فصل اوّل. استناد به روايات براى تفسير قرآن - جلوه های حدیث در تفسیر صدرالمتألهین نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جلوه های حدیث در تفسیر صدرالمتألهین - نسخه متنی

عبدالرسول هادیان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

فصل اوّل. استناد به روايات براى تفسير قرآن

در اين فصل به بررسى رواياتى مى پردازيم كه صدرالمتألهين در تفسير قرآن خويش از آنها استفاده كرده است:

الف) بررسى لغوى: ملاصدرا در بعضى موارد با استشهاد به روايات, معناى لغوى بعضى واژه ها را بيان كرده است. به عنوان نمونه, براى آوردن لفظ «صلاة» به معناى اين روايت تمسّك جسته كه:

إذا دعى أحدكم إلى طعام فليجب, فان كان صائماً فليصلّ. [8]

هرگاه يكى از شما به طعامى دعوت شد, بايد اجابت كند. پس اگر روزه بود, بايد براى دعوت كننده دعا كند.

او در اين حديث, «فليصلّ» را اين گونه معنا كرده است: به بركت و خير براى او دعا كند. [9]

ب) بيان شأن نزول: نزول بعضى آيات, براساس واقعه اى است كه اتّفاق افتاده و خداوند, متناسب با آن واقعه خاص, آياتى را بر پيامبر(ص) نازل كرده است كه به آنها شأن نزول مى گويند. يكى از موارد, استشهاد ملاصدرا به روايات و بيان شأن نزول آياتى است كه از آن سخن به ميان آمده است. مثلاً در ذيل آيه «وضرب لنا مثلاً و نسى خلقه قال من يحيى العظام و هى رميم» [10] روايت شده است كه گروهى از كفّار قريش درباره جهان پس از مرگ, سخن مى گفتند. يكى از آنها گفت: «آيا نمى بينيد كه محمّد مى گويد مردگان دوباره برانگيخته مى شوند؟ قسم به لات و عزّى كه به سوى او مى روم و با او مخاصمه مى كنم». سپس با استخوان پوسيده اى به سراغ پيامبر(ص) رفت و گفت: «اى محمد! آيا معتقدى كه خدا اين استخوان را بعد از پوسيدگى بر مى گرداند؟». حضرت فرمود: «بله, و تو را هم بر مى گرداند و داخل جهنّم مى كند». سپس اين آيه نازل شد. [11]

همچنين در ذيل آيه «وإذا رأوا تجارة أو لهواً انفضّوا اليها و تركوك قائماً», [12] روايت شده كه روز جمعه اى پيامبر(ص) در حال ايراد خطبه هاى نماز جمعه بود كه كاروان تجارتى شام به مدينه برگشت. مردم كه متوجّه شدند, جز گروهى اندك, به سرعت از صف نماز خارج شدند و به طرف كاروان تجارتى رفتند تا مبادا ديگران بر آنها سبقت بگيرند. در اينجا, اين آيه نازل شد. [13]

ج) فضيلت سوره ها: يكى از موارد تمسّك ملاصدرا به روايات, بيان فضائل سوره هايى است كه تفسير كرده است. در فضيلت قرائت سوره حمد, روايت شده كه ثواب آن برابر با قرائت يك سوم قرآن است و يا شفاى هر دردى جز مرگ است و اگر سوره حمد, كسى را شفا نبخشد, با چيز ديگرى بهبود نمى يابد. ابن عباس مى گويد: جبرئيل به پيامبر(ص) عرض كرد: «بشارت باد بر تو به دو نورى كه قبل از تو به كسى داده نشده: يكى فاتحة الكتاب است و ديگرى آخر سوره بقره». صدرالمتألهين, پس ذكر از اين روايات مى گويد:

در اين اخبار (بخصوص حديث آخر), اشاره هاى علمى, تعريفهاى سرّى, رمزهاى معنوى و آگاهى هاى عرفانى, علاوه بر معارف عقلى و معنوى اين سوره ها وجود دارد كه فقط راسخان در علم و دين و سالكان راه كشف و يقين, قدر آن را مى شناسند و حقيقت معانى آن را در مى يابند, نه كسانى كه به عبارات تمسّك مى جويند و همچون خفّاش در تاريكى هاى اين استعارات در رفت و آمد هستند. [14]

همچنين از رواياتى مثل: فاتحة الكتاب, افضل قرآن است؛ «قل هو اللّه أحد», يك سوم قرآن است؛ يس, قلب قرآن است؛ آية الكرسى, سيّد آيات قرآن است, و … نتيجه مى گيرد كه آيات قرآن, از نظر محتوا نسبت به يكديگر, مراتب و فضيلت مخصوصى دارند و با فضائلى كه درباره آية الكرسى آمده است, نتيجه مى گيرد كه اين آيه نسبت به تك تك آيات قرآن, برترى ويژه اى دارد. [15]

در پايان بحث درباره سوره هاى ديگر نيز احاديث در باب فضيلت آنها را ذكر كرده و شش حديث در فضيلت سوره يس, [16] سه حديث در فضيلت سوره سجده [17] و هفت حديث در فضيلت سوره جمعه [18] آورده است؛ امّا در هيچ كدام از اين موارد, توضيحى نداده است. غالب اين احاديث در «نورالثقلين», «الدرالمنثور» و «ثواب الأعمال» يافت مى شوند و معمولاً اشكال سندى دارند.

