به استناد «آيه تطهير», عصمت ائمّه اطهار(ع) در تمام زمينه ها از جمله گفتار و كردار, اثبات مى گردد, چنان كه با تكيه به «حديث ثَقَلين», حجّيت گفتار آنان, در كنار قرآن, و عدم راهيافت خطا و كژى در آن تا پگاه قيامت, فراچنگ مى آيد. عصمت امامان(ع) و حجّيت گفتار و كردار آنان, منبعى سرشار را براى فهم نظرگاه هاى اسلام, در كنار قرآن و سنّت رسول اكرم , در پيش روى مسلمانان مى گشايد و آنان را از فقر فهم دين, رها مى سازد و همان گونه كه در حديث ثقلين پيش بينى شده , از انحراف و گمراهى نجاتشان مى دهد. امّا دريغ و درد كه عامّه مسلمانان, با دخالت دست ها و انديشه هاى ناپاك, به دو اصل عصمت و حجّيت گفتار ائمه(ع) همسان با رسول اكرم, تن در ندادند و ديدگاه هاى آنان را همسطح با سخنان صحابيان و تابعيان دانستند. در اين ميان, تنها شيعه قدر ميراث گرانسنگ روايى اهل بيت(ع) را شناخت و انديشه وران شيعى, از آغازْ تمام كوشش و تلاش خود را به كار بستند تا اين ميراث, براى نسل هاى آتى ضبط و ثبت گردد. بدين ترتيب, در جوامع روايى شيعه, روايات اهل بيت(ع) در كنار سنّت نبوى آمده كه عموماً از طريق راويان عادل, موثّق, ضابط و امامى نقل شده اند. گرچه گروهى از محدّثان بزرگ اهل سنّت, از روى تعصّب يا بر اثر فشار دستگاه هاى حاكم, از انعكاس روايات اهل بيت(ع) در جوامع روايى خود, اجتناب ورزيده اند يا بخش مختصرى را آورده اند, با اين حال, با فحص و تتبّع در لابه لاى كتبى كه به نحوى به يادكردِ روايات اهتمام داشته اند, مى توان به حجم قابل توجّهى از اين نمونه روايات, دست يافت. گردآورى چنين رواياتى ـ يعنى روايات اهل بيت(ع) كه از طرق اهل سنّت و در منابع آنان نقل شده است ـ مى تواند نتايج ذيل را به همراه داشته باشد: 1. ميزان توجّه و اهتمام محدّثان اهل سنّت به روايات اهل بيت(ع) در سايه ميزان نقل روايات, دست يافتنى است, همان گونه كه عدم يادكردِ اين گونه روايات, از عدم اهتمام ْحكايت دارد. 2. از نوع گزينش روايات مى توان دريافت كه آيا آنان, آزاد انديشانه و بدون پيش داورى, صرفاً براى دستيابى به نظر گاه هاى اهل بيت(ع), اين روايات را آورده اند يا آن كه گزينش نوع روايات, حكايت از تحميل نگاهى خاص به آنان دارد. به عبارت روشن تر, گرچه به نظر مى رسد كه پيش داورى ها در منابعى كه صرفاً به گردآورى روايات يا آرا پرداخته اند, راه ندارد; اما بايد اذعان داشت كه نوع گزينش و حتى چينش آنها مى تواند بازگو كننده پيش داورى ها باشد. 3. با اين كار, تطبيق ميان روايات اهل بيت(ع) كه از طريق اهل سنّت نقل شده با رواياتى كه از طريق اماميه نقل شده, از نظر محتوا و متن, ميسّر مى شود و مى توان نتيجه گرفت كه آيا متن روايات, بدون كم و كاست, حذف و تقطيع و احياناً تحريفى در منابع اهل سنّت آمده يا آن كه اين آفت ها در آنها راه يافته است. 4. وجود رواياتى كه متناً با روايات اهل بيت(ع) در جوامع روايى شيعه منطبق است, صحّت متن و صدور اين روايات را تقويت مى كند.