عليه السلام فرمود. حجاج گفت: از چشمهاى زلال به دست آوردهاى.(23)رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم مىفرمايد: «قيامت برپا نمىشود، مگر آن كه با يهود بجنگيد. آنگاه يهوديان (شكست خورده) مىگريزند و پشت سنگها پنهان مىشوند؛ ولى سنگ فرياد مىزند: اى مسلمان! اى بنده خدا! اين يهودى پشت من پنهان شده است».(24)رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم مىفرمايد: «... يهوديانى كه با دجّال هستند، مىگريزند و پنهان مىشوند؛ ولى درختان و سنگها فرياد برمىآورند: اى روح اللَّه! اين يهودى است. حضرت نيز آنان را مىكشد و كسى را بر جاى نمىگذارد».(25)البته از روايات ديگرى فهميده مىشود كه ستيز و رويارويى حضرت با اهل كتاب هميشه يكسان نبوده، بلكه در مواردى با دريافت جزيه به آنان اجازه مىدهد به دين خودشان بر جاى بمانند و با گروهى به بحث و مناظره بپردازد و آنان را با اين روش به اسلام دعوت مىكند و ممكن است بگوييم در آغاز قيام با آنان به بحث مىپردازد و با كسانى كه حق را پنهان سازند، مىجنگد.ابوبصير مىگويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشريف تا پايان زندگانى در مسجد سهله (كوفه) خواهد ماند؟ فرمود: «آرى». پرسيدم: اهل ذمّه، در نظرش چگونه خواهند بود؟ فرمود: «با آنان از راه مسالمتآميز وارد مىشود؛ همچنانكه پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم رفتار مىكرد. آنان در حال خوارى جزيه مىپردازند».(26)ابن اثير مىگويد: در آن روزگار هيچ اهل ذمّهاى نمىماند كه جزيه بپردازد.(27)ابنشوذب مىگويد: بدين علّت به حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشريف مهدى مىگويند كه به سوى يكى از كوههاى شام هدايت مىشود و در آنجا اسفار تورات را خارج مىسازد و با آن با يهوديان به بحث و مناظره مىپردازد و گروهى از آنان به دست حضرت اسلام مىآورند».(28)