جلوه های حدیث در تفسیر صدرالمتألهین نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جلوه های حدیث در تفسیر صدرالمتألهین - نسخه متنی

عبدالرسول هادیان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

سوم, ارائه روايات و يا آيات مكمّل با آن و جمع آنها با يكديگر به گونه اى كه موجب خدشه در استدلال براى مدّعاى طرف مقابل شود.

ملاصدرا در مواردى كه مى خواهد نظريه ديگران را نقد كند, از اين سه روش استفاده مى كند. نمونه هايى از اين موارد سه گانه ذكر مى شود.

1. اشكال سندى: بحثى مطرح شده است كه: آيا انبيا بالاترند يا ملائكه؟

آنها كه مى گويند انبيا بالاترند, ده دليل براى مدّعاى خود آورده اند. ملاصدرا بعد از بيان هر دليلى, پاسخ آن را ذكر كرده است. دليل نهم و دهم آنها, روايت است. در دليل نهم, روايتى درباره شب معراج آمده است كه:

إنّ جبرئيل أخذ بركاب محمد, حتّى أركبه البُراق ليلة المعراج, و لمّا وصل الى بعض المقامات تخلّف منه جبرئيل وقال: لو دنوت أنمُلة لاحترقت. [76]

در شب معراج, جبرئيل در ركاب حضرت محمد(ص) بود تا او را سوار بر براق كرد. وقتى به يكى از مراحل رسيد, جبرئيل در آنجا باقى ماند و گفت: اگر به اندازه سرانگشتى نزديك مى شدم, آتش مى گرفتم.

در دليل دهم نيز اين روايت از پيامبر(ص) نقل شده كه:

قال(ص): «إنّ لى وزيرين فى السماء» و أشار الى جبرئيل و ميكائيل. [77]

فرمود: «من دو وزير در آسمان دارم» و به جبرئيل و ميكائيل اشاره كرد.

صدرالمتألهين, درباره روايت اوّل مى گويد: پاسخ داده شده كه اين, خبر واحد است. درباره دليل دوم نيز مى گويد: پاسخ داده شده كه ثبوت اين حديث و صحّت آن, منع شده است. [78]

بنابراين, او در سند اين دو حديثْ خدشه وارد كرده است.

2. اشكال در دلالت حديث: ممكن است كسى براى مدّعاى خود, رواياتى بياورد كه از نظر سند, مشكلى نداشته باشند؛ امّا دلالت آنها بر مدّعا, قابل خدشه باشد. يكى از نمونه هايى كه ملاّصدر از آن بحث كرده, اين است كه بعضى, علم كلام را بدعت مى شمارند و براى اين مدّعا به سه روايت تمسّك جسته اند:

1. تفكروا فى الخلق ولا تفكّروا فى الخالق. [79]

درباره خلق, تفكّر كنيد و درباره خالق, تفكّر نكنيد.

2. عليكم بدين العجائز. [80]

برشما باد به دين و روش پير زنان.

3. اذا ذكر القَدَر فأمسكوا. [81]

وقتى از قَدَر صحبت مى شود, دست نگه داريد.

با توجّه به اين روايات, چون در علم كلام درباره خالق سخن گفته مى شود و از مسائلى همچون قضا و قدر بحث مى شود, بايد از آن دورى جست؛ امّا ملاصدرا به اين روايات جواب مى دهد و درباره حديث اول مى گويد كه در اينجا امر به تفكّر در خلق شده است تا به وسيله آن به شناخت خالق برسيم. پس اين روايت به نفع ماست, نه به ضرر ما. امّا حديث دوم, به تعبير ملاصدرا مرادش اين است كه در همه جا كارها را به خدا تفويض كنيم و به او اعتماد داشته باشيم. درباره حديث سوم هم مى گويد: استدلال به آن ضعيف است؛ زيرا نهى از يك موضوع جزئى, دلالت نمى كند كه از همه مسائل نهى شده باشد؛ همچنين امر به امساك, غير از نهى از نظر و تدبّر است. [82]

3. روايات مكمّل: اگر محقّق علوم دينى بخواهد نظر اسلام را درباره موضوعى بيان كند, بايد با دقّتْ آيات و روايات مربوط به آن موضوع را بررسى نمايد؛ سپس با جمع نمودن همه آنها, درباره آن موضوع, نظر دهد. با مشاهده يكى دو روايت درباره موضوعى, نمى توان نظر دقيقى داد. چه بسا ممكن است با ديدن يك آيه و يا روايت, نتيجه اى به دست آيد كه با استشهاد به آيات و روايات همْ سياق با آن, نتيجه عوض شود.

يكى از مواردى كه ملاصدرا به نقد و بررسى روايات مى پردازد, همين مورد است. به عنوان نمونه, روايتى است كه مى فرمايد:

من قال لا إله إلا اللّه, دخل الجنة. [83]

كسى كه لااله الااللّه بگويد, داخل بهشت مى شود.

بعضى با توجّه به اين روايت گفته اند كه اقرار به كلمه توحيد, مانع وارد شدن به جهنّم است. ملاصدرا در جواب اين عدّه مى گويد: تمسّك به اين روايت براى مدّعايشان ضعيف است؛ زيرا اين حديث, خلود در آتش را نفى مى كند, نه دخول در آتش را. تنها ايمان قوى مانع دخول در آتش است و شاهد آن, روايتى از پيامبر اسلام است كه مى فرمايد:

انّه يقال يوم القيامة أخرجوا من النار من فى قلبه مثقال من الإيمان و نصف مثقال, و ربع مثقال, و شعيرة, و ذرّة. [84]

روز قيامت گفته مى شود: كسى كه در قلبش به قدر مثقالى از ايمان است, او را از آتش بيرون بياوريد و همچنين كسى را كه در قلبش نصف مثقال, ربع مثقال و يا به اندازه جو و يا ذره اى ايمان باشد.

سپس مى گويد: همه اينها هشدار بر درجات ايمان است و نشان مى دهد كه اين مقدار از ايمان, مانع دخول در آتش نيست و مفهومش اين است كه اگر كسى ايمانش بيش از يك مثقال باشد, داخل آتش نمى شود و كسى كه در قلبش ذره اى از ايمان باشد, مستحق خلود در آتش نيست, هر چند كه داخل در آتش مى شود. [85]

بنابراين, همان گونه كه مشاهده مى شود, روايات در شناخت معارف دينى مى توانند مكمّل هم باشند و معناى دقيق ترى را ارائه دهند.

/ 8