به عنوان مثال, اگر به استناد روايات اماميه از اهل بيت(ع), مطهّر بودن آب ثابت شود و عين همين مدّعا در روايات اهل بيت(ع) كه از طرق اهل سنّت نقل شده, آمده باشد, ادّعاى مطهّر بودن آب, از استحكام بيشترى برخوردار مى شود, هرچند روايات دسته نخست, از نصاب لازم براى حجّيت برخوردار باشند; نظير اجماع مسلمانان كه در صورت هم راستا بودن با اجماع شيعه, باعث تقويت آن مى گردد. 5. در صورتى كه راويان روايات اهل بيت(ع), به رغم غير امامى بودن, داراى ساير شرايط صحّت روايت, اعم از عدالت يا وثاقت ضبط باشند و چنين روايتى در منابع روايى شيعه منعكس نشده باشد, مى تواند به عنوان سندى دينى براى دفاع و تقويت مدّعايى در حوزه دين به كار آيد, گرچه به خاطر فقدان آن روايت در منابع شيعى, از آن نمى توان در حدّ يك دليلْ بهره جست. اين نتايج, به حق چنان ارزشمند است كه بايسته است براى دستيابى به آن,منابع اهل سنّت را به صورت ميدانى مورد بحث و جستجو قرار دهيم; كار و آرمان بزرگى كه به دست گروهى از انديشمندان متعهّد شيعه در دهه هاى اخير با تلاش گسترده انجام يافته و نخستين جلد از دستاوردهاى گرانسنگ اين كوشش والا, با عنوان أحاديث أهل البيت(ع) عن طرق أهل السنة منتشر شده است. و مقاله حاضر به هدف معرّفى اين كتاب, فراهم آمده است.
معرّفى كلّى كتاب
كتاب أحاديث أهل البيت(ع) عن طرق أهل السنة, توسط مرحوم آية الله سيد مهدى روحانى و مرحوم آية الله شيخ على ميانجى فراهم آمده و نخستين جلد آن در 567 صفحه, توسط انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه قم, در سال 1421 در يك هزار نسخه, منتشر شده است. گرچه در مقدمه كتاب, توضيح روشنى درباره مقدّمات و اهداف اين كار, زمان شروع و تتبّع در روايات, ارائه نشده است; اما از حجم كار و گستردگى نسبى منابع (با توجه به فقدان ابزار امروزين, همچون معاجم و رايانه) مى توان حدس زد كه اين كار, از دير زمان آغاز و دنبال شده است و از نگارش مقدمه توسط مرحوم روحانى و تقدير ايشان از گروهى سه نفره, بويژه مرحوم ميانجى, برمى آيد كه مبتكر اين طرح, ايشان بوده و با توجه به سابقه دوستى شان با مرحوم ميانجى, نخست موضوع را با ايشان در ميان گذاشته و تا پايان كار, از همكارى ايشان بهره مند بوده اند ـ و از اين روست كه بر روى جلد كتاب, نام هر دو تن آمده است ـ, آن گاه كار به صورت گروه چهار نفره دنبال شده است. در مقدمه اين اثر اين نكات آمده است: 1. آية الله واعظ زاده خراسانى و استاد سيد جعفر مرتضى عاملى, در فراهم آوردن بخش هايى از روايات و تبويب و تنظيم آنها نقش داشته اند, هرچند استمرار همكارى برايشان ميسّر نشده است. 2. روايات مربوط, در هفت حوزه ارائه مى شوند كه عبارت اند از: فقه ـ كه بيشتر روايات, ناظر به اين بخش اند ـ , تفسير, عقايد, فضايل, تاريخ و سيره پيامبر و اهل بيت(ع) , حكمت ها و آداب, فتنه ها و آشوب ها. 3. باتوجه به گستردگى منابع اهل سنّت, مشهورترين كتاب هاى آنان مورد مراجعه قرار گرفته است. 4. روايات, بر اساس پيشينه منابع, ارائه شده و در صورت وجود آن روايات در منابع ديگر, ضمن يادكردِ آن منابع, طرق ديگر روايت نيز ذكر مى شود. گفتنى است كه بيشتر روايات به ترتيب از پيامبر اكرم, امام على و امام باقر(ع) نقل شده اند و در مواردى نه چندان زياد, رواياتى از امام حسن, امام حسين و امام سجّاد(ع) نيز آمده است. 5. در ذكر روايت, به باب هاى ديگرى نيز كه به نحوى با روايت ذكر شده يا باب آن مرتبط باشند, اشاره مى گردد. در آغاز كتاب, فهرست الفبايى 219 منبع كتاب, منعكس شده كه نشان مى دهد افزون بر منابع روايى, منابع تفسيرى, تاريخى, كلامى, اخلاقى, ادبى و…, مطمعِ نظر مؤلفان محترم بوده است. جلد نخست اين اثر, به فقه اختصاص يافته و روايات «كتاب الطهارة» و «كتاب الجنائز» در آن آمده است.
