رفتن معتمر و عتيبه به جستجوى ريا - اورنگ یکم نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اورنگ یکم - نسخه متنی

نورالدین عبد الرحمان جامی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

رفتن معتمر و عتيبه به جستجوى ريا





  • با وى اين را بگويم از آغاز
    اين سخن گفت و از زمين برخاست
    چون درآمد به خانه، ريا گفت
    گفت از آن رو كه جمعى از انصار
    همه يكدل به دوستدارى تو
    گفت انصاريان كريمان اند
    از براى چه دوستدار من اند؟
    گفت بهر يگانه اى ز كرام
    گفت من هم شنيده ام خبرش
    چون كند وعده در وفا كو شد
    پدرش گفت مي خورم سوگند
    كه تو را هيچ گه به وى ندهم
    واقفم از فسانه ى تو و او
    گفت با وى مرا چه بازارست،
    نه خيالى ز روى من ديده ست
    ليك چون سبق يافت سوگندت
    قوم انصار پاك دينان اند
    بر مقالاتشان مگردان پشت
    مكن از منع، كامشان پر زهر نرخ كالا ز حد چون در گذرد
    نرخ كالا ز حد چون در گذرد



  • آنچه گويد، به مجلس آرم باز
    غضب آميز و خشمگين برخاست
    كز چه رو خاطرت چنين آشفت؟
    به هوايت كشيده اند قطار
    يك زبان بهر خواستگارى تو
    در حريم كرم مقيمان اند
    وز هواى كه خواستگار من اند؟
    عالى اندر نسب، عتيبه به نام
    نسبتى نيست با كسى دگرش
    وز جفاى زمانه نخروشد
    به خدايى كه نبودش مانند
    نقد وصلت به دامنش ننهم
    وآنچه بوده ميانه ى تو و او
    كه از آن خاطر تو دربارست؟
    نه گياهى ز باغ من چيده ست
    به اجابت نمي كنم بندت
    در زمان و زمين امينان اند
    رد ايشان مكن به قول درشت
    گر نمي بايدت، گران كن مهر رغبت از جان مشترى ببرد
    رغبت از جان مشترى ببرد


/ 42