در مذمت شعراى روزگار - اورنگ یکم نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اورنگ یکم - نسخه متنی

نورالدین عبد الرحمان جامی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

در مذمت شعراى روزگار





  • شعر در نفس خويشتن بد نيست
    ناله ى من ز خست شركاست
    پيش از اين فاضلان شعر شعار
    مستمر بر مكارم اخلاق
    همه را دل ز همت عالى
    وه كز ايشان بجز فسانه نماند
    لفظ شاعر اگر چه مختصرست
    نيست يك خلق و سيرت مذموم
    شاعرى گرچه دلپذيرم نيست
    مي كنم عيب شعر و، مي گويم
    طعنه بر شعر، هم به شعر زنم چكنم؟ در سرشت من اينست
    چكنم؟ در سرشت من اينست



  • پيش اهل دل اين سخن رد نيست
    تن چو نال ام ز شر ايشان كاست
    كسب كردى فضايل بسيار
    مشتهر در مجامع آفاق
    از قناعت پر، از طمع خالى
    جز سخن هيچ در ميانه نماند
    جامع صد هزار شين و شرست
    كه نگردد ازين لقب مفهوم
    طرفه حالى كز آن گزيرم نيست
    مي زنم طعن مشك و، مي بويم
    قيمت و قدر آن ، بدو شكنم وز ازل سرنوشت من اينست
    وز ازل سرنوشت من اينست


/ 42