در اين آيه سه مرحله از دعوت و تبليغ ذكر شدهاست: 1. كساني كه اهل منطق و استدلال و تعقل ميباشند، با منطق و كلمات حكمتآميز و استدلال آنان را دعوت كن. 2. آنان كه يك مرحله پايينترند، با موعظه و ذكر مسائل اخلاقي و عاطفي و از اين قبيل امور دعوتشان كن: ”الموعظة الحسنة“ ـ پند نيكو. 3. اگر كساني هستند كه اهل مجادله ميباشند، تو هم با آنها مجادله كن، ولي با نحو احسن: ”و جادلهم بالَّتي هي أحسن“. معني مجادله اين است كه مباني محكم طرف را بگيري و به خودش برگرداني. يعني مسائل مسلمه و اصول موضوعي طرف مقابل را مبنا قرارده و بر آن اساس حق را براي او ثابت كن. بنابراين اسلام از اول نگفته است كه شمشير دست بگير و به جنگ آنها برو! پيغمبر اكرم(ص) 13 سال در مكه بودند و تمام اين مدت با موعظه و كلمات حكمتآميز و اظهار عطوفت و مهرباني نسبت به آنها، آنان را به خدا و دين خدا دعوت ميكردند و هيچگاه مسأله جنگ و شمشير در كار نبودهاست. پيغمبر اكرم(ص) به همين اندازه قانع بودند كه ميفرمودند: ”لا اله الاّ الله“ بگوييد تا رستگار شويد: ”قولوا لا اله الاّ الله تفلحوا“. از اين رو، اوليه مرحله دعوت، موعظه و نصيحت و منطق و بحث و مجادله است، اما اگر فرض كرديم، كساني را خواستيم به سوي حق دعوت كنيم، آنها خود را مجهز كردند و مسلح شدند و عليه حق و اهل حق به ستيز برخاستند، آيا روا است كه ما كنار بنشينيم و دم برنياوريم؟! آيا عقل انسان ميگويد، در اينگونه موارد، بايستي بخوري و فرياد هم نكني؟! يا اينكه بايستي از حق و اهل حق دفاع كرد؟
جنگهاي اسلامي
ما وقتي جنگهاي اسلامي را بررسي ميكنيم، مييابيم كه تمامش حالت دفاعي داشته است نه حالت هجومي. آيه شريفه ميفرمايد: ”و ما لكم لاتقاتلون في سبيل الله و المستضعفين من الرّجال و النّساء و الولدان“[2] ـ چرا قتال نميكنيد؟ چرا در راه خدا و براي دفاع از توحيد و حق و در راه نجات مستضعفين از دست متكبرين جهاد نميكنيد؟ اگر يك كشور را ده نفر مستكبر قبضه كرده باشند، ثروت و قدرت كشور دست آنها باشد و مانع شوند كه مردم زير بار حق و حقيقت بروند، آيا عقل و منطق اجازه ميدهد كه مردم, يك كشور چهل ميليوني را در اختيار ده نفر مستكبر ستمگر ـ كه هم با دين و هم با دنياي مردم كار دارندـ بگذارند يا اينكه بايستي در مقابل مستكبرين زورگو و طواغيت، حالت دفاعي داشت و با آنان به مقابله پرداخت؟ قطعاً عقل ميگويد: بايستي انسان از حق و حقيقت دفاع كند.