لله الحمد قبل كل كلامهر چه مفهوم عقل و ادراك استبه هوا و هوس در او نرسىاى همه قدسيان قدوسىپرتو روى توست از همه سوقطع اين ره به راه پيمايىبنما ره كه طالب راهيماحدي، ليك مرجع اعداداولى و تو را بدايت نىذات تو در سرادقات جلالبر تو كس نيست آمر و ناهىاى جهانى به كام، از در توبه جوار خودم رهى بنمايغايب از من، مرا حضورى بخشهر چه غير از تو، ز آن نفورم كنچند باشم ز خودپرستى خويشوارهانم ز ننگ اين تنگيمي پرد مرغ همتم گستاخكه ز بام تو دانه اى چينماى كه پيش تو راز پنهانم اى كه پيش تو راز پنهانم
به صفات الجلال و الاكرامساحت قدس او از آن پاك استتا ز لا نگذرى به هو نرسىگرد كوى تو در زمين بوسيهمه را رو به توست از همه روكى توان گر تو راه ننمايى ؟ره به سوى تو از تو مي خواهيمواحدي، ليك مجمع اضدادآخرى و تو را نهايت نىاز ازل تا ابد به يك منوالهمه آن مي كنى كه مي خواهىكام خواهم نه دام از در تودر حريم دلم درى بگشايبه سرورى رسان و نورى بخشپاى تا فرق غرق نورم كنبند، در تنگناى هستى خويش؟برسانم به رنگ بي رنگيدر رياض اميد، شاخ به شاخيا ز نامت نشانه اى بينمآشكارست تا به كى خوانم آشكارست تا به كى خوانم