رفتن معتمر و عتيبه به جستجوى ريا - اورنگ یکم نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اورنگ یکم - نسخه متنی

نورالدین عبد الرحمان جامی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

رفتن معتمر و عتيبه به جستجوى ريا





  • همه گفتند با جمال نسب
    گفت كاو را بلايى افتاده ست
    چشم مي دارم از شما يارى
    بهر مطلوبش اختيار سفر
    همه سمعا و طاعة گويان
    بر نجيب اشتران سوار شدند
    مي بريدند كوه و صحرا را
    تا به منزلگهش پى آوردند
    كردشان شاد و خرم استقبال
    فرش هاى نفيس افگندند
    هر كسى را به جاى وى بنشاند
    آنچه حاضر ز گله بود و رمه
    معتمر گفت كاى جمال غرب
    نخورد كس ز سفره و خوانت،
    حاجت جمله را روا نكني،
    گفت كاى روى صدق، روى شما
    گفت هست آنكه گوهر صدفت
    با عتيبه كه فخر انصارست
    گوهر سلك اتصال شود گفت تدبير كار و بار او راست
    گفت تدبير كار و بار او راست



  • هست شمعى ز دودمان عرب
    در كمند هوايى افتاده ست
    و از سر مرحمت مددگارى
    بر ديار بني سليم گذر
    معتمر را به جان رضا جويان
    متوجه بدان ديار شدند
    پرس پرسان ديار ريا را
    پدرش را از آن خبر كردند
    با كسان گفت تا به استعجال
    نطع هاى عجب پراگندند
    وز نا، گوهرش به فرق فشاند
    كشت و پخت و كشيد پيش، همه
    همه كار تو در كمال ادب
    تا ز بحر نوال و احسانت
    آرزوى همه عطا نكني
    چيست از بنده آرزوى شما؟
    اختر برج عزت و شرفت
    نيك كردار و راست گفتارست،
    رازدار شب وصال شود واندرين كار، اختيار او راست
    واندرين كار، اختيار او راست


/ 42