كعب درباره گشودن شهر قسطنطنيه به دست مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف مىگويد: حضرت، پرچم را به زمين فرو مىبرد و به سوى آب مىرود تا براى نماز صبح وضو بگيرد؛ آب از حضرت دور مىشود. امام عليه السلام پرچم را بر مىدارد و به دنبال آب حركت مىكند تا آن كه از آن ناحيه مىگذرد. آنگاه پرچم را در زمين فرو مىبرد و سپاهيان را فرا مىخواند و مىفرمايد: «اىمردم! خداوند دريا را براى شما شكافت؛ همچنانكه آن را براى بنى اسرائيل شكافت». پس سپاهيان از دريا مىگذرند و رو به روى شهر قسطنطنيه قرار مىگيرند. سپاهيان نداى تكبير سر مىدهند و ديوارهاى شهر به لرزه درمىآيد.بار ديگر تكبير مىگويند و دوباره ديوارها مىلرزد. بار سوم كه صدا به تكبير بلند مىكنند، ديوارهايى كه ميان دوازده بُرج مراقبت هستند، فرو مىريزند.(35)رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم مىفرمايد: «... حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف جلوى قسطنطنيه فرود مىآيد. در آن روزگار، آن دژ، هفت ديوار دارد. حضرت هفت تكبير مىگويد و ديوارها فرو مىريزد و با كشتن تعداد بسيارى از روميان، آنجا به تصرف حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف در مىآيد و گروهى نيز به اسلام رو مىآورند».(36)اميرمؤمنان عليه السلام در اين زمينه مىفرمايد: «... سپس حضرت مهدى و يارانش به حركت خود ادامه مىدهند و بر هيچ دژى از دژهاى روميان نمىگذرند، مگر آن كه با گفتن «لا إله إلّا اللَّه» ديوارهاى آن فرو مىريزد تا آن كه در نزديكى شهر قسطنطنيه فرود مىآيند. در آن جا چند تكبير مىگويند و ناگهان خليجى كه در مجاورت آن شهر است، خشك مىشود و آبهايش در زمين فرو مىرود و ديوارهاى شهر نيز فرو مىريزد. از آنجا به سوى شهر روميه حركت مىكنند و چون به آنجا مىرسند، مسلمانان سه تكبير مىگويند و شهر چون رمل و شن نرم - كه در برابر تند بادها قرار گرفته باشد - از هم مىپاشد».(37)نيز آن حضرت مىفرمايد: «... مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف به پيش روى خود ادامه مىدهد تا اين كه به يكى از شهرهاى مشرف به دريا مىرسد. لشكريان حضرت تكبير سر مىدهند و در پى آن ديوارهاى شهر از هم گسيخته شده، فرو مىريزند».(38)