رسيدن معتمر بعد از چندگاه بر سر قبر ايشان - اورنگ یکم نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اورنگ یکم - نسخه متنی

نورالدین عبد الرحمان جامی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

رسيدن معتمر بعد از چندگاه بر سر قبر ايشان





  • بعد شش سال، معتمر، يا هفت
    راه عمدا بر آن ديار افگند
    ديد بر خاك آن دو انده مند
    چون به عبرت نگاه كرد در آن
    بود زردى ز رويشان ارى
    با كسى گفت ز آن زمين بشگفت
    كه درختي ست اين سرشته ى عشق
    بلكه بر خاك آن دو تن علمي ست
    ز اهل دل هر كه آن رقم خواند، جانشان غرق فيض رحمت باد
    جانشان غرق فيض رحمت باد



  • به سر روضه ى نبى مي رفت
    بر سر قبرشان گذار افگند
    سر كشيده يكى درخت بلند
    ديد خط هاى سرخ و زرد بر آن
    سرخى از چشم خونفشان خبرى
    چه درخت ست اين به حيرت ؟ گفت
    رسته از تربت دو كشته ى عشق
    بر وى از شرح حالشان رقمي ست
    حال آن كشتگان غم داند كس چو ايشان ازين جهان مرواد
    كس چو ايشان ازين جهان مرواد


/ 42