رفتن معتمر و عتيبه به جستجوى ريا - اورنگ یکم نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اورنگ یکم - نسخه متنی

نورالدین عبد الرحمان جامی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

رفتن معتمر و عتيبه به جستجوى ريا





  • خسرو صبح چو علم برزد
    هر دو كردند از آن حرم بشتاب
    تا به پيشين، قدم بيفشردند
    ناگه از ره نسيم يار رسيد
    ليك مقصود كار همره نى
    با عتيبه سخن گزار شدند
    كه برون برد رخت ازين منزل
    روى خورشيد قرب، غيم گرفت
    گرچه بار رحيل ازين جا بست
    چون سمن تازه و چون گل بوياست
    نام ريا چو آمدش در گوش
    پرده از چهره ى حيا برداشت
    كاى دريغا كه يار محمل بست
    آمدم بر اميد ديدارش
    معتمر گفت با وى از دل پاك
    كنچه دارم از ملك و مال به كف
    همه صرف تو مي كنم امروز
    دست او را گرفت مشفق وار
    گفت بعد از سلام با ايشان اين جوان كيست در ميان شما؟
    اين جوان كيست در ميان شما؟



  • لشكر شام را به هم برزد
    چاره جو رو به مسجد احزاب
    در طلب روز را به سربردند
    آن گروه زن آمدند پديد
    خيل انجم رسيد و آن مه نى
    قصه پرداز آن نگار شدند
    راند تا منزل دگر، محمل
    راه حى بنى سليم گرفت
    طالب وصل توست هر جا هست
    نام او از معطرى رياست
    از سرش عقل رفت و از دل هوش
    شرم بگذاشت وين نوا برداشت
    بار دل پشت صبر را بشكست
    تافت از من زمانه رخسارش
    كاى عتيبه، مباش اندهناك
    گرچه اسباب حشمت است و شرف
    تا شوى بر مراد خود فيروز
    برد يكسر به مجلس انصار
    كاى به ملك صفا وفا كيشان چيست در حق او گمان شما؟
    چيست در حق او گمان شما؟


/ 42