د) بيان تفسير و تأويل آيات: استفاده از احاديث معصومان(ع), بهترين وسيله براى فهم حقايق كلمات خداوند و فصل الخطاب نظريه هاى مختلف است و چون به سرچشمه زلال وحى متّصل هستند, تفسير آنها دقيق ترين تفسيرهاست و انسان را از پوسته ظاهرى قرآن به مغز آن هدايت مى كند.

در اينجا نمونه هايى از رواياتى را ذكر مى كنيم كه در صدر تفسير و يا تأويل آيات الهى است و ملاصدرا آنها را نقل كرده است.

او در ذيل آيه «إنّ اللّه لايستحيى أن يضرب مثلاً ما بعوضة فما فوقها» [19] دو روايت درباره حياى خداوند ذكر مى كند, با اين مضمون كه خداوند حيا مى كند كه بنده اى دستش را به سوى او بالا ببرد و او آن را خالى برگرداند؛ همچنين حيا مى كند كه مسلمان پيرى را عذاب دهد. [20] ملاصدرا در پايانْ نتيجه مى گيرد كه حيا به معناى ترس نيست؛ بلكه به معناى ضد آن است. [21]

درباره مثال زدن خداوند به پشه نيز ملاصدرا از امام صادق(ع) روايتى آورده كه خداوند به پشه مثال زد؛ زيرا با وجود حجم كوچكش, همه اعضاى بدن فيل را به اضافه دو عضو ديگر, در او قرار داده است. خداوند به اين وسيله, مؤمنان را از لطيف و عجيب بودن آفريده هايش آگاه مى كند. [22]

نمونه ديگر, در نقل ماجراى توبه آدم(ع) است. پس از نافرمانى آدم و هبوط او به زمين, خداوند مى فرمايد: «فتلقّى آدم مِنْ ربّه كلمات فتاب…». [23] صدرالمتألهين, روايتى را از اهل بيت(ع) نقل مى كند كه آدم بر عرش, نامهايى ديد كه با اكرام و بزرگداشت از آنها ياد شده بود. وقتى درباره آنها سؤال كرد, جواب داده شد كه اينها اسامى بلند مرتبه ترينِ انسانها در نزد خداوند است و آن, اساميِ مبارك محمد(ص), على, فاطمه, حسن و حسين(ع) بود. سپس آدم براى قبول توبه اش با آن نامها به خداوند توسّل جست. او در ذيل اين روايت مى نويسد: اين روايت, به مقامهاى اين نيكان و مراتب بالاى اين ذوات مكرّم و جانهاى پاك, در عرش الهى و قبل از وجود يافتن در اين دنيا و بعد از باز گشت آنها از اين دنيا اشاره دارد و در عين حال, اتّصال آنها به اين كلمات, از بين رفتنى و زائل شدنى نيست. [24]

همچنين در ذيل آيه «انا أنشأناهنّ انشاءً…» [25] روايتى آورده است كه دلالت مى كند كه مراد از اين آيه, پير زنانى هستند كه خداوند آنها را به خلقت ديگرى در مى آورد و هنگامى كه شوهرانشان به سراغشان مى آيند, آنها را بِكر مى بينند. [26]

هـ) بيان روايات هم سياق با آيات مورد بحث: بعضى از روايات, گرچه به ظاهر در صدد تفسير آيات قرآن نيستند؛ امّا چون موضوعشان با آيات مورد نظر هماهنگى دارد, مى توان در تفسير قرآن و فهم بهتر آيات آن از آنها استفاده كرد.

روش ملاصدرا در تفسير قرآن, اين است كه موضوع مورد بحث هر آيه اى را با روايات هم سياق با آن موضوع مى آورد تا جنبه هاى مختلف آن روشن شود؛ مثلاً در ذيل آيه مربوط به توبه حضرت آدم, 22 روايت درباره جنبه هاى مختلف توبه, مثل اثر توبه, وجوب توبه و پذيرش توبه گنهكار از جانب خداوند و… را آورده [27] و به تحليل و شرح بعضى از اين روايات پرداخته است, به گونه اى كه انگيزه كامل براى توبه گنهكار, حاصل مى شود.