شيوه نگارش
شيوه نگارش كتاب چنين است كه در آغاز, روايات مرتبط با هر باب, از كهن ترين منبع , با ترتيب شماره نقل مى شود و جلد و صفحه منبع, بين دو قلاّب و پس از ذكر نام منبع مى آيد. آن گاه ضمن ذكر منابع پسين كه آن روايت را نقل كرده اند, تفاوت هاى سندى و محتوايى آنها مورد تأكيد قرار مى گيرد و در پايان برخى ابواب, توضيحاتى درباره روايات باب و ساير منابع و ابواب مرتبط با آن, طرح شده است. بخش قابل توجّهى از كتاب, پاورقى هاى آن است كه نشان مى دهد مؤلفان محترم, تنها به انعكاس روايات در متن كتاب بسنده نكرده اند و در موارد لزوم, به توضيح يا احياناً نقد و بررسى آنها پرداخته اند. در اين پاورقى ها معانى واژه هاى غريب و دشوار روايات, با استفاده از منابع لغوى مورد اعتماد, همچون الصحاح جوهرى توضيح داده شده اند و در برخى موارد, تفاوت مشرب هاى فقهى مورد تأكيد قرار گرفته است.
ويژگى هاى كتاب
باتوجه به ملاحظاتى كه در لابه لاى روايات و يا پاورقى ها توسط مؤلفان محترم ارائه شده , ويژگى هاى ذيل كه مى توان آنها را امتيازات اين اثر دانست, ياد كردنى است: 1. تطبيق روايات با روايات و فقه اهل بيت(ع) چنان كه در مقدمه آمده است, گاه براى تقويت مكتب فقهى اهل سنّت, رواياتى از زبان اهل بيت(ع) برساخته شده كه قطعاً با روايات و مكتب فقهى آنان مخالف است. از اين رو, در برخى موارد, با استفاده از جوامع روايى شيعه, همچون: جامع أحاديث الشيعة, تفاوت نگاه فقهى اهل بيت (ع) تبيين شده است; نظير روايات جواز وضو با نبيذ, تطهير پوست ميته با دبّاغى, شستن پاها در وضو و... كه در اين منابع, از زبان اهل بيت(ع) آمده; امّا طبق مكتب فقهى اهل بيت (ع), وضو با نبيذ, باطل است و پوست ميته با دبّاغى قابل تطهير نيست و مسح پاها هم در وضو لازم است. تأكيد بر حذف و ساقط شدن فقراتى از روايات در منابع اهل سنّت نيز براى تبيين اين تفاوت مشرب فقهى انجام گرفته است. 2 ـ نقد سندى و محتوايى روايات مؤلفان محترم, در پاره اى موارد به نقد سندى و محتوايى روايات پرداخته اند. به عنوان نمونه, در ذكر روايتى كه طبق مضمون آن, على(ع) چگونگى وضو گرفتن و سنّت آن را از خليفه دوم فرا گرفته, آورده اند كه در سند آن, نصر بن منصور و استاد او ابوالجنوب عقبة بن علقمه يشكوى آمده كه هر دو آنها ضعيف اند. همچنين رواياتى كه در آنها از ضلالت و گمراهى ابوطالب و مرگ او در حالت شرك و نياز نداشتن او به غسل ميّت خبر داده شده, از نظر سند و محتوا مورد نقد قرار گرفته اند و بيان شده كه ناجية بن كعب, صالح بن مقاتل بن صالح و على بن ابى على لهبى, راويان اين روايات, ضعيف