در بيان عشق و رهايى از خودپرستي - اورنگ یکم نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اورنگ یکم - نسخه متنی

نورالدین عبد الرحمان جامی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

در بيان عشق و رهايى از خودپرستي





  • قصه ى عاشقان خوش است بسى
    تا مرا هوش و مستمع را گوش
    هر بن موي، صد دهانم باد
    هر زبانى به صد بيان گويا
    آنكه عشاق پيش او ميرند،
    تا نميرى نباشى ارزنده
    هست ازين مردگى مراد مرا
    نه فنايى كه جان ز تن برود
    شوى از ما و من به كلى صاف
    نزنى هرگز از اضافت دم
    هم ز نو وارهى و هم ز كهن
    كفش من، تاج من، عمامه ى من
    زآنكه هر كس كه از منى وارست صد من اش بار بر سر و گردن،
    صد من اش بار بر سر و گردن،



  • سخن عشق دلكش است بسى
    هست، ازين قصه كى شوم خاموش؟
    هر دهان، جاى صد زبانم باد
    تا كنم قصه هاى عشق املا
    سبق زندگى از او گيرند،
    كه به انفاس او شوى زنده
    آنكه خواهند صوفيان به فنا
    بل فنايى كه ما و من برود
    نشود با تو هيچ چيز مضاف
    از اضافت كنى چون تنوين رم
    نگذرد بر زبانت گاه سخن
    ركوه ى من، عصا و جامه ى من
    يك من او را هزار من بارست به كه يك بار بر زبانش من
    به كه يك بار بر زبانش من


/ 42