و در ذيل آيه «وأقيموا الصلاة و آتوا الزكاة واركعوا مع الراكعين» [28] درباره فضيلت نماز و توجّه داشتن به خدا در حال نماز, شانزده حديث از فريقين آورده [29] و هفت حديث درباره كسانى كه زكات خود را نمى پردازند, ذكر كرده است [30] و درباره «واركعوا مع الراكعين», پس از تطبيق دادن آن با نماز جماعت, روايتى ذكر مى كند كه دلالت دارد بر اينكه ثواب نماز جماعت, 24 مرتبه بيشتر از نماز فُراداست. [31]

نمونه ديگر, بحث از عالمان سوء است. ملاصدرادر ذيل آيه «وآمنوا بما أنزلتُ مصدّقاً لِما معكم ولا تكونوا أوّل كافرٍ به ولاتشتروا بآياتى ثمناً قليلاً وإيّاى فاتّقون» [32] كه خطاب به علماى يهود است, بحثى درباره عالمان سوء دارد و مى گويد: آنها عالمانى هستند كه هدفشان از كسب علم, بهره مندى از دنيا و رسيدن به مقام و منزلتى باشد. او مى نويسد روايات زيادى داريم كه دلالت مى كند اينها در روز قيامت, شديدترين عذابها را دارند و همچنين لزوم پذيرش حجّت الهى بر اينها شديدتر است. سپس در اين باره, چهارده روايتْ ذكر مى كند. [33]

ملاصدرا در ذيل آيه «أتأمرون الناس بالبرّ و تنسون أنفسكم» [34] احاديث زيادى درباره مذمّت عالمان بدون عمل مى آورد [35] و در پايان مى گويد: اين كلام صحيحى است كه عالم اگر به علم خودش عمل نكند, عالم نيست و مبادا گول ظاهر او را بخورى؛ زيرا او جاهلى است خوش زبان كه شرّ او بيشتر است. [36]

و باز در ذيل آيه «ولايكونوا كالّذين أوتوا الكتاب من قبل فطال عليهم الأمد فقست قلوبهم» [37] كه درباره علماى اهل كتاب است, ده حديث با همين مضمون احاديث سابق در مذمّت علماى سوء آورده است [38] و در پايان مى گويد: اين اخبار, مشخّص مى كند كه عالمان دنيوى حالشان بدتر و عذابشان در قيامت, شديدتر از جاهلان است. [39]

همچنين در ذيل آيه «يطوف عليهم ولدان مخلّدون» [40] از پيامبر اكرم روايتى نقل مى كند كه از آن حضرت درباره اطفال مشركان سؤال شد. حضرت فرمودند: «آنها خدمتگزاران بهشت هستند». [41] در حقيقت از نظر ملاصدرا, اين حديث, هم سياق با آيه مذكور است.

و) تعيين مصداق و تطبيق آيات به مورد خاص: قرآن, كتاب هدايت براى همه انسانهاست و منحصر به موقعيّت زمانى و مكانى خاصّى نيست و مفاهيم آن, براى همه زمانها و مكانها قابل انطباق است؛ امّا مشاهده مى شود كه بعضى از آيات بر مورد خاص و يا شخص معيّنى منطبق شده است.

براى مثال, خداوند درباره صفات متّقين مى فرمايد: «الذين يؤمنون بالغيب…». [42] ملاصدرا از بعضى مفسّران نقل مى كند كه معناى ايمان به غيب, تصديق همه چيزهايى است كه خداوند, واجب, مستحب و يا مباح قرار داده است؛ سپس از ابن مسعود و گروهى از صحابيانْ نقل مى كند كه مراد, هر چيزى است كه علمِ آن از بندگانْ پنهان است. او همين نظريه را به دليل عموميّتش اولويت مى دهد. آن گاه يكى از مصاديق اين كلّى را چيزى مى داند كه روات شيعه روايت كرده اند كه مراد, زمان غيبت مهدى(عج) و وقت خروج اوست و به وسيله قرآن و روايات, بر منتظَر بودن ايشان تأكيد شده است. [43]

بنابراين, ملاصدرا در ميان تفاسير مختلف, اولويت را به تفسيرى مى دهد كه عموميت بيشترى دارد و روايت مربوط به خروج حضرت مهدى(عج) را يكى از مصاديق اين عمومْ ذكر مى كند. در اين تحليل با پذيرش مصداق حديث, عموميت قرآن نيز حفظ شده است.

نمونه ديگر آن, آيه «واستعينوا بالصبر والصلاة» [44] است كه ملاصدرا با استناد به رواياتى مى گويد كه مراد از صبر, روزه است و ماه رمضان, ماه صبر است؛ چون روزه دار, خود را از مبطلات روزه حفظ مى كند و فايده كمك گرفتن از صبر, اين است كه انسان از هواى نفس و حرص, رها مى شود. [45]

با ذكر اين موارد, معلوم مى شود كه مهمترين وجه امتياز اين تفسير نسبت به بعضى از تفاسير, اين است كه صدرالمتألهين در همه حال از روايات اهل بيت(ع) استفاده كرده است؛ زيرا يارى گرفتن از حاملان علوم الهى, دقيق ترين راه براى فهم معارف الهى و كلام خداوند است. موارد مذكور, نكاتى است كه مفسّران بايد بدان توجّه داشته باشند.

/ 8