اند و از طرفى, متن روايات, دچار اضطراب است. و در ذيل رواياتى كه در آنها آمده است: ابوبكر بر جنازه فاطمه(س), چهار تكبير گفته است, آورده اند كه اساساً ابوبكر هنگام تجهيز بدن فاطمه(س) حاضر نبوده تا بر او نماز بگزارد. همچنين در برخى از روايات اهل سنّت آمده است كه پيامبر اكرم با تشبّه به سنّت يهود, به هنگام عبور جنازه, از جاى خود برخاست, هرچند بعدها آن را ممنوع كرد. مؤلفان محترم كتاب, در پاورقى بر اين نكته پا فشرده اند كه با توجه به روايات ديگرِ پيامبر اكرم كه در آنها از تشبّه به اهل كتاب شديداً نهى شده است, اين روايات, مردود اند. 3. تبيين جايگاه روايات از نگاه اهل سنّت در موارد قابل توجّهى گفتار محقّقانِ منابع در نقد و بررسى روايات, تقويت يا تضعيف آنها و… آمده كه نشان مى دهد روايت مورد بحث, از نگاه صاحب نظران اهل سنّت از چه پايه و اعتبارى برخوردار است. به عنوان مثال, پس از نقل روايت ابوالنضر از عثمان درباره چگونگى وضو در حضور بزرگان اصحاب همچون زبير, طلحه و على(ع), از كتاب مسند ابويعلى موصلى, از زبان محقّق كتاب آمده است كه اين روايت, منقطع و ضعيف است; زيرا ابوالنضر, عثمان را درك نكرده است و در روايت ديگر, درباره چگونگى وضو از همين كتاب, سند آن را صحيح دانسته است.
فرجام كار
در پايان كتاب, وعده داده شده كه به دنبال جلد نخست, دومين جلد با عنوان: «كتاب الصلاة» خواهد آمد كه از آن برمى آيد پديدآورندگان اين اثر, در نظر داشته اند تا جلد هاى بعدى آن را منتشر سازند; امّا قضاى الهى و فرارسيدن اجل به آنان مهلت به انجام رساندن چنين كارِ سترگى را نداده است. خوش بختانه, كلّيه فيش هاى فراهم آمده توسط مؤلفان, پس از رحلت آنان, به «مركز تحقيقات دارالحديث» واگذار شده تا با همّت محققان سخت كوش اين مركز, ساير مجلّدات آن آماده انتشار گردد. براى جلد هاى آتى, با توجّه به امكانات رايانه اى, پيشنهاد هاى ذيل مفيد به نظر مى رسد: 1. با استفاده از منابع روايى اهل سنّت كه به صورت گسترده در برنامه هاى نرم افزارى جديد, همچون معجم فقهى (نسخه سوم) آمده, ساير منابع و طرق هر روايت, استدراك گردد. 2. به جاى يادكردِ گفتار محقّقان برخى از منابع, در مواردى كه ضرورى به نظر مى رسد, تحقيقى جامع درباره سند, محتوا يا واژه هاى دشوارْ انجام گيرد و در پاورقى ذكرشود, به سان كار ارزشمندى كه توسط محقّقان همين مركز در موسوعة الامام على(ع) انجام گرفته است. 3. تطبيق ميان روايات اهل بيت از طرق اهل سنّت و روايات ايشان از طريق شيعه, به صورت دقيق تر و جامع, با استفاده از منابع روايى و فقهى شيعه انجام گيرد.